پرواز بروس مکندلس در تاریکی بی انتهای فضا در فوریه سال 1984 نخستین آزمایش واحد مانور تک سرنشین (MMU) بود که مانند صندلی متحرکی است که فضانور بر آن می نشیند. در این تصویر بی نظیر، که عکس بزرگتر آن را با امضای مکندلس در گوشه می بینید، فضانورد، عاری از هر گونه طناب اتصالی، بیش از 100 متر از شاتل فضایی چلنجر فاصله گرفته است.
مجله نجوم
صبر كن
خواهش مي كنم صبر كن
زندگي اين نيست!
زندگي عادت نيست
زندگي خشم و نفرت نيست
نفرت را فراموش كن
زندگي يعني تازگي
زندگی هیچ قاعده ای ندارد! چون خودش قاعده است!
جان كندن هايت براي چيست؟
اين همه حرص و طمع براي چيست؟
آرام باش!
بر زندگي و طبيعت قانون حكومت مي كند،پس نيازي نيست به زحمت بيفتي،آزاد زندگي كن و
آگاه باش اسير عادت ها نشوي.
آگاه باش اسير نشوي!
آگاه باش برده ي زندگي نشوي، خود آفريننده ي زندگي باش.
به خودت تكيه كن،
به خودت اعتماد كن،
هيچ چيز را نپذير!
رها شو.
ایمان روشنگر
|
آژانس فضایی آمریکا ، ناسا می گوید، ذرات متصاعد از یك سیاهچاله عظیم در یك كهكشان را رصد كرده اند كه به اندازه ای پر قدرت است كه می تواند كهكشان های نزدیكش را نابود كند.
به گزارش شبكه BBC ، آژانس فضایی آمریکا ، ناسا گفته است، ستاره شناسان ناسا برخورد بی نهایت شدید یک کهکشان كه دارای سیاه چاله ای عظیم است را با یك کهکشان کوچکتر دیگری رصد کرده اند. با اینكه برخورد کهکشان ها در فضا حادثه تازه ای نیست، این نخستین بار است که ستاره شناسان در آژانس فضایی آمریکا ، ناسا چنین رخداد کیهانی شدید و پر تلاطمی را رصد می کنند. رشته ذرات متصاعد از سیاه چاله کهکشان بزرگتر به اندازه ای پرقدرت است که به گفته کارشناسان ناسا، می تواند هرگونه حیات را در سیارات کهکشان کوچکتر نابود کند و حتی ستارگان جدیدی را بوجود آورد. جزئیات این رخداد در نشریه (Astrophysical Journal) منتشر خواهد شد. ناسا تصاویر این حادثه کیهانی را از طریق تلسکوپ های متعددی از جمله تلسکوپ های فضایی چاندرا ، اسپیتزر و هابل ثبت کرده است. این حادثه در منظومه ای به نام (۳C۳۲۱) رخ داده است. این منظومه حدود ۱.۴ میلیارد سال نوری از کره زمین فاصله دارد و کهکشان های آن نسبتا به هم نزدیک هستند. به گفته ناسا این دو کهکشان در حال ادغام شدن هستند. در این حادثه، دانشمندان ناسا کهكشان بزرگتر را « ستارگان مرده كهكشان » نامیده اند. این کهکشان رشته ذرات با انرژی بالایی که حاوی اشعه ایکس و گاما هستند را به سمت کهکشان مجاور خود فرستاده است. برخی از دانشمندان ناسا معتقدند که تصادم کهکشان « ستارگان مرده كهكشان» می تواند منشا حیات در کهكشان های مجاور آن باشد. اما در عین حال، گفته می شود که جریان ذرات « سیاه چاله » این کهکشان که با سرعت نور حرکت می کند، می تواند اثر فاجعه باری برای سیاره های دیگر داشته باشد. روزنامه جام جم |
مجله نجوم
امواج گرانشی در واقع تغییراتی در شدت گرانش یا جاذبه در نقطه ای از فضا است، که توسط جسمی پرجرم ایجاد می شود. امواج گرانشی از دو جنبه بسیار مهم هستند اول این که تنها نوعی از اطلاعات هستند که از لحظه بیگ بانگ بدون تغییر به ما رسیده است و دوم این که همان طور که قبلا گفتیم چندین نظریه برای آغاز جهان وجود دارند اما هر کدام از این نظریه ها برای امواج گرانشی خصوصیاتی متفاوتی پیش بینی کرده اند که امید است با آشکار سازی امواج گرانشی و بررسی خصوصیات آنها بتوان نظریه درست را پیدا کرد.
