معني مردن ز طوطي بد نياز

در نياز و فقر خود را مرده ساز

يعني اي مطرب شده با خاص و عام

مرده شو چون من كه تا يابي خلاص

زانكه آوازت ترا در بند كرد

خويشتن مرده پي اين پند كرد

دانه باشي مرغكانت برچنند

غنچه باشي كودكانت بركنند

دانه پنهان كن بكلي دام شو

غنچه پنهان كن گياه بام شو

هر كه داد او حسن خود را در مزاد

صد قضاي بد سوي او رو نهاد

اشكها و خشمها و رشكها

بر سرش ريزد چو آب از مشكها

دشمنان او را ز غيرت مي درند

دوستان هم روزگارش مي برند

                                مثنوي معنوي