
محققان مرکز " کیهان تاریک Danish" از دانشگاه کپنهاگ ما را یک قدم به درک بهتر از کیهان نزدیک میکنند. آنها تواسته اند سوپر نواهایی را رصد کنند که نورشان برای رسیدن به ما تقریبا به اندازه ی نصف عمر کیهان در راه بوده است.به این طریق ان ها تاریخ انبساط کیهان را با دقت بسیار بیشتری بررسی کرده و باعث شد دید ما نسبت به علت شتاب دار بودن انبساط کیهان واضح تر شود.

در انتهای قرن گذشته منجمان متوجه شدند که بر عکس پیش بینی هایی که قوانین گرانش می کرد سرعت انبساط جهان در حال افزایش است . هیچ قانونی در فیزیک نمی تواند علت این اتفاق را توضیح دهد بنا بر این یا 70 در صد جهان باید از انرژی تاریک تشکیل شده باشد که ماهیتی ضد گرانش دارد و یا آن که در قانون جهانی گرانش باید تجدید نظر کرد.
اکنون محققان مرکز کیهان تاریک Danish با انتشار دو مقاله در موردگزارش رصد هایی که از ابر نو اختر ها داشته اند قسمتی از این پازل را حل کرده اند.
انجمن ESSENCE گسترش یافته ی تیمی است که برای نخستین بار شتاب دار بودن انبساط دنیا را کشف کرده بود.
در مقاله ی سومی که Dr.Jesper Sollerman و Dr.Tamar Davis از این تیم منتشر کردند بیان شده که علی رقم مدل های زیادی که از کیهان در قرن اخیر ساخته شده بهترین طرح همان مدل است که اینشتین در 1917 پیشنهاد کرده بود. البته این مدل در ان زمان چون هنوز انبساط جهان اثبات نشده بود واستنباط او از کیهان یک جهان ایستا بود مشکل داشت.این تیم 60 ابر نو اختر را به وسیله تلسکوپ 4 متری رصد خانه ی Cerro-Tololo Inter American در مدت 4 سال کشف کردند.
این تیم که از 38 نفر از بهترین منجمان جهان از کشور های مختلف تشکیل شده است برای تحقیقات خود روی این ابر نو اختر ها از بزرگ ترین تلسکوپ های جهان استفاده کردند:
- تلسکوپ 8.2 متری VLT واقع در شیلی که به وسیله رصد خانه ی جنوبی اروپا اداره می شود.
هدف اصلی تحقیق اندازه گیری مقدار انرژی تاریک در کیهان است .با نتایج به دست امده اشکالی در قانون جهانی گرانش وجود ندارد و با اضافه کردن ثابت کیهانی به مدل کیهان اینشتین می توان انبساط غیر طبیعی جهان را توجیه نمود. ثابت کیهانی به عنوان یک پدیده مکانیک کوانتومی و به عنوان انرژی خلا تعریف می شود.
پارس اسکای

چرا مشتری حلقه دارد؟ حلقههای مشتری در سال 1979 و در پی گذر وویجر 1 از نزدیکی آن کشف شدند. منشا این حلقهها در آن روزگار یک راز بود. دادههای به دست آمده در پروژه گالیله، که در سالهای بین 1995 تا 2003 در اطراف مشتری انجام شد، نشان داد که این حلقهها بر اثر برخوردهای شهاب سنگی با اقمار نزدیک کوچک به وجود آمده اند. برای مثال، یک برخورد با قمر آدراستا میتواند ذرات غبار را به مدار مشتری بفرستد. این تصویر یک خورشید گرفتگی توسط مشتری از زاویه دید گالیله است. ذزات غبار در جو مشتری نیز، همانند ذراتی که حلقهها را میسازند، در بازتاب نور خورشید دیده میشوند. عکس از: (NOAO), J. Burns (Cornell) et al., Galileo Project, JPL, NASA مجله نجوم
کهکشان نزدیک و زیبای IC 342 میتوانست، در صورت پنهان نبودن، شناخته شده تر باشد. این جزیره کیهانی به پشت خوابیده، میتوانست در آسمان ما بسیار برجستهتر باشد، اما این کهکشان با لایههایی از گاز، ابرهای غبار و گاز صفحه راه شیری پوشانده شده است. این کهکشان درخشان مارپیچی در صورت فلکی زرافه در آسمان نیمکره شمالی، با فاصله 7 میلیون سال نوری قرار گرفته است. با وجود تیرگی نور این کهکشان به واسطه حضور لایههای غبار، این تصویر به یاد ماندنی و دقیق تلسکوپی، غبار، مناطق صورتی رنگ تشکیل ستارگان و خوشههای ستارهای آبی رنگ(فارسی) را در بازوهای مارپیچی آن که از هسته آن نشأت میگیرند، نشان میدهد. به نظر میرسد IC 342 دستخوش یک انفجار در فرایند تشکیل ستارگان شده باشد. این کهکشان به میزانی نزدیک است که میتواند بر سیر تکامل کهکشان راه شیری و گروه محلی تاثیرات گرانشی داشته باشد. مجله نجوم
تنها 11 میلیون سال نوری آن سوتر کهکشانی غول پیکر و بیضوی با نام قنطورس A در آسمان سکنی دارد، این جرم نزدیک ترین کهکشان فعال به زمین است. تصویر فوق ترکیبی از داده های پرتو ایکس (چاندرا)، اپتیکی (ESO)، و رادیویی (VLA) است. داده های اپتیکی نشان دهنده گاز، غبار و ستاره در قسمت مرکزی هستند، اما داده های تلسکوپ پرتو ایکس و رادیویی هر دو نشان دهنده اثراتی از ذرات پر انرژی هستند که به صورت جت از سمت مرکز کهکشان به بیرون ساطع می شوند. منشا نیروی این ذرات کیهانی شتابدار سیاهچاله ای است که با جرمی معادل 10 میلیون برابر خورشید ما در مرکز کهکشان قرار دارد و مانند نقطه ای بسیار روشن در پرتو ایکس نمایان است. بیرون ریزی از سوی هسته فعال کهکشان سبب تشکیل جتی پرانرژی به طول 13000 سال نوری در سمت بالا - چپ شده است. همچنین جت دیگری با امتدادی کوچکتر در سمت مخالف جریان دارد. باقی نقاط روشن در میدان دید پرتو ایکس شامل سیستم های ستارگان دوتایی به همراه ستاره نوترونی و اجرام ستاره ای با جرم سیاهچاله ها هستند. نتایج حاکی از آن است که کهکشان فعال قنطورس A در 100 میلیون سال پیش با همدمی مارپیچی، ادغام شده است. مجله نجوم
مجله نجوم
مجله نجوم

رنگ سحابی پیله ی ابریشم از کجا آمده است؟ سحابی پیله با شماره ی 5146 در لیست IC دسته بندی شده است و ابری است زیبا در فاصله ی 4000 سال نوری از ما که در صورت فلکی قو (دجاجه) جای گرفته است. درون سحابی پیله ی ابریشم، یک خوشه ی ستاره ای باز در حال شکل گیری است. مانند سایر زایشگاه های ستاره ای، در سحابی پیله، سحابی نشری قرمز، سحابی های آبی بازتابی و سحابی های جذبی تیره دیده می شوند. این ابرهای مختلف آمیزه ای از رنگ ها را در این تصویر پدید آورده است و تلسکوپ کانادایی-فرانسوی(CFHT) در جزایر هاوایی امریکا به تازگی آن را ثبت کرده است. با توجه به گمانه زنی های اخیر که بر حسب اندازه گیری های جدید هستند ستاره ی پرجرم سمت چپ تصویر در حال ایجاد حفره ای در ابر ملکولی اطراف خود است و با جذب مواد آن، آنها را برانگیخته می کند. صد هزار سال پیش هم ستاره ی دیگری در این محدوده شکل گرفته که هم اکنون بخش اعظم انرژی سحابی های نشری و نور بازتابیده شده ی سحابی های بازتابی را تامین می کند.
مجله نجوم
آیا این پوستههای ابرنواختری با هم مرتبط هستند؟ برای کمک به فهم این مطلب، تلسکوپ 8 متری جمینی بر فراز یکی از کوههای شیلی آیینه خود را به سوی این ابر عظیم، غیر عادی و دوتایی DEL L316 نشانه رفت. نتیجه، که در تصویر بالا آمده است، جزئیات فوق العادهای را نمایش میدهد. بررسی این تصویر، همانند دادههای رسیده از رصدخانه فضایی پرتو X چاندرا، تفاوتهای این باقی ماندههای ابرنواختری را نمایش میدهد. به نظر میرسد که پوسته کوچکتر حاصل از یک ابرنواختر نوع Ia (انفجار یک کوتوله سفید) و دیگری از یک ابرنواختر نوع II (انفجار یک ستاره بزرگ معمولی) باشد. از آنجا که این دو نوع ستارهای مراحل نمو خود را در بازههای زمانی متفاوتی طی میکنند، نمیتوان نتیجه گرفت که آنها با هم شکل گرفتهاند و یا مرتبط هستند. در عین حال، هیچ شواهدی مبنی بر برخورد این دو پوسته با هم یافت نشده است و به نظر میرسد این انطباق تصادفی باشد. DEM L316 در فاصله 160000 سال نوری و در ابر ماژلانی بزرگ قرار گرفته است. این ابر 140 سال نوری وسعت دارد و در صورت فلکی جنوبی اره ماهی قرار دارد. عکس از: Gemini Observatory, GMOS-South, NSF
زاغ او را سوی گورستان برد
هین مرو اندر پی نفس چو زاغ
کو به گورستان برد نی سوی باغ
گر روی رو در پی عنقای دل
سوی قاف و مسجد اقصای دل
مثنوی معنوی