یکی دیگر از عوامل ایجاد امواج گرانشی، چرخش دو ستاره ی بسیار چگال مثل دو ستاره ی نوترونی بدور هم است، که همانطور که در تصویر زیر دیده می شود، این چرخش باعث ایجاد افت و خیز هایی در هندسه ی فضا زمانی اطراف مجموعه می شود.
آیا جهان ما یکتاست ؟
شاید ناخوشایند ترین و عجیب ترین پیش بینی نظریه ریسمان و همچنین مدل جهان تورمی این باشد که جهان ما یکتا نباشد: یعنی جهانهای دیگری جز جهان ما هم وجود داشته باشند! مدل جهان تورمی پیش بینی می کند که بیگ بانگ به طور پیوسته در جاهای دیگر فضا رخ می دهد - و نظریه ریسمان نیز می گوید این جهان های دیگر ممکن است کاملا از جهان ما متفاوت باشد؛ با قوانین طبیعت خاص خود و حتی با فضاهایی با بعد های بیشتر.
این موضوع که تمام جهان ممکن است مانند بخشی از آن که ما در آن زندگی میکنیم نباشد، سؤال ها و رازهای گوناگونی را درباره جهان خود ما ایجاد می کند: چرا ثابت های فیزیکی و طبیعت این گونه هستند و چرا مقدار دیگری ندارند ؟ مثلاً چرا سرعت نور نمی تواند بیشتر از این که هست باشد ؟ چرا الکترون ها سبکتر از پروتون ها هستند؟ و بسیاری از چرا های دیگر .... اما چیزی که می دانیم این است که اگر این قانون های طبیعت و ثابت های فیزیکی به میزان ناچیزی با مقداری که اکنون مشاهده می کنیم تفاوت داشتند در این صورت زندگی و حیاتی وجود نداشت. به عنوان مثال اتم ها پایداری کمتری داشتند و یا ستاره ها یا سیارات هرگز شکل نمی گرفتند.
جهان پر از شگفتی و سوال های بی پاسخ است هر زمان که پیشرفتی بدست آمده به نظر می رسد جهان خود را بزرگتر و حیرت انگیز تر می کند و نمی خواهد خود را به ما نشان دهد. کمتر از چند صد سال پیش بود که ستارگانی که در آسمان دیده می شدند به نظر می آمد مرز و محدوده جهان باشند تا اینکه با تلسکوپی که گالیله ساخت منظره ایی از ستارگان دور دست تر کهکشان بدست آمد ، تا اینکه فهمیدیم کهکشان راه شیری ما یکی از بی شمار کهکشان موجود در عالم می باشد و امروزه می توانیم تا جایی که طبیعت اجازه می دهد به عقب برگردیم: به لحظه ایی خاص یعنی بیگ بانگ. و این اکتشافات همچنان ادامه خواهد داشت و ما همچنان در ابتدای این مسیر هستیم.
تهیه : محمد درخشانی
برای میزان جرم یك سیاهچاله محدودیتی وجود ندارد. هر مقدار جرمی درصورتی كه به اندازه كافی چگال باشد می تواند سیاهچاله تشكیل دهد. حدس می زنیم كه سیاهچاله های موجود، از مرگ ستارگانِ پرجرم تشكیل یافته اند، بنا بر این باید به همان اندازه جرم داشته باشند. به عنوان نمونه جرم یك سیاهچاله در حدود 10 برابر جرم خورشید است، یعنی جرمی معادل 1031 كیلوگرم. هر چه جرم سیاهچاله بیشتر باشد فضای بیشتر اشغال خواهد كرد. در حقیقت شعاع شوارتز شیلد (شعاع افق) با جرم نسبت مستقیم دارد. اگر سیاهچاله ای 10 برابر یك سیاهچاله دیگر جرم داشته باشد، شعاعش نیز 10 برابر دیگری خواهد بود. شعاع افق سیاهچاله ای هم جرم خورشید 3 كیلومتر است. بنا بر این، اگر سیاهچاله ای 10 برابر خورشید جرم داشته باشد شعاع افقش 30 كیلومتر خواهد بود و سیاهچاله ای كه در مركز یك كهكشان با جرم یك میلیون برابر خورشید، 3 میلیون كیلومتر شعاع خواهد داشت. ممكن است این مقدار شعاع افق رویداد زیاد به نظر برسد ولی با استانداردهای نجومی خیلی هم عجیب نیست. به عنوان مثال شعاع خورشید 700000 كیلومتر است و یك سیاهچاله بسیار بسیار سنگین شعاعی فقط در حدود 4 برابر خورشید دارد.
