سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386
ای که تو از جاه ظلمی می کُنی
دانکه بهر خویش چاهی می کنی
گر ضعیفی در زمین خواهد امان
غلغل افتد در سپاه آسمان
مثنوی معنوی
نوشته شده توسط محسن در ساعت 12:22 بعد از ظهر |
لینک
|
سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386
دمدمهء ایشان مرا از خر فکند
چند بفریبد مرا این دهر چند
سخت درماند امیر سُست ریش
چون نه پس بیند نه پیش از احمقیش
مثنوی معنوی
نوشته شده توسط محسن در ساعت 12:20 بعد از ظهر |
لینک
|
سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386
در بیان این سه کم جُنبان لبت
از ذهاب و از ذهب وز مذهبت
کین سه را خصم است بسیار و عدو
در کمینت ایستد چون داند او
مثنوی معنوی
نوشته شده توسط محسن در ساعت 12:16 بعد از ظهر |
لینک
|
سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386
این جهان زندان و ما زندانیان
حفره کن زندان و خود را وارهان
مثنوی معنوی
نوشته شده توسط محسن در ساعت 12:14 بعد از ظهر |
لینک
|
سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386
مشورت ادراک و هشیاری دهد
عقلها مر عقل را یاری دهد
مثنوی معنوی
نوشته شده توسط محسن در ساعت 12:13 بعد از ظهر |
لینک
|
سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386
اینقدر عقلی که داری گُم شود
سر که عقل از وی بپرّد دُم شود
مثنوی معنوی
نوشته شده توسط محسن در ساعت 12:12 بعد از ظهر |
لینک
|
سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386
تا چه عالمهاست در سودای عقل
تا چه با پهناست این دریای عقل
مثنوی معنوی
نوشته شده توسط محسن در ساعت 12:9 بعد از ظهر |
لینک
|
سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386
بس گریزند از بلا سوی بلا
بس جهند از مار سوی اژدها
حیله کرد انسان و حیله ش دام بود
آنکه جان پنداشت خون آشام بود
در ببست و دشمن اندر خانه بود
حیلهء فرعون زین افسانه بود
مثنوی معنوی
نوشته شده توسط محسن در ساعت 11:47 قبل از ظهر |
لینک
|
سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386
چشم هر قومی به سویی مانده است
کان طرف یک روز ذوقی رانده است
مثنوی معنوی
نوشته شده توسط محسن در ساعت 11:7 قبل از ظهر |
لینک
|
سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386
هر که او بنهاد ناخوش سنّتی
سوی او نفرین رود هر ساعتی
نیکوان رفتند و سنّتها بماند
وز لئیمان ظلم و لعنتها بماند
مثنوی معنوی
نوشته شده توسط محسن در ساعت 10:17 قبل از ظهر |
لینک
|
سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386
گفت آری گر وفا بینم نه مکر
مکرها بس دیده ام از زید و بکر
من هلاک فعل و مکر مردمم
من گزیدهء زخم مار و کژدمم
مردم نفس از درونم در کمین
از همه مردم بتر در مکر و کین
مثنوی معنوی
نوشته شده توسط محسن در ساعت 10:15 قبل از ظهر |
لینک
|
سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 10:6 قبل از ظهر |
لینک
|
سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 9:30 قبل از ظهر |
لینک
|
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 4:20 بعد از ظهر |
لینک
|
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 4:7 بعد از ظهر |
لینک
|
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 3:58 بعد از ظهر |
لینک
|
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 3:45 بعد از ظهر |
لینک
|
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 3:16 بعد از ظهر |
لینک
|
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 3:10 بعد از ظهر |
لینک
|
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386
مغز انباشته به کار نمی آید مغز پرورده باید.
ولتر
نوشته شده توسط محسن در ساعت 1:35 بعد از ظهر |
لینک
|
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 1:29 بعد از ظهر |
لینک
|
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 11:38 قبل از ظهر |
لینک
|
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 11:34 قبل از ظهر |
لینک
|
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386
فكر كردن را متوقف كن،
آيا مي تواني به دنباله ي توهمات پايان دهي؟
توقف نكن،حركت كن.
كمي شهامت،
عمل كن،
منفعل نباش.
آيا مي تواني از چنگال باورها و پيش فرض ها و حماقت ها رها شوي؟
نتيجه ي افكار احمقانه،رفتار احمقانه است.
و نتيجه ي افكار خردمندانه ،
رفتار خردمندانه.
از حاصل امور غافل مشو.
ما با ذهنمان زندگي مي كنيم.ذهني كه مخزن گذشته است.
و اين تضاد آفرين است.ذهني كه پر است از توهمات و ارزش هاي خيالي.
و اين فاجعه آفرين و رنج آور است...
ما بايد از افكار رها شويم.فكر از گذشته است.
