تبليغاتX
آشنا
جستجو یی در ورای جستجو من نمی دانم تو می دانی بگو

اقتصاد آمریکا با سه کسری بزرگ یعنی: کسری حساب جاری؛ کسری تراز بازرگانی؛ و کسری بودجه روبرو است. برای اینکه اثرات منفی حاصل از این سه کسری که مقادیر عظیمی نیز می باشند؛ تخفیف پیدا کند یکی از راه حلهای آن پایین بردن ارزش دلار در مقابل سایر ارزهاست که به این وسیله اولا" ارزش کل بدهیها را کم می کند ثانیا" کالاهای آمریکایی را به خاطر قیمت کمتری که نسبت به سایر رقبا پیدا می کند؛ قابل رقابت تر  می کند.ثالثا" بدین وسیله افزایش قیمت کالاها از جمله نفت و طلا که به دلایل دیگری این روزها بالا رفته اند را قابل تحمل تر می کند.

اصولا" یکی از ابزار کنترل اقتصاد آمریکا و به نوعی اقتصاد جهان توسط فدرال رزرو یا همان بانک مرکزی آمریکا ؛ بازی با نرخ بهره می باشد. بدین ترتیب که در هنگام رکود اقتصاد که بطور نمونه بعد از یازده سپتامبر به وجود آمد؛ با پایین آوردن نرخ بهره به سطح حدود ۲۵/۱ اولا" باعث شد که مردم با بیرون آوردن پولهایشان از بانک و وارد کردن آن به سایر بخشهای اقتصادی از قبیل تولید و یا مصرف؛ مجددا" اقتصاد را به گردش در آورند و رونق به وجود بیاید. البته به خاطر تجربه سالهای دهه ۱۹۳۰ این کار بطور ناگهانی انجام نشد که به تنش و بحران اقتصادی منجر شود . بلکه به تدریج و در طول مدت نسبتا" زیادی با کندی کامل انجام گرفت . علاوه بر این پایین بودن نرخ بهره به ارزان شدن وامها منجر می شود و در نتیجه مردم برای تولید و مصرف وام می گیرند که این نیز به رونق اقتصادی کمک می کند.

یکی از خواص رونق اقتصادی به وجود آمدن تورم می باشد که با بالا بردن مجدد نرخ بهره باعث می شوند که اولا" پولها مجددا" به عنوان سپرده به بانکها برگردد؛ ثانیا" هزینه گرفتن وام بیشتر شود و در نتیجه وام گیری کندتر شود؛ ثالثا" پولهای اضافی که در نتیجه رونق اقتصادی به وجود آمده ؛ از دور اقتصاد خارج شود و در نتیجه شتاب رشد اقتصاد آهسته تر و تورم کمتر گردد.

بدین ترتیب با بالا و پایین بردن نرخ بهره ؛ همیشه اقتصاد را بین حالت رکورد و تورم نگه می دارند و اجازه نمی دهند که این دو وضعیت شوم در اقتصادشان پیش بیاید و تداوم پیدا کند.

نوشته شده توسط محسن در ساعت 5:30 بعد از ظهر | لینک  |