خواص سیاهچاله
خواص سیاهچاله ها بسیار عجیب است. زمان و مکان خصوصیات خود را در درون ستاره کاملاً فرو پاشیده رد و بدل می کنند!! قوانین طبیعی شکسته می شوند! هر شیء در شرایط عادی اندازه خود را نگه می دارد ولی نمی تواند از عمر فیزیکی بگریزد. سیاهچاله ها مداماً کوچکتر می شوند. مشاهده گران نمی توانند واقعاً آن را ببیند، زیرا نور مانند شکلهای دیگر انرژی، تحت تاثیر مکش حفره سیاه است. اما چرا پدیده های درون سیاهچاله ها قابل مشاهده نیست؟ علت آن است که وقتی ستاره به سیاهچاله تبدیل می شود، نسبت به ناظران خارج، بی درنگ گذشت زمان در آن متوقف می شود! به عقیده دکتر ویلر و دکتر روفینی: علائم و اطلاعات مربوط به مرحله های بعدی فرو پاشی هرگز نمی گریزند، بلکه در فرو پاشی هندسه ی «زمانی و مکانی» درگیر می شوند.
سیاهچالهها چگونه بوجود میآیند؟
سیاهچاله ها و ستارگان نوترونی، ستارگانی هستند که بینهایت فشرده شده اند. در واقع اتمها و الکترونها و پروتونها و نوترونها در داخل هم فرو ریخته اند، در نتیجه کاملا فشرده شده اند.
ستارگان بینهایت میل دارند که فشرده شوند، ولی نیرو و انرژی هسته ای در مرکز آنها از فشرده شدن آنها جلوگیری می کند. و زمانی که انرژی هسته در مرکز یک ستاره متوقف شود، دیگر چیزی نیست که جلوی فشرده شدن ستاره بر اثر گرانش را بگیرد، و ستاره تا جایی که بتواند فشرده می شود. هر چقدر جرم ستاره بیشتر باشد، بیشتر فشرده می شود. تا زمانی که الکترون ها و پروتونها در درون همدیگر فرومی ریزند و به نوترون تبدیل می شوند. در نتیجه یک ستاره ی نوترونی تشکیل می شود. ولی اگر جرم ستاره آنقدر زیاد باشد که نوترونها هم نتوانند جلوی فشرده شدنش را بگیرند، درنتیجه نوترونها هم، در هم خرد می شوند، و ستاره بینهایت فشرده می شود. معلوم نیست که این فشرگی تا کجا ادامه می یابد، ما دیگر چیزی را نمی شناسیم که بتواند جلوی آن را بگیرد!
هر چه ستارههای نوترونی پر جرم تر باشند کشش جاذبهای سطحی آنها نیز بیشتر خواهد بود. در سال 1939 اوپنهایمر فکر کرد که نوترونها نمیتوانند در برابر همه چیز مقاومت کنند. به نظر او اگر یک ستاره ی در حال فشرده شدن، بزرگتر از 2.3 برابر اندازه خورشید بود، آنگاه نه تنها الکترونها بلکه نوترونهای آن نیز در هم میشکست. همچنین باید بدانیم که وقتی نوترونها در هم شکستند، دیگر هیچ چیز مطلقاً وجود ندارد که از فشرده شدن ستاره جلوگیری کند. اگر شما خود را روی سطح یک توده در حال فشردن تصور کنید، آنگاه شما با فشردن آن جسم، به مرکز آن نزدیکتر و نزدیکتر خواهید شد. و بنابراین نیروی جاذبه بیشتر وبیشتری را حس خواهید کرد. تا هنگامی که ستاره به مرحله کوتوله سفید برسد، شما بیش از 1.016 تن وزن پیدا خواهید کرد! وقتی که ستاره به فشردن ادامه داد و از مرحله ستاره نوترونی هم گذشت و بطور کامل «تکینه» شد، وزن شما از 15000 میلیون تن بیشتر و بیشتر خواهد شد. اگر سیاهچاله به اندازه کافی به ما نزدیک بود، میتوانستیم نیروی جاذبه را حس کنیم!!