این ساختار کلاه خود شکل، ابری کیهانی است که بال هایی گازی به آن پیوند دارند، این جرم با نام عامیانه کلاه خود گاو شناخته می شود. این قهرمان و خدا که نامش را از اسکاندیناوی برگرفته است، اندازه ای برابر 30 سال نوری را در آسمان پوشش می دهد. در حقیقت این جرم بیشتر شبیه به حبابی میان ستاره ای است که دمیدن ستاره روشن و پرجرم مرکزی، سراسر این ابر مولکولی جاروب می کند و در نهایت تورم را شکل می دهد. ستاره ولف-رایت (Wolf-Rayet)، ستاره مرکزی است که بسیار غول پیکر و داغ است. عقاید بر این است که این ستاره مراحل خود را به سمت شکل گیری ابرنواختر طی می کند. این جرم در فهرست با نام NGC 2359 شناخته می شود، فاصله آن از ما 15000 سال نوری است و در صورت فلکی کلب اکبر قرار دارد. این عکس واضح توانسته است اطلاعات دقیقی را از ساختار رشته ای سحابی به چنگ آورد، همچنین گازهایی که همچون زمرد سبز می درخشند حاصل تابش بسیار زیاد اتم های اکسیژن هستند که به صورت گازهای درخشان ثبت شده اند. عکس از: Robert Gendler
مجله نجوم
مجله نجوم
این توده که در سال ۱۹۶۳ کشف شده است با پهنای ۲۵۰۰ سال نوری و طول ۱۱ هزار سال نوری، توجه گروهی از اخترشناسان را به خود جلب کرد تا دانشمندان با تلسکوپ رادیویی «گرین بنک»(Green Bank)، به رصد آن بپردازند.
این توده پس از برخوردی با زاویه حدود ۴۵ درجه به یکی از بازوهای کهکشان، با تغذیه ستارههای راه شیری و برهم زدن شکل خوشههای ستارهای، مقدمه ظهور ابرنواخترهای پی درپی پس از چند میلیون سال خواهد بود، که بی شباهت به آتش بازی کریسمس نیست!(محل برخورد و چگونگی آن را در شکل مقابل ببینید)
این دانشمندان با نقطه گذاری بیش از ۴۰۰۰۰ منطقه از این سحابی به منظور تعیین دقیق شکل و موقعیت سحابی، اندازه ظاهری این توده را در آسمان زمین در حدود ۱۵ درجه برآورد کردند یعنی ۳۰ برابر قطر ماه در آسمان! اما به خاطر این که در سحابی ستارهای وجود ندارد، به صورت مرئی دیده نمیشود.
دانشمندان در ابتدا قادر به تشخیص این که این توده از کهکشان خارج میشود، یا از آن دور میشود نبودند، ولی پس از مشاهده سرعت زیاد توده و رصد آشفتگی در نواحی نزدیک به توده متوجه نزدیک شدن سحابی به کهکشان شدند. در این برخورد منظومه شمسی با زاویهای در حدود ۹۰ درجه، از محل برخورد دور خواهد بود.
همچنین اثرات ناشی از نیروهای کشندی راه شیری در این سحابی مشاهده شده است که شباهت زیادی به اثر گرانش خورشید به دنبالهدارها در منظومه شمسی دارد و ممکن است موجب گسیختگی و از هم پاشیدن قسمتهای کم چگال سحابی قبل از برخورد بخش چگال توده شود.
پس از برخورد توده به راه شیری، گاز هیدروژن همچون بارانی بر کهکشان فرو خواهد ریخت که در این مرحله احتمال تشکیل سریع ستارههای پرجرم و بزرگ به خاطر شوک برخورد و تزریق گاز هیدروژن وجود دارد.
گروهی از دانشمدان علت پیدایش حلقهای از ستاره های درخشان به نام کمربند «گلد»(Gold) در نزدیکی خورشید را تصادمی مشابه با راه شیری در گذشته میدانند.
منبع: nrao
مجله نجوم


زیرکی ز ابلیس و عشق از آدم است
زیرکی چون کبر و باد انگیز تست
ابلهی شو تا بماند دل درست
ابلهی نه که بمسخرگی دوتوست
ابلهی کو واله و حیران اوست
مثنوی معنوی
ظاهرش نور اندرون دود آمدست
چون رود نور و شود پیدا دخان
بفسرد عشق مجازی آن زمان
پس بماند مس رسوا دودوش
روسیه تر زو بماند عاشقش
عشق بینایان بود بر کان زر
هر زمانی لاجرم شد بیشتر
مثنوی معنوی
شاید خیلی از ایرانی ها اسم ستاره سهیل را زیاد شنیده باشیم اما تعداد کمی از ما تا کنون این ستاره را در آسمان دیده ایم که به دلیل ارتفاع کم این ستاره پر نور و زیبا در عرض های شمالی است ، شاید این روزها با نزدیک شدن به شب یلدا بلند ترین ترین شب سال و همچنین اوج گرفتن این ستاره ، فرصت خوبی برای دیدن دومین ستاره پر نور آسمان در کنار شباهنگ پر نور ترین ستاره آسمان باشد
در عکس ستاره سهیل در پایین سمت راست تصویر و در نور شهر کرمان کاملا مشخص است ، برای پیدا کردن آن می توانید از صورت فلکی زیبای سگ بزرگ نیز کمک بگیرید که ستاره شباهنگ در بالا سمت چپ آن راهنمای خوبی برای یافتن این صورت فلکی در آسمان است
البته هرچه عرض جغرافیایی محل سکونت شما بیشتر باشد کار سخت تری را برای دیدن این ستاره پر شکوه و کم پیدا آسمان شب خواهید داشت

آیا می توان نیرو های چهار گانه ی طبیعت را در قالب یک نظریه با هم متحد کرد ؟ این برجسته ترین سوالی است که توجه دانشمندان عصر ما را به خود جلب کرده و با نام " یک نظریه برای همه چیز " شناخته می شود .
یکی از رایج ترین تئوریها در این باره ، نظریه ریسمان ها می باشد که اعتقاد دارد جهان از ریسمان های کوچک نوسان کننده بوجود آمده است .
هنگامی که ما در باره ابعادی فراتر از سه بعد (به علاوه ی یک بعد زمان) قابل تشخیص خود صحبت می کنیم ، ریاضیات نظریه ی ریسمان می تواند به خوبی در مورد آنها توضیح دهد.
مطابق این نظریه ی ابعاد اضافی واقعا در عالم وجود دارند اما بسیار کوچک هستند و در ابعاد قابل تشخیص ما فرو رفته و پیچیده شده اند .
محققان دانشگاه Wisconsin-Madison بر این باورند که راهی برای آشکار سازی این ابعاد پنهان شده وجود دارد .ممکن است این ابعاد ناشناخته بر روی روند گشترش سریع عالم در ابتدای پیداش آن اثر گذاشته باشند و به احتمال زیاد ما می توانیم سایه و ردپایی از این ابعاد اضافی را در تابش پس زمینه کیهانی پیدا کنیم .
متاسفانه ماهواره های کنونی برای پیدا کردن این ردپا در تابش پس زمینه کیهانی ، به اندازه کافی حساس نیستند اما دانشمندان امیدوارند با کمک ابزار های جدید و حساس مانند ماهواره پلانک ، که در آینده به فضا پرتاب خواهد شد ، به اکتشافات خود ادامه دهند .
يكي از رازهائي كه ذهن فيزيكدانان را به خود مشغول كرده مربوط به سياهچاله ها مي باشد. زمانيكه اطلاعات بدرون يك سياهچاله وارد مي شود ، آيا اين اطلاعات نابود مي شود و يا به شكل ديگري باقي مي ماند؟
استفن هاوكينگ بر اين باور بود كه سياه چاله ها طي يك زمان طولاني بخار مي شوند و به آرامي ذرات بدون شكلي را آزاد مي كنند. در نتيجه ، هر گونه اطلاعاتي كه وارد آن شد از بين خواهد رفت.

