دوشنبه دوم مهر 1386
عمر من شد فدیه فردای من
وای از این فردای ناپیدای من
مدتی فردا و فردا وعده داد
شد درخت خار او محکم نهاد
هین و هین ای راه رو بیگاه شد
آفتاب عمر سوی چاه شد
هین مگو فردا که فرداها گذشت
تا بکلی نگذرد ایام کشت
او جوانتر می شود تو پیرتر
زود باش و روزگار خود مبر
مثنوی معنوی
نوشته شده توسط محسن در ساعت 2:36 بعد از ظهر | لینک
|