تهیه: محمد درخشانی
ویرایش و تصحیح علمی: بخش نجوم تبیان
کاوشگرهایی که در نزدیکی سیارات مریخ، زهره و زمین قرار دارند با رصد تابش های خورشیدی نزدیک این سیارات نشان دادند فوران های پلاسمایی که از طرف دورتر خورشید گسیل می شوند می توانند به طور اساسی روی حالت اتمسفر سیارات داخلی تاثیر بگذارند.
در دسامبر ۲۰۰۶ یک سری از تابش های خورشیدی در سه نقطه مختلف یک منطقه فعال دچار تغییر و دگرگونی شدند.
به تازگی گروهی از دانمشندان موسسه فیزیک فضا در سوئد به سرپرستی "یوشیفومی فوتانا" اطلاعات مربوط به بررسی این پدیده را در کنگره اروپایی علوم سیارات در "پستدام" آلمان ارائه کردند.
براساس گزارش ساینس دیلی، این محققان توانستند با کمک دستگاه های نصب شده در کاوشگر اروپایی مارس اکسپرس، ونوس اکسپرس، کاوشگر خورشیدی "سوهو" و ماهواره محیط زیستی "ژئوس" واقع در مدار زمین این فوران های پلاسمایی را رصد کنند.
در این خصوص فوتانا با اشاره به این نکته که بررسی این حوادث می توانند حتی موجب وقوع تغییرات مهمی روی تکامل اتمسفر شوند، توضیح داد : "این رصدها نشان می دهند که فعالیت تابش های خورشیدی طرف مخالف خورشید به شدت روی شرایط جوی زمین تاثیر می گذارند."
همچنین در مدت رصد این وقایع، مارس اکسپرس افزایش جریان یون های اکسیژن را در خارج از اتمسفر مریخ به ثبت رساند.
این تغییر تامیزان قابل توجهی سطح اشعه فرابنفش را افزایش داد. افزایش سطوح اشعه فرابنفش در سیارات با میدان مغناطیسی ضعیف موجب وارد آمدن خسارت هایی به اتمسفر سیاره می شود. درحقیقت این اولین بار بود که چنین پدیده ای مشاهده می شد.
این دانشمند در ادامه افزود: "این پدیده برای سیاره شناسان بسیار شگفت انگیز بود چرا که جریان های یونی در خارج از اتمسفر وقتی که در یک مرحله موقتی ژئولوژیکی، حتی در یک دوره یک میلیارد ساله اتفاق افتند می توانند نقش مهمی در تکامل اتمسفر سیاره ای ایفا کنند."
این دانشمندان امیدوارند تابش های خشن خورشیدی بتوانند توضیحی درخصوص راز " فقدان آب در مریخ" نیز ارائه کنند.
در حقیقت اعتقاد براین است که بین ۵/۳ تا ۴ میلیارد سال قبل مریخ دارای میزان زیادی آب بوده است، اما تاکنون هیچ توضیحی برای ناپدید شدن این آب عرضه نشده است.
پوستین شیر را بر خود مپوش
هر که نامخت از گذشت روزگار
هیچ ناموزد ز هیچ آموزگار
مثنوی معنوی
لایق انفاس و گفتار تو نیست
کان نفس خواهد ز باران پاکتر
وز فرشته در روش دراک تر
عمرها بایست تا دم پاک شد
تا امین مخزن افلاک شد
مثنوی معنوی
صحبت مردانت از مردان کند
گر تو سنگ صخره و مرمر شوی
چون به صاحبدل رسی گوهر شوی
کار مردان روشنی و گرمی است
کار دونان حیله و بی شرمی است
مثنوی معنوی
پس به هر دستی نباید داد دست
مثنوی معنوی
زین هواهای عفن زین آبهای ناگوار
هرچند که فیزیکدانان گستره وسیعی از پدیده ها را بررسی می کنند، اما در عمل از تعداد کمی از نظریه های فیزیکی استفاده می کنند. هرکدام از این نظریه ها را بارها آزموده اند و اثبات شده است که هر کدام از آنها در محدوده اعتبار خود تقریب صحیحی از طبیعت است. برای مثال، نظریه مکانیک کلاسیک حرکت اجسامی را که از اتم ها و مولکول ها بزرگ تر و سرعت حرکتشان از سرعت نور بسیار کمتر باشد، به دقت توصیف می کند. از زمانی که یک نظریه فیزیکی ارائه می شود تا سال ها پس از آن، همچنان یک حوزه پژوهشی فعال و پرجاذبه محسوب می شود، برای مثال یکی از شاخه های مکانیک کلاسیک به نام آشوب در قرن بیستم یعنی سه قرن پس از فرمول بندی اولیه آن توسط ایزاک نیوتن (۱۷۲۷-۱۶۴۲) ابداع شد. نظریه های اصلی فیزیک ابزارهای مهمی برای پژوهش در حوزه های تخصصی تر است و به همین دلیل انتظار می رود همه فیزیکدان ها با آن آشنا باشند. نظریه های اصلی فیزیک عبارتند از؛
▪ مکانیک کلاسیک؛ مکانیک کلاسیک شاخه ای از فیزیک است که به بررسی تاثیر نیرو روی اجسام می پردازد. از آنجایی که نیوتن این شاخه از فیزیک را ابداع و قوانین آن را تدوین کرد، آن را به نام «مکانیک نیوتنی» نیز می شناسند. مکانیک کلاسیک به زیرشاخه های استاتیک (بررسی اجسام ساکن)، سینماتیک (بررسی اجسام در حال حرکت) و دینامیک (بررسی تاثیر نیرو بر جسم) تقسیم می شود.