اما ، يك تحقيق جديد كه براي دانشگاه يورك و موسسه علمي ساينيك در هند انجام گرديد ديدي تازه از پارادوكس سياهچاله را عنوان كرده كه ممكن است به حل اسرار اطلاعات ورودي به سياهچاله كمك كند. اين محققين دريافت كرده اند كه اگر اطلاعات در سطح كوانتمي نابود شوند ، (اين اطلاعات) در واقع مخفي مي باشند و قادرند در جائي ديگر ظاهر شوند.
بجاي اينكه اطلاعات بطور كامل نابود شوند ، برخي ارتباط و پيوند بين ذرات بخار شده و وضعيت دروني سياه چاله باقي مي ماند.
پارس اسکای

مانند فوج پشه ها که به شکل توده انبوهی در طبیعت به دور چیزی می گردند، فوجی از سیاهچاله های کوچک نیز در حال گردش به دور سیاهچاله ابر پرجرم مرکز کهکشان راه شیری، قرار دارند. طبق یافته های گروهی از اخترشناسان دانشگاه کالیفرنیا احتمالا چیزی حدود 20 هزار سیاهچاله با جرم ستاره ای در محدوده ای به قطر 3 سال نوری اطراف سیاهچاله مرکزی به جرم 3 میلیون برابر جرم خورشید در گردش اند. سیاهچاله های با جرم ستاره ای که حاصل مرگ ستاره های بسیار پرجرم اند، معمولا 5 تا 20 برابر جرم خورشید را دارند. اغلب وقتی این سیاهچاله ها عضوی از یک منظومه دوتایی نزدیک به هم باشند خود را زود بروز می دهند. مواد ستاره ای همدمشان که در قرص داغ برافزایشی اطراف آنها می ریزد، فوران هائی از پرتو ایکس تابش می کند. این گروه از اخترشناسان طی 5 سال، 7 فوران را ثبت کرده اند. همه آنها در محدوده ی 75 سال نوری از مرکز کهکشان قرار دارند و در کمال شگفتی 4 عدد از آنها در فاصله بسیار نزدیک 3 سال نوری از هسته اند.

با توجه به خصوصیات پرتو ایکس این اجرام، چگالی بسیار زیادشان در این محیط نشان می دهد که در این ناحیه کوچک از فضا، ده ها هزار سیاهچاله وجود دارد.( حدود 20 برابر بیش از آنکه پیش بینی می شد ) اجرام پر جرم طی فرایندی به نام " اصطکاک دینامیکی " در هسته راه شیری دور هم جمع شده اند. وقتی یک سیاهچاله به نزدیکی ستاره ای می رسد، ستاره در یک رقص مداری شتاب می گیرد و با سرعت به بیرون از محدوده ملاقات پرتاب می شود. در نتیجه سیاهچاله مقداری از انرژی مداری خود را از دست می دهد و کمی به سوی هسته نقل مکان پیدا می کند. اما، اگر سیاهچاله ای به یک منظومه ستاره ی دوتایی نزدیک شود یک ستاره را پرتاب می کند و خودش جای آن را می گیرد و به دلیل جذب ماده همدم، با تبدیل به دوتایی پرتو ایکس، قابل ردیابی می شود. اگر ستاره ها از نزدیکی یک سیاهچاله ابر پرجرم (محدوده ای به وسعت چند روز نوری) به بیرون پرتاب شوند می توان گفت که در آن نزدیکی، گله سیاهچاله های ستاره ای وجود دارند. احتمالا در آینده می توان آنها را با تلسکوپ های بزرگ زمینی کشف کرد چون گردش سیاهچاله ها، حرکت مداری ستاره های آن اطراف را آشفته می کند. شاید انجام این کار به 20 تا 30 سال رصد دقیق نیاز داشته باشد.
پارس اسکای


![]()
ابرکامپیوتری توانست با شبیه سازی خط سیر تکامل جهان کلید های مهمی را برای اخترشناسان به ارمغان بیاورد که آنها نیز می توانند با تلسکوپ های خود به سوی آنها نشانه روند. این کلیدها که به نظر می رسد جزئی مهم در کیهان باشند همان سیاهچاله ها هستند.
نام این شبیه سازی BHCosmo است و عملیات آن با سیستم Cray XT3 ٬ در مرکز ابرکامپیوتر Pittsburgh انجام شده است. محققان با انجام ۲۰۰۰ پردازش با این سیستم و در طی ۴ هفته توانستند این شبیه سازی را انجام دهند.
آنها کار را مطابق وضعیت اصلی تابش زمینه کیهانی آغاز کردند.سپس کار را با تحلیل ۲۵۰ میلیون ذره از مواد٬ و احاطه آن با نیروی گرانش حاصل از ماده تاریک ادامه دادند. محققان مشاهده کردند که چگونه ذرات و مواد هنگام انفجار و متلاشی شدن به شکل کهکشان ها و سیاهچاله ها در می آیند.
یکی از نتایج مهم این شبیه سازی بهم فشرده شدن سیاهچاله ها بود.در کهکشان ها نیز این موضوع مصداق داشت و آنها نظاره گر این فرآیند بودند چرا که سیاهچاله های فوق پرجرم در مرکز کهکشان ها واقع اند.
سرانجام آنها امیدوارند که در آینده با مشاهدات و نقشه برداری های با کیفیت تر بتوانند مدل بهتری از جهان را ارائه دهند که آن هم نیازمند کامپیوتر هایی قدرتمند تر است.


بر خلاف ايده هاي قبلي ، اين ايده جديد به موادي با خاصيتهاي غير عادي و موادي با اشكال تئوريك نيازي ندارد. اما اين ايده نوين هنوز به فناوري بسيار پيشرفته اي كه فراتر از دانش فعلي مي باشد نياز دارد. علاوه بر آن ، سئوالات عمده در مورد اينكه آيا اين ماشين زمان آنقدر ثابت و پايدار خواهد بود تا سفر واقعي به گذشته را ممكن سازد وجود دارند.
پژوهشگران ماشين زمان اغلب گرانش راا مورد كاوش و تحقيق قرار مي دهند. اساس ، گرانش زماني بوجود مي آيد كه ماده زمان و فضا را خم مي كند. پژوهش در خصوص سفر در زمان بر اساس خم شدن فضا-زمان تا حدي كه در واقع خطوط زمان به سوي خود برگردند و يك "حلقه" را تشكيل دهند قرار دارد. اين پديده با نام تخصصي " منحني بسته مشابه زمان" شناخته شده است.
آموس اوري فيزيكدان نظري از انستيتوي فناوري حيفا مي گويد" ما مي دانيم كه خم شدن پديده اي است كه همواره اتفاق مي افتد. اما قصد ما اين است كه اين خم شدگي آنقدر قوي باشد و شكل خاصي ايجاد كند تا خطوط زمان تشكيل حلقه هاي بسته را بدهند. ما تلاش داريم تا دريابيم كه آيا امكان دستكاري و تغيير فضا-زمان براي بوجود آوردن اين حلقه ها ممكن مي باشد يا خير.

بسياري از دانشمندان در مورد احتمال مسافرت در زمان ترديد دارند. براي مثال ، تصور بر اين است كه ماشين زمان معمولا به شكل غير عادي از ماده به نام " غلظت انرژي منفي" نياز دارد. اين چنين ماده اي خواص غير معمول و عجيبي دارد: زمانيكه هل داده شود در جهت مخالف ماده معمولي حركت مي كند. از لحاظ نظري يك چنين ماده اي مي تواند وجود داشته باشد اما اگر هم وجود داشته باشد مقدار آن آنقدر كم است كه براي ساخت ماشين زمان كافي نيست.
تحقيقات اوري پيشنهاد مي كند كه ماشين زمان بدون ماده غير عادي نيز ممكن مي باشد كه بدين ترتيب يكي از موانع سفر در زمان را بر مي دارد. پژوهش وي با چاله اي حلقه مانند آغاز مي شود كه در ميان يك گوي از ماده عادي پيچيده و پوشانده شده است.
درون اين خلا حلقه مانند ، مي توان با استفاده از ميدانهاي گرانشي متمركز فضا-زمان را بر روي خودشان خم كرد تا يك منحني بسته مشابه با زمان ايجاد كنند. براي برگشت در زمان ، مسافر مي بايد با سرعت درون اين حلقه چرخانده شود تا با هر "دور" به زمان دورتري برگردد.
اوري مي گويد" اين ماشين همان" فضا- زمان" است. اگر ما بتوانيم يك ناحيه از فضا را با يك چنين خميدگي ايجاد كنيم كه قادر باشد خطوط زمان را به هم نزديك كند ، نسلهاي آينده مي توانند به گذشته برگردند و از زمان ما ديدن كنند.
اوري تاكيد مي كند كه اين ماشين با يك محدوديت عمده روبرو خواهد بود: اين ماشين نمي تواند به زمان قبل از ساخت خود مسافرت كند".
برخي موانع بر سر راه اساخت اين ماشين وجود دارند. ميدانهاي گرانشي براي ايجاد چنين منحني مشابه زمان مي بايد بسيار قدرتمند باشد. به عبارت ديگر مي بايد تقريبا مشابه يك سياهچاله باشد.
اوري مي گويد " ما هنوز روشي براي ايجاد چنين ميدانهاي گرانشي پر قدرتي در دست نداريم و همچنين روشي براي دستكاري و تغيير اين گونه ميدانهاي گرانشي در دسترس نيست." وي ادامه مي دهد كه تغيير اين ميدانها مي بايد با دقت بسيار بالا و خاصي انجام گيرد تا محيطي پايدار ايجاد گردد. زيرا هر گونه انحراف حتي در اندازه اي بسيار كم و كوچك باعث اختلال در ميدانهاي گرانشي ديگر مي شود.
همه فیزیکدانان باور ندارند که زمان با انفجار بزرگ شروع شده باشد. انفجار بزرگ تنها می توانسته گذری از یک رمبش به جهانی در حال انبساط باشد. اینک " مارتین بوجووالد " از دانشگاه ایالت پنسیلوانیای امریکا در حال بررسی مدلی از «گرانش کوانتومی حلقوی» است تا نشان دهد که حتی اگر چنان جهانی، پیش از انفجار بزرگ وجود داشته باشد، شناخت جنبه های خاص آن غیرممکن خواهد بود. بسیاری انفجار بزرگ را همچون «گلوله آتش» در نظر می گیرند که حدود ۱۴ میلیارد سال پیش از حالتی داغ و متراکم آغاز شد و به شکل جهان وسیعی که امروزه می بینیم، منبسط شد. در فیزیک کلاسیک مشکلی وجود دارد؛ وقتی مدل های خود را در جهت گذشته مورد استنتاج قرار می دهیم، این مدل ها انفجار بزرگ را به عنوان لحظه یی با انرژی و دمای بی نهایت پیش بینی می کنند که آن را «تکینگی» می نامند. مدل های کلاسیکی می توانند تا یک هزارمیلیاردم ثانیه این تکینگی پیش بروند، اما همه مفهوم های پیشین معادلات شان از دست می رود. فیزیکدانان برای شناخت جهان در زمان های دور باید نظریه یی انتخاب کنند که بتواند سه نیروی قوی تر طبیعت (الکترومغناطیسی، نیروی ضعیف هسته یی و نیروی قوی هسته یی) را با نیروی گرانش تلفیق کند، یعنی آنها باید نظریه گرانش اینشتین (نسبیت عام) را با مکانیک کوانتومی تطبیق دهند و یک نظریه کوانتومی گرانشی به وجود آورند. یکی از نظریه هایی که به همین منظور پیشنهاد شده است، گرانش کوانتومی حلقوی نام دارد. این نظریه فرض می کند زمان در «جهش »های کوانتومی محدودی جلو می رود. در نظریه کلاسیک انرژی مقادیر بالای دلخواهی می گیرد، اما در نظریه گرانش کوانتومی حلقوی با یک حد فوقانی محدود می شود. «بوجووالد» در این باره می گوید؛ " حدود ۶ سال قبل دریافتم که گرانش کوانتومی حلقوی می تواند از تشکیل تکینگی اجتناب کند، اما معادلاتی به کار بردم که هنوز هم برای نشان دادن دقیق حالت کوانتومی بسیار پیچیده هستند. "