گذشته باد است،توهم است.
اهميت دادن به افكار يعني اهميت دادن به گذشته و ديگران
افكار خيال اند،
اين فقط آزادي است كه سرشار است،
سرشار از زندگي...
بياييد سبكبار فكر كنيم!
بياييد سبكبار زندگي كنيم.
ایمان روشنگر
نوشته شده توسط محسن در ساعت 11:16 قبل از ظهر |
لینک
|
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 11:2 قبل از ظهر |
لینک
|
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 10:56 قبل از ظهر |
لینک
|
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 10:43 قبل از ظهر |
لینک
|
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 10:34 قبل از ظهر |
لینک
|
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 10:28 قبل از ظهر |
لینک
|
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 10:23 قبل از ظهر |
لینک
|
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 9:41 قبل از ظهر |
لینک
|
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 9:38 قبل از ظهر |
لینک
|
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 9:19 قبل از ظهر |
لینک
|
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 9:16 قبل از ظهر |
لینک
|
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 4:48 بعد از ظهر |
لینک
|
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 4:41 بعد از ظهر |
لینک
|
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 4:27 بعد از ظهر |
لینک
|
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 4:22 بعد از ظهر |
لینک
|
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 4:4 بعد از ظهر |
لینک
|
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 3:59 بعد از ظهر |
لینک
|
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 3:3 بعد از ظهر |
لینک
|
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 2:57 بعد از ظهر |
لینک
|
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 2:53 بعد از ظهر |
لینک
|
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 2:36 بعد از ظهر |
لینک
|
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 2:29 بعد از ظهر |
لینک
|
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
فکر آن باشد که بگشاید رهی
راه آن باشد که پیش آید شهی
شاه آن باشد که از خود شه بود
نی به مخزنها و لشکر شه شود
مثنوی معنوی
نوشته شده توسط محسن در ساعت 2:21 بعد از ظهر |
لینک
|
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
چون کُنی بر بی حسد مکر و حسد
زان حسد دل را سیاهیها رسد
خاک شو مردان حق را زیرپا
خاک بر سر کن حسد را همچو ما
مثنوی معنوی
نوشته شده توسط محسن در ساعت 2:19 بعد از ظهر |
لینک
|
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 11:51 قبل از ظهر |
لینک
|
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 11:39 قبل از ظهر |
لینک
|
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 11:34 قبل از ظهر |
لینک
|
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 11:21 قبل از ظهر |
لینک
|
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 11:1 قبل از ظهر |
لینک
|
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 10:43 قبل از ظهر |
لینک
|
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 10:18 قبل از ظهر |
لینک
|
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 10:2 قبل از ظهر |
لینک
|
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 8:50 قبل از ظهر |
لینک
|
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 8:45 قبل از ظهر |
لینک
|
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 8:38 قبل از ظهر |
لینک
|
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 8:30 قبل از ظهر |
لینک
|
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 8:18 قبل از ظهر |
لینک
|
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 8:13 قبل از ظهر |
لینک
|
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 8:9 قبل از ظهر |
لینک
|
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 8:6 قبل از ظهر |
لینک
|
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 7:46 قبل از ظهر |
لینک
|
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386
حس خشکی دید کز خشکی بزاد
عیسی جان پای بر دریا نهاد
چونکه عُمر اندر ره خشکی گذشت
گاه کوه و گاه دریا گاه دشت
موج خاکی وهم و فهم و فکر ماست
موج آبی محو و سُکرست و فناست
گفت و گوی ظاهر آمد چون غبار
مدتی خاموش خو کن هوش دار
مثنوی معنوی
نوشته شده توسط محسن در ساعت 4:49 بعد از ظهر |
لینک
|
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386
تو بهانه می کنی و ما ز درد
می زنیم از سوز دل دمهای سرد
ما به گفتار خوشت خو کرده ایم
ما ز شیر حکمت تو خورده ایم
الله الله این جفا با ما مکن
خیر کن امروز را فردا مکن
می دهند دل مر ترا کین بی دلان
بی تو گردند آخر از بی حاصلان