امروزه نظریه های کامل تری عرضه شده است؛ مکانیک نسبیتی سیستم هایی را بررسی می کند که با سرعت های زیاد و نزدیک به سرعت نور حرکت می کنند، مکانیک کوانتوم سیستم های کوچک به اندازه اتم ها و مولکول ها را بررسی می کند و موضوع میدان کوانتوم نسبیتی سیستم هایی است که هر دو خاصیت یادشده را دارند. با این همه مکانیک کلاسیک هنوز هم بسیار سودمند است، زیرا به کارگیری آن از دیگر نظریه های یادشده آسان تر و در حوزه گسترده ای از تقریب ها معتبر است. مکانیک کلاسیک را می توان برای بررسی حرکت اجسام معمولی (مثل خودرو یا توپ فوتبال)، بسیاری از اجسام آسمانی (مثل سیاره ها و کهکشان ها) و اجسام میکروسکوپی خاص (مثل مولکول های آلی) به کار برد.
▪ الکترو مغناطیس؛ الکترو مغناطیس، فیزیک میدان های مغناطیسی است. میدان مغناطیسی میدانی است که از وجود و حرکت ذره های باردار حاصل می شود و به آنها نیرو وارد می کند. زیرشاخه های الکترومغناطیس رفتار ذره های باردار متحرکی را که با میدان های الکترومغناطیس بر هم کنش دارند، بررسی می کند. الکترومغناطیس پدیده های بسیاری را در دنیای واقعی پیرامون ما دربرمی گیرد. در حقیقت نور هم یک میدان الکترومغناطیسی نوسان کننده است که از ذره های باردار شتاب گرفته گسیل می شود. به جز گرانش، بیشتر نیروهایی که در زندگی روزمره با آن روبه رو می شویم، در نهایت به الکترو مغناطیس مربوط می شود.
▪ ترمودینامیک؛ ترمودینامیک شاخه ای از فیزیک است که به بررسی حرارت و تبدیل آن به دیگر شکل های گوناگون انرژی می پردازد. ترمودینامیک به ویژه به بررسی رابطه انرژی، حرارت، دما، فشار، حجم و کار مکانیکی می پردازد. «مکانیک آماری» نظریه ای وابسته به ترمودینامیک است که با به کارگیری اصول در مورد اجزای میکروسکوپی، سیستم های ماکروسکوپی و خواص آنها را بررسی می کند. می توان از این شاخه فیزیک استفاده کرد و خواص ترمودینامیکی یک توده از جسم را با توجه به خواص مولکول های سازنده آن به دست آورد.
▪ نظریه نسبیت؛ نسبیت یک نظریه فیزیکی است که بر پایه دو پذیره استوار است؛ اول آنکه سرعت نور در خلاء ثابت و مستقل از ناظر یا منبع نور است، دوم آنکه شکل ریاضی قانون های فیزیکی در تمام سیستم های سخت بدون تغییر است. این نظریه که نظریه نسبیت خاص گفته می شود، هم ارزی جرم و انرژی و تغییر در جرم، ابعاد و زمان به دلیل افزایش سرعت را در پی دارد. نظریه نسبیت عام که گسترش یافته نسبیت خاص است، گرانش را به عنوان واپیچش فضازمان در نظر می گیرد که از وجود جرم یا انرژی ناشی می شود.