به هر حال فقدان تکینگی این احتمال را پدید آورده است که جهان می توانست حالتی داشته باشد که تا زمان های قبل از انفجار بزرگ امتداد یابد. این یعنی انفجار بزرگ آغاز جهان را نشان نمی دهد، اما انفجار بزرگ بیشتر یک گذر یا جهش جهان بود از حالتی پیش از رمبش به چیز در حال انبساط که امروزه می شناسیم. اکنون «بوجووالد» مشغول تحقیق روی این موضوع است که آیا می توان به جهان پیش از انفجار بزرگ نگاهی گذرا افکند یا خیر. او که تحقیقاتش را با مدلی بر اساس گرانش کوانتومی حلقوی شروع کرد، در اوایل امسال گفت که حالت جهان با تعدادی پارامتر از جمله چگونگی انبساط کنونی جهان، مقدار ماده موجود و شدت گرانش توصیف می شود. وی به تدریج مدل را ساده سازی کرد و توانست معادلاتی برای حالت جهان بیابد که در زمان پیش از انفجار بزرگ دقیقاً قابل حل باشد. ما که هم اکنون در دوره پس از انفجار بزرگ زندگی می کنیم، از فضا و زمان کاملاً هموار برخورداریم. اما پیش از انفجار بزرگ (اگر چنان زمانی وجود داشته باشد) احتمال دارد که جهان در چنان حالت کوانتومی پرافت و خیزی بود که حتی مفاهیم معمولی زمان هم معنی خود را از دست می دادند. «بوجووالد» دریافت که وسعت جهان حاضر عدم قطعیت بنیادی یی در معادلاتش به وجود می آورد که ما را از درک چگونگی تغییرات کوانتومی بزرگ پیش از انفجار بزرگ بازمی دارد؛ یعنی امکان ندارد که مثلاً برای پیگیری گذشته همه جنبه های جهان پیش از انفجار بزرگ، محاسبات مان را رو به عقب انجام دهیم. این چیزی است که «بوجووالد» نامش را «فراموشی کیهانی» می گذارد. او می گوید؛ «این حقیقت که برخی ویژگی ها به طور کامل پیش بینی ناپذیرند، بسیار غیرمنتظره است.» البته وی اضافه می کند که جنبه های مرتبط با رفتارهای کلاسیکی همچون وسعت جهان و آهنگ انقباض را می توان به طور کلی مشخص کرد. اما «جان بارت»، نظریه پرداز گرانش کوانتومی از دانشگاه ناتینگهام انگلستان یادآور می شود که گرانش کوانتومی حلقوی نظریه یی کاملاً مقبول در میان سایر نظریه ها نیست که این موضوع می تواند نتیجه گیری های «بوجووالد» را متزلزل سازد. او می گوید : گرانش کوانتومی حلقوی مثل کیکی نیم پخته است. برای دستیابی به یک نظریه کوانتومی گرانشی کامل به برخی جنبه ها نیاز داریم که هنوز وجود ندارد.
پارس اسکای
يكي از يزرگترين اسرار علم فيزيك اين است كه چه چيزي درون يك سياهچاله وجود دارد. فرضيه اي كه وجود سياهچاله ها را پيش بيني كرد – نسبيت عام- عنوان مي كند كه تمام مواد درون سياهچاله با فشرده شدن تبديل به يك نقطه مركزي با چگالي بينهايت مي گردند كه "تكينگي" ناميده مي شود. كريستين بوهمر از دانشگاه لندن مي گويد" اما بعد از آن همه چيز از نظر رياضي تجزيه و خرد مي شود. ما مي خواهيم كه اين "تكينگي" از پديده سياهچاله حذف شود". 
پژوهشگران زيادي بر اين عقيده هستند كه يك فرضيه جديد و جهانشمول كه گرانش و تاثيرات كوانتمي را به هم پيوند دهد قادرخواهد بود اين موضوع را حل كند. فرضيه تار از شناخته شده ترين اين جايگزين ها مي باشد.
اما بوهمر و همكاران وي از فرضيه ديگري بنام " گرانش كوانتوم حلقوي" استفاده مي كنند كه رقيب فرضيه تار مي باشد. بر اساس اين فرضيه فضا-زمان بعنوان شبكه اي از حلقه هاي انتزاعي تعريف مي شود كه بخش هاي كوچكي از فضا را به هم متصل مي كنند.
قبلا از فرضيه گرانش كوانتوم حلقوي در مقابل ايده تكينگي استفاده شده بود. اين فرضيه پيشنهاد مي كند كه بجاي يك مهبانگ ، كيهاني اوليه دچار رمبش شده و سپس طي يك "جهش بزرگ" به سمت بيرون منفجر شد پارس اسکای
ممكن است این هیولاهای آسمانی با سرعت بسیار بالا چرخش كنند به گونه ای كه این سرعت به حداكثر میزان در نظر گرفته شده در فرضیه نسبیت انشتین نزدیك شده باشد.
این یافتهها نتیجه رصدهای ۹ كهكشان غول آسا با استفاده از تلسكوپ پرتو ایكس چاندرا سازمان ناسا هستند.
این یافته پیشنهاد می كنند كه این چاههای گرانشی غول آسا در هر روز یك دور كامل می چرخند.
ممكن است این چرخش چندان سریع به نظر نرسد اما این میزان سرعت برای چنین اجرامی با این اندازه بسیار سریع است.
یكی از پژوهشگرانی كه در این تحقیق شركت دارد می گوید: چرخش سیاهچالهها كلید معماهای علم اخترفیزیك را در اختیار دارد.
این چرخشها میتوانند چگونگی تولد سیاهچالهها، رشد آنها و همچنین چگونگی عملكرد انفجارهای پرتو گاما را روشن كنند.
یك سیاهچاله كه با سرعت زیاد می چرخد فضا را نیز به چرخش در می آورد. این تاثیر، زمانی كه با گاز در حال جریان به سوی سیاهچاله میپیوندد میدان مغناطیسی را ایجاد می كند كه مقدار بسیار زیادی از گاز را به صورت یك فوران پرسرعت و پر انرژی از مجاورت سیاهچاله به اطراف پرتاب می كند.
به نوشته پارساسكای، مقدار انرژی كه این فورانها در هر ثانیه آزاد می كنند پنجاه برابر انرژی است كه خورشید ما در یك سال به صورت پرتو آزاد میكند. سیاهچالهها حتی با فشرده كردن شكل گیری ستارهها در رشد كهكشانها تاثیر میگذراند.
سرپرست این گروه از پژوهشگران می گوید: چرخش سیاهچالهها بین ۹۰ تا ۱۰۰ درصد از حداكثر میزان مجاز در فرضیه نسبیت است. این بدان معنی است كه بزرگترین سیاهچاله های موجود در مركز كهكشانهای غول آسا با چرخشهای بزرگ مرتبط هستند.
ضد ماده كه به محض تماس با ماده آن را نابود میكند پدیده نادری در كیهان به نظر می رسد. برای چندین دهه دانشمندان سرنخهایی از وجود یك ابر بسیار بزرگ ضد ماده كه در فضا سرگردان بود در دست داشتند اما نمی دانستند كه این ابر از كجا منشاء میگیرد.
اكنون منبع اسرار آمیز این ابر ضد ماده كشف شده است: ستارههایی كه توسط سیاهچاله ها و ستارههای نوترونی متلاشی می شوند.
در حالی كه سامانههای پیش رانش از سوخت ضد ماده تا این زمان فقط موضوعاتی در حد داستانهای علمی تخیلی هستند اما ضد ماده كاملا واقعی است.
تمامی ذرات اولیه، ماننده پروتونها و الكترونها، قرینه هایی از ضد ماده از جرم مشابه با بار متضاد دارند. برای مثال، ضد ماده مخالف یك الكترون كه پوزیترون نامیده می شود دارای بار مثبت است.
زمانی كه یك ذره با ضد ذره خود برخورد می كند یكدیگر را نابود می كنند و طی این فرایند یك انفجار انرژی مانند پرتوهای گاما آزاد میشود. در سال ۱۹۷۸، تجهیزات ردیابی پرتوهای گاما كه با استفاده از بالن به آسمان فرستاده شدند یك نوع پرتو گاما را ردگیری كردند كه از فضا منشا می گرفت. به نظر میرسید كه برخورد الكترونها با پوزیترونها باعث انتشار این پرتو میشد و این بدان معنی بود كه در فضا ضد ماده وجود داشت.
ظاهرا این پرتوهای گاما از یك ابر ضد ماده كه حدود صد هزار سال نوری پهنا داشته و هسته كهكشان راه شیری را احاطه كرده بود منتشر می شده است. این ابر غول آسا با پرتوهای گاما و انرژی برابر صد هزار خورشید می درخشد.
اینكه دقیقا چه عاملی باعث ایجاد ضد ماده می شد برای چندین دهه یك راز باقی مانده بود. ستارهای در حال انفجار و ماده تاریك از جمله مظنونین بودند.
اكنون، یك گروه تحقیقاتی بین المللی با چهار سال مطالعه داده های ماهواره بین المللی آزمایشگاه اخترفیزیك پرتو گاما از آژانس فضائی اروپا مظنونان اصلی را به دقت تعیین كرده است. به نوشته پارس اسكای، این یافته های جدید پیشنهاد می كنند كه این پوزیترونها اساسا از ستارههایی كه توسط سیاهچاله ها بلعیده میشوند و همچنین ستارههای نوترونی تولید میشوند.
زمانی كه یك سیاهچاله یا یك ستاره نوترونی یك ستاره را نابود می كنند مقادیر عظیمی پرتو آزاد می شود. دانشمندان بر این باورند كه وقتی الكترونها و پوزیترونها در زمان نابود شدن، پرتوهای گامای آشكار گر را منتشر می كنند، این پرتوهای گاما نیز می توانند با تركیب شدن، الكترون و پوزیترون تولید كنند تا مكانیسم ایجاد ابر ضد ماده را فراهم كنند.
بر اساس محاسبه پژوهشگران یك ستاره نسبتا عادی كه توسط سیاهچاله یا ستاره نوترونی متلاشی می شود قادر است صد هزار بیلیون بیلیون بیلیون بیلیون پوزیترون (عدد یك با چهل و یك صفر) در ثانیه تولید كند
خبرگزاری ایسنا
كاریل گرونوال، استادیار تحقیقاتی ارشد دانشگاه ایالتی پن و اریك گاوسیر، استادیار دپارتمان فیزیك و اخترشناس دانشگاه روتگرز خبر این كشف تازه را در كنفرانس هفته جاری در تگزاس اعلام كردند.
این كهكشانها توسط تلسكوپ فضایی هابل مشاهده شدهاند.
به گفته این دو منجم، كهكشانهای كشف شده از ابتداییترین كهكشانهای شكل گرفته در كائنات هستند كه زمانی كه كائنات تنها دو میلیارد سال سن داشت، تشكیل شدهاند.
این كهكشانها بسیار كوچكتر از كهكشان راه شیری بوده و حدود ۱۰ درصد اندازه و ۵ درصد چگالی كهكشان راه شیری را دارند.
این پژوهشگران میگویند كشف این اجرام آسمانی و درك این كه آنها مرحلهای در تكامل كهكشان ما هستند، كلیدی برای كشف فسیلی اصلی در مسیر تكامل بشر است.
|
تلسكوپ فضایی هابل یك جفت حلقه تابان و درخشنده را كه پیش از این هرگز مشاهده نشده بود، كشف كرد. به گفته دانشمندان یكی از این حلقه ها در درون دیگری لانه كرده است. این الگوی حلقهیی دوقلو در اثر خمیدگی پیچیده نور از دو کهکشان دوردست که مستقیما پشت یک کهکشان عظیم قرار گرفته اند، مانند سه منجوق در یك ریسمان به وجود آمده است. این پدیده جدید و بسیار نادر كه توسط تلسكوپ هابل شناسایی شده میتواند راهی به سوی كشف اطلاعات بیشتر درباره ماده تاریك ،انرژی تاریك، ماهیت كهكشان های دور دست و حتی درجه انحنای كائنات باشد. این حلقههای تابان با عنوان حلقه دوگانه اینشتین از سوی یك تیم بینالمللی از اخترشناسان با مدیریت رافائل گاوازی و توماسو ترئو از دانشگاه كالیفرنیا كشف شده اند. گفتنی است این یافته جزئی از پروژه در حال اجرای دوربین پیشرفته لنز اسلوآن برای تحقیقات است. این اختر شناسان نتایج یافته خود در دویست و بیست و یكمین نشست انجمن نجوم امریكا ارائه كردند |
رو ز محمود عدم ترسان مباش
از وجودی ترس کاکنون در ویی
آن خیالت لاشئ و تو لاشئ
لاشئ بر لاشئ عاشق شدست
هیچ نی مر هیچ نی را ره زدست
مثنوی معنوی

