چاه
تو درون چاه رفتستی ز کاخ
چه گنه دارد جهانهای فراخ
ای که اندر چشمه شور است جات
تو چه دانی شط و جیحون و فرات
ای تو نارسته از این فانی رباط
تو چه دانی سحو و سکر و انبساط
آنکه در چه زاد و در آب سیاه
او چه داند لطف دشت و رنج چاه
یا در اول او ز مادر برده زاد
یا به طفلی در اسیری اوفتاد
مثنوی معنوی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۸۶ ساعت ۲:۳۲ ب.ظ توسط محسن
|