▪ مکانیک کوانتوم؛ مکانیک کوانتوم شاخه ای از فیزیک است که سیستم های اتمی و زیراتمی و همچنین برهم کنش آنها با تابش را برحسب کمیت های مشاهده پذیر بررسی می کند. مکانیک کوانتوم بر پایه این باور شکل گرفت که تمام شکل های انرژی به صورت واحدهای مجزای انرژی به نام کوانتا جریان دارند. مکانیک کوانتوم نظریه ای فیزیکی و درباره ماده است که مبتنی بر خواص موجی ذرات بنیادی است و بر مبنای این خواص موجی، از ساختار ماده و برهم کنش های آنها تفسیری ریاضی ارائه می کند. نکته قابل توجه در مورد مکانیک کوانتومی آن است که از خواص مشاهده شده ذرات زیراتمی نتیجه های آماری یا احتمال ها را ارائه می دهد. کشف مکانیک کوانتوم در ابتدای قرن بیستم، فیزیک را دگرگون کرد. مکانیک کوانتوم در بیشتر حوزه های پژوهشی کنونی نقش اساسی دارد.
● پژوهش ها
پژوهش های کنونی در فیزیک در چند حوزه مختلف جای می گیرد.
▪ فیزیک ماده چگال که خواص توده ماده را بررسی می کند، یعنی به بررسی این موضوع می پردازد که چگونه خواص ماده های معمولی جامد و مایع که در زندگی روزمره خود با آنها سروکار داریم، از برهم کنش بین اتم های تشکیل دهنده آنها ناشی می شود. یکی از مهم ترین موضوع ها در این حوزه ابررسانایی دمای زیاد است.
▪ فیزیک اتمی و مولکولی و اپتیک که به بررسی اتم ها و مولکول ها و به ویژه چگونگی برهم کنش آنها با نور می پردازد. یکی از موضوع های پژوهشی جالب در این حوزه که هم اکنون به آن توجه می کنند، رفتار چگالیده بوز- اینشتین است. فیزیک ذرات که آن را «فیزیک انرژی زیاد» نیز می نامند و هدف آن بررسی ویژگی های ذره های زیراتمی کوچک تر از اتم هاست، (از جمله ذرات بنیادی همانند الکترون ها، فوتون ها و کوارک ها) یکی از موضوع های پژوهشی کنونی در این رشته بوزون هیگز است.
▪ اخترفیزیک و کیهانشناس از قانون های فیزیک استفاده می کند تا پدیده های آسمانی همانند دینامیک ستاره ها، سیاهچاله ها، کهکشان ها و انفجار بزرگ را تفسیر کند. یکی از موضوع های پژوهشی کنونی تعیین ماهیت ماده تاریک و انرژی تاریک است. در قرن بیستم هرکدام از این شاخه های فیزیک به زیرشاخه های بسیاری تقسیم شده و بسیار تخصصی شده اند و امروزه بیشتر فیزیکدان ها در همه دوران کاری خود فقط در یکی از این رشته ها فعالیت و پژوهش می کنند و بزرگانی مثل آلبرت اینشتین و لولاندائو که در چندین رشته فیزیک پژوهش کرده باشند، امروزه کمتر پیدا می شود.
● فیزیک محض و کاربردی
فیزیک از یک لحاظ با بسیاری از رشته های دیگر تفاوت دارد. این تفاوت نیز در این نکته است که فیزیک به دو بخش عمده نظریه و آزمایش تقسیم می شود. از آغاز قرن بیستم بیشتر فیزیکدانان یا متخصص فیزیک نظری یا فیزیک تجربی بوده اند. البته انریکو فرمی فیزیکدان بزرگ ایتالیایی که هم در بخش نظریه و هم در بخش آزمایش فیزیک هسته ای پژوهش می کرد، یک استثنای بزرگ محسوب می شود. در مقابل بیشتر نظریه پردازان موفق در زیست شناسی و شیمی (مثل لینوس پائولینگ زیست شیمیدان و شیمیدان کوانتوم امریکا) آزمایشگران موفقی نیز بودند، هر چند که این وضعیت هم اکنون در حال تغییر است. به تقریب می توان گفت که نظریه پردازان با مدل سازی های ریاضی و روش های انتزاعی نظریه هایی ارائه می دهند که هم می تواند نتیجه آزمایش های فعلی را توصیف و تفسیر کند و هم نتیجه آزمایش های بعدی را پیش بینی کند. اما آزمایشگران آزمایش هایی را طراحی و اجرا می کنند تا به پدیده های جدیدی دست یابند یا پیش بینی های نظریه را بیازمایند. هر چند که نظریه و تجربه جدا از هم گسترش یافتند، اما به شدت به یکدیگر وابسته هستند. بارها اتفاق می افتد که آزمایشگران به کشف جدیدی می رسند که نظریه های موجود نمی تواند آن را توجیه کند و لازم می شود که نظریه های جدیدی فرمول بندی شود و بدین ترتیب فیزیک یک گام دیگر جلو می رود. از طرف دیگر نظریه های جدید الهام بخش آزمایش های تازه ای در ذهن آزمایشگران می شود.