تبیان
تا جنینی کار خون آشامی است
مثنوی معنوی
متهم حس است نی نور لطیف
مثنوی معنوی
خاک را تابان تر از افلاک کرد
گنج مخفی بد ز پری جوش کرد
خاک را سلطان اطلس پوش کرد
مثنوی معنوی
دانشمندان مى گويند يك سياهچاله در حال چرخش كه در صورت فلكى عقرب قرار دارد يك فرورفتگى پايدار در ساختار فضا- زمان ايجاد كرده است. اين فرورفتگى نوعى پديده است كه در فرضيه نسبيت عام اينشتين پيش بينى شده بود و حركت ماده كه به درون سياهچاله سقوط مى كند را تحت تاثير قرار مى دهد. فرورفتگى فضا- زمان غيرقابل رويت است اما دانشمندان وجود آن را با رديابى دو فركانس پرتو ايكس گسيل شده از اين سياهچاله نتيجه گيرى كردند. اين فركانس ها مشابه گسيل هايى هستند كه ۹ سال قبل مشاهده شدند. اين يافته به دانشمندان كمك مى كند تا چرخش سياهچاله را محاسبه كنند. اندازه گيرى اين چرخش براى توضيح رفتار سياهچاله بسيار ضرورى است. • پرتوهاى ايكس چشمك زن سياهچاله زمانى به وجود مى آيد كه ستاره هاى بسيار حجيم سوخت خود را به اتمام مى رسانند. هسته آنها با فشرده شدن به يك نقطه با چگالش بى نهايت تبديل مى شود و لايه هاى بيرونى آنها در نتيجه انفجار قدرتمند ابرنواخترى به درون فضا پرتاب مى شوند. در يك محدوده فرضى موسوم به «افق رويداد» گرانش سياهچاله آنقدر قدرتمند است كه هيچ چيز _ حتى نور- نمى تواند از آن فرار كند. فركانس هاى پرتو ايكسى كه توسط گروهى از دانشمندان رديابى شدند از ناحيه اى بيرون از افق رويداد سياهچاله GRO J1655 -40 كه حدود ۱۰ هزار سال نورى از زمين فاصله دارد منتشر مى شوند. اين سياهچاله هفت برابر بزرگتر از خورشيد است و گاز يك ستاره مجاور را به درون خود مى مكد.سياهچاله مذكور طى دوره هاى كوتاهى پرتوهاى ايكس شديدى از خود منتشر مى سازد و به دنبال آن دوره هاى طولانى ترى از آرامش را تجربه مى كند. دانشمندان تصور مى كنند كه اين الگو از پرتوهاى ايكس چشمك زن مربوط به چگونگى تجمع ماده در اطراف سياهچاله است. گاز مكيده شده از ستاره مجاور به تدريج به شكل يك قرص در اطراف سياهچاله انباشته مى شود. اين پروسه براى چند سال ادامه دارد. در حالى كه اين انباشتگى رخ مى دهد، سياهچاله گاز بسيار كمى از قرص را مصرف مى كند. هر چند سال يك بار پديده اى كه دانشمندان در مورد آن مطمئن نيستند باعث مى شود كه ناگهان سياهچاله بخش عمده ماده موجود در قرص را طى يك دوره چند ماهه قورت دهد. پرتوهاى ايكسى كه سياهچاله ها طى اين دوره از فعاليت خود منتشر مى كنند ميليون ها بار بيشتر از زمانى است كه آرام هستند. طى سال هاى اخير، كاوشگر زمان گيرى پرتو ايكس «روزى» (Rossi) متعلق به سازمان ناسا دوبار سياهچاله GRO J1655 -40 را در حال بلعيدن مواد مشاهده كرد: يك بار در سال ۱۹۹۶ و بار ديگر در سال ۲۰۰۵. در ميان فركانس هاى مشاهده شده در سال ۱۹۹۶ يكى ۴۵۰ هرتز و ديگرى ۳۰۰ هرتز بود. اين دو فركانس دوباره در سال ۲۰۰۵ مشاهده شدند. اين موضوع تعجب آور بود زيرا سياهچاله ها از نظر انتشار پرتو ايكس وضعيت ثابتى ندارند. پرتوهاى ايكس از ذرات گاز بسيار داغى منتشر مى شوند كه به درون سياهچاله مى چرخند و در اين مسير بر روى هم لغزش مى كنند. با اين حال، درخشندگى و فركانس پرتوهاى ايكس چشمك زن لحظه به لحظه تغيير مى كند زيرا ميزان مصرف گاز توسط سياهچاله ثابت نيست. بنابراين، مشاهده دو فركانس ثابت به فاصله ۹ سال قوياً اين ايده را مطرح مى كند كه نوسان در مصرف گاز توسط سياهچاله عامل به وجود آورنده اين فركانس ها نيست بلكه دليل آن را بايد در چيز ديگرى جست وجو كرد. «جان ميلر» دانشمند دانشگاه ميشيگان كه در اين تحقيق شركت دارد، مى گويد: «به دليل اينكه گاز نمى تواند دو بار به طور يكسان رفتار كند بنابراين اين ايده قوياً مطرح مى شود كه اين فركانس ها توسط چرخش و جرم سياهچاله -كه دو ويژگى اساسى سياهچاله هستند- ثابت و پايدار نگه داشته مى شوند. به دليل اينكه سياهچاله بسيار پرجرم است و با سرعت مى چرخد، بنابراين فضا- زمان اطراف خود را خميده مى كند. • فضا- زمان زمانى كه اينشتين فرضيه نسبيت عام را شكل مى داد سه بعد از فضا و يك بعد از زمان را به هم ادغام كرد و يك مفهوم مفيد پديد آورد كه آن را «فضا- زمان» نامگذارى كرد. فضا- زمان را مى توان يك صفحه كشسانى در نظر گرفت كه تحت وزن يك جسم كه روى آن قرار داده مى شود خم مى شود. هر چقدر كه جسم سنگين تر باشد، فضا- زمان بيشتر خم مى شود. اگر اين جسم در حال چرخش نيز باشد، نه تنها باعث خمش بلكه پيچش فضا- زمان مى شود. فضا- زمان خميده شده باعث مى شود گازى كه به درون سياهچاله سقوط مى كند به شيوه هاى خاصى حركت كند. اين پديده را مى توان با حركت سوزن بر روى صفحه گرامافون مقايسه كرد: زمانى كه سوزن در امتداد شيار روى صفحه حركت مى كند باعث توليد صدا مى شود كه ماهيت دقيق اين صدا توسط خميدگى هاى فيزيكى داخل شيار تعيين مى شود.سياهچاله نيز به طور مشابه خميدگى هاى ثابتى در ساختار و بافت فضا- زمان ايجاد كرده كه ماده در حال حركت به دور خود را تحت تاثير قرار مى دهد. گازى كه به دور سياهچاله مى چرخد مانند سوزن است اما به جاى توليد يك صداى خاص، فركانس هاى خاصى از نور پرتو ايكس ايجاد مى كند. •دو قله (peak) دانشمندان تصور مى كنند ذرات گاز كه در فضا- زمان خميده شده نزديك سياهچاله حركت مى كنند دو نوع حركت را به نمايش مى گذارند كه هر كدام يك فركانس منحصر به فرد توليد مى كند. يكى حركت مدارى گاز در زمان چرخش به دور سياهچاله است كه فركانس ۴۵۰ هرتز توليد مى كند. فركانس پائين تر ۳۰۰ هرتزى توسط گازى ايجاد مى شود كه به دليل خمش هاى فضا- زمان به طور جزيى لرزش دارد. «جرون هومن» از موسسه پژوهش هاى فضا و اختر فيزيك كاولى (Kavli) وابسته به موسسه فناورى ماساچوست مى گويد: «اگر فضا- زمان منحنى نباشد، ما احتمالاً فقط يك قله (peak) را مشاهده مى كرديم.» دانشمندان اعتقاد دارند كه تمامى سياهچاله هاى چرخان دو فركانس ثابت منتشر مى كنند و اين فركانس ها ارتباط نزديكى با جرم و چرخش سياهچاله دارند. جرم سياهچاله GRO J1655 -40 با استفاده از رصدهاى انجام شده از مدار ستاره مجاور آن محاسبه شد. ميزان چرخش سياهچاله بخش مفقود شده اطلاعات بود. يافته هاى جديد در مورد فركانس به حل اين مشكل كمك خواهند كرد.«ميلر» مى گويد: «ما اكنون مى توانيم براى اولين بار شروع به تعيين چرخش سياهچاله كنيم و بدين ترتيب سياهچاله را به طور كامل ترى توضيح دهيم.» اين يافته ها طى جلسه ماه ژانويه انجمن اخترشناسى آمريكا اعلام شدند. Space.com,Jan.2006
روزنامه شرق
در این پروسه اشکال گوناگونی به وجود می آیند که کارکردهای مختلفی دارند ولی شکل کلی یک چیز است. اینکه بعدا" چه اتفاقی می افتد و در ابعاد بزرگتر چه چیزی وجود دارد فعلا" به صورت یک راز است.
اخترشنـاســان دانـشگـاه آكسـفـورد گفتند: اين سه بعـد , مرئي نيسـتنـد امـا وجود آنها در كهكشـانهـا با نيروي جاذبـه اي كه بر ستارگان اعمال مي كننـد, ثـابـت شده است .
اين اخترشناسان با مطالعه بر رفتـار مختلف سياه چاله ها در كهكشانهـاي كـوچـك و خوشه هاي كهكشاني توانستنـد ايــن ســه بعـد فضايي را كشف كنند .
به گفته آنهـا, كشـف ايـن سـه بـعـد جـديـد به توضيح معماهاي اخترشناختي كمـك مي كند.
به گفته دانشمندان دانشگاه آكسفـورد , ابعاد فضايي جديد تاثير نيروي جاذبه را در فواصل بسيار كم يعني حدود يك نانومتر تغيير مي دهند .
احمقی او را در آتش در نشاند
مثنوی معنوی
ه ی صورت فلکی خرس بزرگ را در آسمان دنبال کنید تا از بخش گرد ملاقه ی آن دور شوید. وقتی به آخرین ستاره ی دسته رسیدید کمی تلسکوپ خود را به غرب و جنوب برانید. احتمالا این کهکشان زیبا و شگفت را یافته اید. پنجاه و یکمین عضو فهرست معروف شارل مسیه. شاید در ابتدا به خاطر بازو های مارپیچی اش به آن سحابی مارپیچی می گفتند ولی امروز می دانیم که کهکشانی است دور دست و آن را با نام NGC5194 هم می شناسیم. بازو های مارپیچی آن و غبار میان ستاره ای آن در سمت راست کاملا جاروب شده، احتمالا به خاطر نزدیک شدن به کهشکان همسایه(NGC5195). این زوج در فاصله ی 31 میلیون سال نوری از در خط مرز صورت فلکی خرس بزرگ و صورت فلکی کوچک سگان شکاری(تازی ها) قرار گرفته اند. M51 از دید تلسکوپ های زمینی کم فروغ و محو است ولی این تصویر دوربین حرفه ای نقشه بردار آسمان تلسکوپ فضایی هابل که بهترین تصویری است که تا کنون از M51 گرفته شده، جزعیات دقیقی از آن را نشان می هد. عکس: S. Beckwith (STScI) Hubble Heritage Team, (STScI/AURA), ESA, NASA
با دگر کس سازگاری چون کنم
موج لشکرهای احوالم ببین
هر یکی با دیگری در جنگ و کین
مثنوی معنوی
بی ادب محروم ماند از لطف رب
بی ادب تنها نه خود را داشت بد
بلکه آتش در همه آفاق زد
مثنوی معنوی
تصویر فوق صحنه ای باشکوه از مرز عبور روز به شب بر فراز اقیانوس و ابرهای سیاره زیبای زمین است. مرز سایه روشن نشان دهنده ی گذر تدریجی به سوی تاریکی است و ما آن را هنگام گرگ و میش بودن هوا تجربه می کنیم. با درخشندگی خورشید در سمت راست، ابرهای فوقانی بازتابی تدریجی به رنگ قرمز دارند و این پدیده، عبور پرتوهای تصفیه شده خورشید از بخش غبار آلود تروپوسفر است. بخشی که خود در لایه های پایین جو سیاره ما قرار دارد. لایه های واضح و مرتفع، که در بخش روز و لبه های بالایی نمایان اند، رنگ آبی نور خورشید را پراکنده می کنند و به آرامی در سیاهی فضا محو می شوند. این تصویر در حقیقت تک عکسی است که در ماه ژوئن سال 2001 از ایستگاه بین المللی فضایی در مداری با ارتفاع 211 مایل دریایی ثبت شده است. عکس از: ISS Crew, Earth Sciences and
مجله نجوم
مجله نجوم