ای که چون تو در زمانه نیست کس
الله الله خلق را فریاد رس
مثنوی معنوی
نوشته شده توسط محسن در ساعت 4:45 بعد از ظهر |
لینک
|
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386
پس بدان این اصل را ای اصل جو
هر که را دردست او بُردست بو
هر که او بیدارتر پُر دردتر
هر که او آگاه تر رخ زردتر
مثنوی معنوی
نوشته شده توسط محسن در ساعت 4:23 بعد از ظهر |
لینک
|
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386
اشک دیده ست از فراق تو روان
آه آهست از میان جان روان
منگر اندر ما مکن در ما نظر
اندر اکرام و سخای خود نگر
ما نبودیم و تقاضامان نبود
لطف تو ناگفتهء ما می شنود
مثنوی معنوی
نوشته شده توسط محسن در ساعت 4:15 بعد از ظهر |
لینک
|
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386
مرغ پر نارسته چون پرّان شود
لقمهء هر گربهء درّان شود
چون برآرد پر بپرّد او بخود
بی تکلّف بی صفیر نیک و بد
مثنوی معنوی
نوشته شده توسط محسن در ساعت 4:10 بعد از ظهر |
لینک
|
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386
چونکه گُل بگذشت و گُلشن شد خراب
بوی گُل را از که یابیم از گُلاب
مثنوی معنوی
نوشته شده توسط محسن در ساعت 4:7 بعد از ظهر |
لینک
|
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386
آخر آدم زاده ای ای ناخلف
چند پنداری تو پستی را شرف
مثنوی معنوی
نوشته شده توسط محسن در ساعت 4:5 بعد از ظهر |
لینک
|
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386
مرد باش و سخرهء مردان مشو
رو سر خود گیر و سرگردان مشو
مثنوی معنوی
نوشته شده توسط محسن در ساعت 4:4 بعد از ظهر |
لینک
|
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386
از دو صد رنگی به بی رنگی رهی است
رنگ چون ابر است و بی رنگی مهی است
اهل صیقل رسته اند از بو و رنگ
هر دمی بینند خوبی بی درنگ
رفت فکر و روشنایی یافتند
نحر و بحر آشنایی یافتند
مرگ کین جمله ازو در وحشتند
می کنند این قوم بر وی ریشخند
کس نیابد بر دل ایشان ظفر
بر صدف آید ضرر نه بر گُهر
مثنوی معنوی
نوشته شده توسط محسن در ساعت 4:2 بعد از ظهر |
لینک
|
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386
ما در این انبار گندم می کنیم
گندم جمع آمده گُم می کنیم
می نیندیشیم آخر ما به هوش
کین خلل در گندم است از مکر موش
موش تا انبار ما حفره زدست
وز فنش انبار ما ویران شدست
اول ای جان دفع شرّ موش کن
وانگهان در جمع گندم جوش کن
گر نه موشی دزد در انبار ماست
گندم اعمال چل ساله کجاست
مثنوی معنوی
نوشته شده توسط محسن در ساعت 3:56 بعد از ظهر |
لینک
|
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386
در گذر از نام و بنگر در صفات
تا صفاتت ره نماید سوی ذات
بت پرستی گر بمانی در صور
صورتش بگذار و در معنی نگر
لفظها و نامها چون دامهاست
لفظ شیرین ریگ آب عمر ماست
مثنوی معنوی
نوشته شده توسط محسن در ساعت 3:46 بعد از ظهر |
لینک
|
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386
هیچ نامی بی حقیقت دیده ای
یا ز گاف و لام گُل گُل چیده ای
گر ز نام و حرف خواهی بگذری
پاک کن خود را ز خود هین یکسری
خویش را صافی کن از اوصاف خود
تا ببینی ذات پاک صاف خود
مثنوی معنوی
نوشته شده توسط محسن در ساعت 3:42 بعد از ظهر |
لینک
|
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 8:30 قبل از ظهر |
لینک
|
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 8:25 قبل از ظهر |
لینک
|
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 8:20 قبل از ظهر |
لینک
|
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 8:19 قبل از ظهر |
لینک
|
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 8:14 قبل از ظهر |
لینک
|
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 8:10 قبل از ظهر |
لینک
|
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 8:9 قبل از ظهر |
لینک
|
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 8:7 قبل از ظهر |
لینک
|
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 8:5 قبل از ظهر |
لینک
|
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386
نوشته شده توسط محسن در ساعت 8:3 قبل از ظهر |
لینک
|
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386
چون غرض آمد هنر پوشیده شد
صد حجاب از دل به سوی دیده شد
مثنوی معنوی
نوشته شده توسط محسن در ساعت 8:0 قبل از ظهر |
لینک
|
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386
هر دو گون زنبور خوردند از محل
لیک شد زان نیش و زین دیگر عسل
مثنوی معنوی
نوشته شده توسط محسن در ساعت 7:56 قبل از ظهر |
لینک
|
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386
آن گُل سرخ است تو خونش مخوان
مست عقل است او تو مجنونش مخوان
مثنوی معنوی
نوشته شده توسط محسن در ساعت 7:55 قبل از ظهر |
لینک
|
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386
گفت لیلی را خلیفه کان تویی
کز تو مجنون شد پریشان و غوی
از دگر خوبان تو افزون نیستی
گفت خامش چون تو مجنون نیستی
مثنوی معنوی
نوشته شده توسط محسن در ساعت 7:54 قبل از ظهر |
لینک
|