اهمیت آزمایش در فیزیک به قدری زیاد است که فیزیکدانان بر این باورند که در نبود آزمون چه بسا که پژوهش های نظری به خطا برود. این یکی از انتقادهای فیزیکدانان از نظریه M (یکی از نظریه های رایج در فیزیک انرژی زیاد) است، زیرا تاکنون هیچ آزمایشی برای آزمودن این نظریه طراحی و اجرا نشده است. فیزیک کاربردی بخشی از فیزیک است که به یکی از کاربردهای فناوری یا عملی فیزیک نظر دارد، برای مثال به کاربردهای فیزیک در مهندسی یا پزشکی می اندیشد و از این لحاظ با پژوهش های بنیادی تفاوت دارد. از این لحاظ فیزیک کاربردی همانند ریاضی کاربردی است. مبنای فیزیک کاربردی واقعیت های بنیادی و مفاهیم اصلی علوم فیزیکی است، اما توجه خود را به کاربردهای اصول علمی در ابزارها و سیستم های عملی و کاربرد فیزیک در دیگر حوزه های علم معطوف کرده است. فیزیک محض و کاربردی با یکدیگر تفاوت هایی دارند و این تفاوت ها به انگیزه و نگرش پژوهشگران و ماهیت ارتباط این پژوهش ها با علم و فناوری مربوط می شود.
رقیه علی نژاد
ابن فرمول به طور خاص به معنای آن است که انرژی معادل جرم ضرب در مجذور سرعت نور است.
گرچه این معادله ساده به نظر میرسد، استلزامات مهمی را به دنبال دارد، از جمله این که هیچ جسم دارای جرمی نمیتواند سرعتی بیش از سرعت نور داشته باشد.
این امر به خاطر آن است که انرژی کل یک جسم با افزایش سرعت آن افزایش مییابد. هنگامی که سرعت یک جسم به سرعت نور میرسد، جرم آن به بینهایت میل میکند.
به عبارت دیگر مقادیر بینهایتی انرژی برای شتاببخشیدن به یک جسم تا سرعت نور لازم است.
اما اخترفیزیکدانان اخیرا گاز و غباری را در دو ستاره دوردست در حال انفجار کشف کردهاند که با ۹۹.۹۹۹۷ درصد سرعت نور حرکت میکنند.
هنگامی که ستاره دارای جرم عظیم منفجر میشود، که گاهی به آن "هایپر نوآ" میگویند، گاز و غبار با انرژی شگفتآور به درون فضا فوران میکند، در نتیجه ستاره درخششی بیش ار همه اجرام مجاور پیدا میکند.
د ر انفجارات اخیرا کشفشده مادهای در حد ۲۰۰ برابر جرم زمین به شکل گاز و غبار ستارهای برای چند لحظه با سرعتی نزدیک به آستانه سرعت نور فوران کرد.
چنان مقدار عظیمی از ماده که با چنین سرعتی حرکت می کند ممکن است بسیار نزدیک به سرعت نور به نظر رسد، اما انرژی لازم برای حرکت دادن اندکی سریعتر آن تقریبا بینهایت است.
برای درک این موضوع توجه به معادله مشهور E=mc۲ اینشتین مفید است.
اما نسخه پیچیدهتری از این معادله نیز وجود دارد که بر مبنای سرعت (v) است:E=۹۴۷;mc۲ که در آن (۹۴۷;=۱/(√ ۱-v۲/c۲ است.
اگر این معادله گیجکننده به نظر میرسد، به طور خلاصه میتوان گفت: هر چه یک جسم سریعتر حرکت کند، به طور تصاعدی مقدار زیادتری انرژی برای سرعت بخشیدن به آن لازم است، و برای همین است که حرکت با سرعت نور به مقادیر بینهایت – و غیرممکنی از انرژی- نیاز دارد.
بنابراین مگر درصورتی که یک فوتون باشید، شانسی براب شکستن رکورد سرعت در کیهان نخواهید داشت.