نیرومندترین انفجار طبیعی در تاریخ اخیر کره زمین در 30 ژوئیه 1908 در حادثه انفجار یک شهاب سنگ بر فراز رودخانه تونگوسکا در سیبری روسیه رخ داد. این انفجار، که قدرت آن 1000 برابر قدرت انفجار بمب اتمی آمریکا در هیروشیما تخمین زده می شود، تمامی درختان منطقه را تا شعاع 40 کیلومتری خم کرد و زمین لرزه عظیمی را به وجود آورد. گزارش شاهدان عینی این حادثه گیج کننده است. تصویر بالا، که یک هیئت اعزامی روسی آن را 20 سال پس از حادثه تهیه کرده است، درختانی را نشان می دهد که مانند چوب های کبریت نقش بر زمین شده اند. شواهد جدید این گمان را به وجود می آورند که دریاچه چکو بر اثر این انفجار ایجاد شده است. یک شهاب سنگ در ابعاد تونگوسکا می تواند یک شهر بزرگ را نابود کند، با این وجود مساحت این مناطق نسبت به سطح زمین به قدری کم است که احتمال این برخوردها بسیار کم است. احتمال برخورد در آب در نزذیکی شهرهای بزرگ بیشتر است. این برخوردها سونامی های بزرگی را به وجود خواهند آورد. یکی از اهداف علم نجوم، شناخت بهتر اجرامی از منظومه شمسی است که احتمال ایجاد چنین خرابی هایی را دارند. پیش از آن که برخورد اتفاق بیفتد.
مجله نجوم
۳۰ سال و ۱۰ روز بعد، در ۳۰ آگوست ۲۰۰۷، ویجر۲ از مرزهای منظومه شمسی گذشت. این فضاپیما دومین ساخته دست بشری است که در این فاصله از زمین قرار میگیرد.
پیش از این ویجر ۱ از این مرز گذشته بود.در زمان گذر ویجر ۱ از این مرز، سیگنالهای ارسالی این فضاپیما از دست رفتند. در آن زمان، تمامی رادیو تلسکوپها در حال کار در سایر پروژهها بودند. به همین دلیل، دانشمندان نتوانستند اطلاعات موردنظر را به دست بیاورند.
وجود میدان مغناطیسی قوی و سردتر بودن خارج این مرز به اندازه ۱۰ برابر کمتر از میزان پیش بینی شده، از نتایج عجیب به دست آمده به وسیلهی ویجر ۲ هستند.
ضربهی پایانی(Termination Shock) به فاصلهای از خورشید گفته میشود که تأثیر بادهای خورشید با محیط میان ستارهای خنثی میشود. در جهت حرکت ویجر ۲ این مرز در فاصلهی تقریبی ۸۴ واحد نجومی از خورشید قرار دارد. البته در جهت حرکت ویجر ۱، این فاصله ۱۰ واحد نجومی کمتر بود که نشان دهندهی آن است که مرزهای سامانهی خورشیدی ما متقارن نیست و در اثر بادهای میان ستارهای نامتقارن شده است.
به این ترتیب، به بیانی میتوان گفت که ویجر ۲ مرزهای منظومه خورشیدی ما را گسسته است.
ماموريتهاي ويجر اطلاعات بسيار زيادي دربارهي سيارات خارجي منظومهي شمسي در اختيار دانشمندان قرار دادند. در حال حاضر اکثر اطلاعاتي که از سيارات اورانوس و نپتون داريم، حاصل کار اين دو فضاپيماست.
منبع: وبگاه خبري دانشگاه MIT
مجله نجوم
مجله نجوم
بیگ بانگ (انفجار بزرگ) نخستین پدیده و اتفاق شناخته شده در جهان می باشد.
می توانیم تاریخچه جهان را تا 14 میلیارد سال قبل مرور کنیم، تا به لحظه ای آتشین به نام بیگ بانگ برسیم. در آن لحظه جهان بینهایت داغ و متراکم بوده است، در واقع تمام مواد موجود در جهان از جمله دورترین کهکشان ها تا همین ذرات و مواد موجود در روی زمین خودمان بسیار متراکم شده بودند. اما ناگهان این نقطه متراکم منفجر می شود و انفجار عظیم و غیرقابل تصوری بنام بیگ بانگ بوجود می آید.
اما از آنجایی که کسی در آن لحظه برای ثبت آن اتفاق نبوده است ما از کجا می دانیم چنین انفجاری رخ داده است ؟ در طی قرن گذشته ما به سه دلیل رسیده ایم که فعلاً نظریه ی بیگ بانگ را به خوبی تأیید می کنند:
الف- مشاهده کردیم که کهکشان ها در حال دور شدن از هم هستند :
اگر سری مقالات قبلی را دنبال کرده باشید می دانید که کهکشان راه شیری ما یکی از بی شمار کهکشان موجود در عالم می باشد و ما انتظار داریم تمامی این کهکشان ها از جمله کهکشان خودمان با توجه به نیروی گرانش ( متقابلی که به هم وارد می کنند ) به سمت هم حرکت کنند، اما در سال 1929 ستاره شناسی به نام ادوین هابل به کشفی غیرمنتظره دست یافت : کهکشان ها با سرعت زیاد در حال دور شدن از هم هستند و هر چه فاصله شان از هم بیشتر باشد با سرعت بیشتری از هم دور می شوند.
وقتی کهکشان ها در حال دور شدن از همدیگر باشند، بنابراین باید در گذشته به هم نزدیکتر بوده باشند. با توجه به بررسی سرعت و جهت حرکت کهکشان ها ستاره شناسان متوجه شدند که همه آنها باید در حدود 14 میلیارد سال پیش به طور باور نکردنی متراکم و فشرده بوده باشند، که این قضیه با شواهد بسیار دیگری نیز تأیید می شود.
ب- عناصر شیمیایی نیز تایید کننده بیگ بانگ هستند :
در سال 1940 فیزیک دانی به نام جورج گاموف به همراه دستیارانش فهمیدند که جهان در ابتدایش بسیار متراکم و داغ بوده هست. در آن سال دانشمندان تازه دریافته بودند که عناصر شیمیایی تحت تراکم و دمای بسیار زیاد می توانند به یکدیگر تبدیل شوند .گاموف و دستیارانش این قضیه را برای جهانی فوق العاده داغ و متراکم و در حال انبساط محاسبه کردند و دیدند در آن شرایط یک چهارم از ساده ترین عنصر (هیدروژن) به عنصر هلیوم تبدیل می شود . ستاره شناسان نیز نسبت هیدروژن به هلیومی را که در جهان پراکنده شده است را محاسبه کردند که مقدار آن دقیقاً با محاسبات جورج گاموف سازگار بودند. این مسئله هم یکی از قوی ترین دلایل بر رخداد بیگ بانگ می باشد.
پ - نور حاصل از بیگ بانگ را مشاهده کردیم :
با توجه به نظریه بیگ بانگ , بیگ بانگ همه جای فضا رخ داده است (نه فقط در یک نقطه). هزاران سال بعد از بیگ بنگ جهان با ماده داغ (حاصل از انفجار بیگ بانگ) پرشده بود و این ماده ی داغ شروع به گداخته شدن و تابشی کرد که به همه جهات تابیده می شد.(هر جسمی نیز وقتی خیلی داغ می شود شروع به درخشش می کند). این پس تابش (afterglow ) بیگ بانگ هنوز نیز در جهان وجود دارد.
در واقع این جریان ثابت از تابش همواره به زمین می رسد، از دورترین نقاط فضا که میلیاردها کیلومتر با ما فاصله دارند. اما از آنجایی که این نور فاصله ایی بسیار طولانی را طی کرده و با انبساط جهان انرژی خود را از دست داده دیگر با چشم قابل رؤیت نیست، اما هنوز به وسیله حسگرهایی قابل شناسایی است.
در سال 1964 رادیو ستاره شناسانی به نام آرنو پنزیز و رابرت ویلسون اولین کسانی بودند که توانستند این پس تابش بیگ بانگ را کشف کنند و سرانجام در سال 1991 فضاپیمای ناسا تصویری از این نور باستانی را گرفت که نتیجه ایی قاطع و معتبر بر وقوع بیگ بانگ بود. این دست آورد بعنوان یکی از بزرگترین پیروزی های بشر در اکتشاف های علمی اش قلمداد می شود. به این امواجی که با انرژی کم از تمام نقاط فضا به سوی ما می آیند، «تابش زمینه ی کیهانی» گفته می شود.
تمامی این دستاورد ها نتیجه دو عامل مهم است : اول همراه شدن تخیل بشر با اکتشافات علمی و دوم میل و اجازه طبیعت برای دست یافتن به این راز های شگفت انگیز خلقت تا جایی که ما می توانیم از نقاط آغازین خلقت صحبت کنیم. در واقع بزرگترین معجزه ی خلقت بقول انیشتن این است که : جهان قابل شناختن است!
اما اگر بخواهیم به عقب تر از بیگ بانگ برگردیم چی؟ قبل از بیگ بانگ چه بوده است ؟ چه نیرویی آن را بوجود آورد ؟
تهیه: محمد درخشانی
ویرایش علمی: بخش نجوم سایت تبیان
ممکن است یک نوع جدیدی از انرژی، بیگ بانگ را به وجود آورده باشد :
اگر چه دانشمندان توانسته اند بفهمند که جهان در لحظاتی بعد از بیگ بانگ چگونه بوده است، اما هیچ کس نمی داند دقیقاً در لحظه بیگ بانگ چه اتفاقی افتاده است؟ به زبان ساده تر ما فقط فهمیده ایم انفجاری عظیم رخ داده است اما این که چه چیز باعث این انفجار شده است یا اینکه تمام موادی که در جهان وجود دارند از کجا آمده است یا جهان قبل از بیگ بانگ چگونه بوده است ؟ همه سوالاتی اند که از نظر علمی و تجربی بدون پاسخ تا به امروز.
با این حال دانشمندان چند توجیه برای به وجود آمدن بیگ بانگ ارائه کرده اند و این توجیهات به طور پیوسته مورد آزمایش قرار می گیرند:
جهان تورمی (inflationary universe ) :
یکی از مورد توافق ترین این توجیهات, مدل جهان تورمی است. این مدل بر این فرض استوار است که قبل از بیگ بانگ (انفجار بزرگ) فضا با نوعی ناپایداری از انرژی ناشناخته پر شده بود. این انرژی در لحظه ای خاص به ذرات بنیادی Fundamental particles تبدیل می شود، و جهان زاده می گردد.
یک نتیجه جالب این مدل این است: که اگر نقطه ای کوچکی از فضا شامل آن نوع از انرژی باستانی باشد آن نقطه از فضا با سرعت و شدت زیادی منبسط می شود و به ماده تبدیل می شود ( هم ارزی ماده و انرژی). در واقع ممکن است تمامی موادی که امروزه در جهان وجود دارد از همان انرژی ناشناخته که وزنی کمتر از یک نخود داشته است تشکیل شده باشد ! این نتیجه جالب حاصل به کار بردن نظریه انیشتن در مدل جهان تورمی است، یعنی تمام کهکشان ها و ستارگان و همه و همه از یک ذره ایی کوچک از آن انرژی بوجود آمده اند.
یک مدل هنگامی قابل کاربرد خواهد بود که بتواند پیش بینی هایی انجام دهد که با شواهد و نتایج سازگار باشد. مدل جهان تورمی نیز چندین پیش بینی قابل آزمایش دارد. یکی از مهم ترین این پیش بینی ها این است : که آن انرژی اولیه بصورت توده ایی ناهمگون (lumpy ) بوده است _ یعنی شکلی نامتقارن داشته است _ و این انرژی در حین بیگ بانگ به ماده تبدیل شده است و در نتیجه ماده به طور غیر یکنواخت در جهان پراکنده شده است یعنی بعضی از ناحیه ها دارای ماده بیشتر و برخی ناحیه ها دارای مواد کمتری هستند و این ناهمگون بودن انرژی اولیه برای ما بسیار خوشایند بوده است چرا که اگر جهان به طور یکنواخت با ماده پر می شد در این صورت هیچ گاه ستاره یا سیاره ای به وجود نمی آمد و ما اینجا نبودیم !
تصویری شبیه سازی شده از انرژی اولیه در زیر نمایش داده شده است، همان طور که می بینید شکلی غیر یکنواخت و ناهمگون داشته است:

دلایلی بر مدل جهان تورمی :
اگر مدل جهان تورمی درست باشد در این صورت ما باید آن ناهمگونی و غیر یکنواختی انرژی اولیه را در پس تابش های بیگ بانگ ببینیم. ستاره شناسان نیز توانستند این ناهمگونی را در تصویری از پس تابش بیگ بانگ که در سال 2003 توسط فضاپیمای ناسا گرفته شده بود مشاهده کنند. این تصویر حیرت انگیز ظاهر جهان را در 300،000 سال بعد از بیگ بانگ نشان می دهد.

مدل جهان تورمی بسیار مهم است زیرا برای اولین بار به ما نشان داد که چگونه جهان طوری شکل گرفته است که تمام مواد ( از ستاره ها تا کهکشانها و ..) از یک ذره ناهمگون انرژی بوجود آمدند.
اما آن نوع از انرژی کهن چه بوده است ؟ و آن ذره کوچک انرژی از کجا آمده است ؟ جهان در ابتدا چگونه بوده است ؟
تهیه: محمد درخشانی
ویرایش علمی: بخش نجوم سایت تبیان
ما همچنان در ابتدای راه شناختن جهان هستیم!
هیچ کس نمی داند چگونه برای اولین بار فضا و زمان و ماده ( matter ) بوجود آمدند.
دانشمندان هم همواره با سؤالاتی از این قبیل روبرو می شوند: اگر در ابتدا چیزی وجود نداشته پس قوانین طبیعت از کجا آمده ؟ جهان چگونه می داند که باید چگونه عمل کند ؟ و چگونه جهان شرایط را برای زندگی ما فراهم کرد و... دانشمندان برای پاسخ گویی به این سوالات همواره به دنبال ایده های جدید و آزمایش های مختلفی هستند.
فهمیدن این که جهان چگونه آغاز شد، نیازمند تئوری هایی است که فضا و زمان و ماده را بهتر به هم مرتبط سازد . در فیزیک یک تئوری، مدلی است ریاضی است که به ما اجازه می دهد، پیش بینی هایی در باره پدیده های مشاهده پذیر داشته باشیم. برای مثال نظریه گرانش انیشتین به دقت رابطه بین ماده و گرانش در مقیاس های بزرگ را نشان می دهد و همچنین نظریه کوانتوم در مقیاس ذرات ریز اتمی پیش بینی های دقیقی انجام می دهد. اما این دو نظریه هنوز کامل نیستند و قادر نیستند شرایط جهان را در لحظات آغازین توصیف کنند.
امروزه بسیاری از دانشمندان در حال کار بر روی نظریه بهتر برای فضا و زمان و ماده به نام نظریه ریسمان ( String theory )هستند که شاید بتواند به فهم ما از چگونگی پیدایش جهان کمک کند. این نظریه بر اساس ایده ایی جدید شکل گرفته است، که هنوز آزمایش نشده. در این نظریه فرض می شود که اجزای بنیادی ماده بصورت ذره نیستند، بلکه شکلی شبیه به ریسمان دارند و فضایی که ما در آن حرکت می کنیم بیشتر از سه بعد ( dimensions) دارد.
نظریه ریسمان برای پیدایش جهان چندین تفسیر عجیب و متفاوت دارد بر اساس یکی از این تفسیر ها بیگ بانگ زمانی بوجود آمد که جهان ما با جهان موازی دیگری (parallel universe) که دارای بعد های بیشتری بوده برخورد کرده است این نظریه همچنان در حال توسعه بوده و قابل آزمایش نیست.

اگر این کهکشان زیباترین مارپیچی آسمان نباشد، بی شک یکی از زیباترین مارپیچی هاست. یک «جهان جزیره ای» که حدود 100 میلیارد ستاره دارد و 32 میلیون سال نوری از ما فاصله دارد. M74 تمام رخ به ما ایستاده و نمایی زیبا را به رصدگران هدیه می دهد. این کهکشان زیبا در صورت فلکی «ماهی ها»(حوت) جای گرفته. در دسته بندی کهکشان های مارپیچی به دسته ی Sc تعلق دارد و بازوانش با طرحی زیبا، نشانه هایی از خوشه های ستاره ای آبی و رگه هایی از غبار تاریک میان ستاره ای دارند. این عکس واضح و دقیق از داده های ارسالی تلسکوپ فضایی هابل طی سالهای 2003 تا 2005 تهیه شده که توسط دوربین پیشرفته ی نقشه بردار آسمان آن به دست آمده اند. گستره ای به وسعت 30 هزار سال نوری بخش مرکزی قرص M74 را مقادیر عظیمی از هیدروژن فرا گرفته و مناطقی را که ستارگان عظیم کهکشان در آن متولد می شوند را مشخص می کند. عکس: بنیاد هابل، ناسا، اسا مجله نجوم
برطبق قانون هولوگراف، بیشترین اطلاعاتی که از این عکس در یک مانیتور معمولی میتوان گرفت، 3x1065 بیت است. قانون اثبات نشده هولوگراف، بیان میکند که بیشترین میزان اطلاعات را مناطقی در همسایگی سطح نگهداری میکنند. بنابراین، میزان اطلاعات در یک اتاق نه به حجم آن، بلکه به مساحت دیوارهایش بستگی دارد. این قانون از این ایده نتیجه میشود که طول پلانک به اندازه یکی از ابعاد سطحی است که در حدود یک بیت اطلاعات در خود ذخیره کند. طول پلانک مقیاسی است که در ابعاد کوچکتر از آن، مکانیک کوانتمی آغاز به غلبه بر قانون گرانش کلاسیک میکند. این حد را اولین بار جرارد هوفت در سال 1993 اعلام کرد. به این ترتیب، میزان اطلاعات گرفته شده در یک سیاهچاله به سطح افق رویداد آن و نه حجمش بستگی دارد. نام هولوگراف از هولوگرام گرفته شده است. جایی که تصاویر سه بعدی با استفاده از نوردهی از یک صفحه تخت به وجود میآیند. البته مردمی که تصویر بالا را میبینند مدعی نخواهند شد که 3x1065 بیت اطلاعات را میبینند. آن ها شاید بگویند که یک قوری میبینند. عکس از: (E. Winfree, K. Fleischer, A. Barr et al. (Caltech مجله نجوم
مجله نجوم
ای رهیده تو ز دنیای نه چیز
گر قضا انداخت ما را در عذاب
کی رود آن خو و طبع مستطاب
این سزای آنکه شد یار خسان
یا کسی کرد از برای ناکثان
مثنوی معنوی
ما چو مرغان حریص بینوا
می رهانی هر دمی ما را و باز
سوی دامی می رویم ای بی نیاز
مثنوی معنوی
مجله نجوم

ایستگاه فضایی بین المللی مجله نجوم