هنگامی که یک ذره و ضدذره با هم برخورد میکنند، نیست میشوند و مقدار زیادی انرژی بر اساس معادله مشهور اینشتین E=mc^۲ آزاد میکنند.(E معادل انرژی، m معادل جرم، و cمعادل سرعت نور است.)
ذرات ضدماده در برخوردهای با سرعتهای بسیار بالا به وجود میآیند.
در اولین لحظات پس از مهبانگ (انفجار بزرگ) تنها انرژی موجود بود. هنگامی که جهان سرد شد و گسترش یافت، ذرات ماده و ضدماده به میزان مساوی تولید شدند.
اما ضدماده در دنیای امروز نادر است. دانشمندان مطمئن نیستند، چرا.
یک نظریه حاکی از آن است که در آغاز ماده بیشتری نسبت به ضدماده خلق شد، بنابراین حتی پس از نیستشدن آنها در تلاقی دوجانبه به قدر کافی ماده طبیعی به جای ماند تا ستارهها و کهکهشانها را بیافریند.
این پدیده در ابتدا در سال ۱۹۲۸ بوسیله فیزیکدان انگلیسی پل دیراک پیشبینی شد. او هنگامی که معادلههایی را به دست آورد که برای یک الکترون با بار منفی و یک الکترون با بار مثبت – یک ضدذره- صدق میکردند، برای اولین بار وجود ضدذرهها را پیشبینی کرد.
پیش بینیهای او با تحربیات فیزیکدان آمریکایی کارل آندرسن در سال ۱۹۳۲ اثبات شد.
شرح آن یاری که او را یار نیست
شرح این هجران و این خون جگر
این زمان بگذار تا وقت دگر
حال من اکنون برون از گفتن است
آنچه می گویم نه احوال من است
عکس می بینی که در آئینه ای است
عکس تست آن عکس آن آئینه نیست
مثنوی معنوی
گروهی از متخصصان فیزیک نجومی در دانشگاه وارویک انگلیس موفق به شناسایی حلقه غیرعادی از گازهای فلزی در حال چرخش به دور یک کوتوله سفید در فاصله ۴۶۳ سال نوری از منظومه شمسی و در صورت فلکی سنبله شدند.
تحلیل های دقیق آنها از این مجموعه نشان داده است، آهن و کلسیم دیده شده در این حلقه گویای آن است که این مواد بقایای تبخیر شده یک دنباله دار به طول ۵۰ کیلومتر بوده است که به دام مدار این کوتوله سفید افتاده و در ادامه به صورت تدریجی منور شده است.
تام مارش از اساتید برجسته فیزیک تجربی در دانشگاه وارویک گفت: این مدرک بسیار روشنی است که بر اساس آن می توان مدعی شد کوتوله های سفید که روزی ستاره بوده اند، دارای منظومه هایی به دور خود همچون منظومه شمسی بوده اند.
بر اساس گزارش زی نیوز، اکنون این امیدواری شکل گرفته است که با بررسی دقیق این یافته جدید به تحلیل عمر منظومه شمسی در میلیاردها سال دیگر پرداخت.
این اطلاعات به وسیله فضاپیمای «وویجر» آژانس فضانوردی آمریكا (ناسا) در طول سفر ۳۰ سالهاش به لبه منظومه شمسی به دست آمده است.
ادوارد استون، دانشمند ماموریت «وویجر»(VOYAGER) در موسسه فنآوری كالیفرنیا در این زمینه گفت: محققان تا مدت زیادی تصور میكردند كه منظومه شمسی خمیده شده اما هرگز تاكنون به مدارك علمی مستقیم و صریح در این زمینه دست نیافته بودند.
به گفته این دانشمندان، فضاپیمای «وویجر - ۲» وارد تكان پایانی شد كه تقریبا یك میلیارد مایل در نیمكره جنوبی هلیوسفر منظومه شمسی از «وویجر - ۱» پیشتر رفته است.
تكانی پایانی یك منطقه متلاطم فراتر از مدار پلوتون است؛ جایی كه بادهای خورشیدی نشات گرفته از خورشید به میزان قابل توجهی به دلیل برخورد با گاز رقیق فضای بین ستارهیی آرام میشوند.
ببین، این سئوال تو برای او آنقدر بیمعناست که از او بپرسی چرا نفس میکشی. بزبان حال به تو جواب میدهد: "چه میدونم، من نمیکشم، خودش میآید." اما انسان اسیر "من" میداند چه چرا کاری را انجام میدهد، حتماً برای انجام کاری باید دلیلی داشته باشد. چون شوق و عشقی در او نیست، لذا با محرک دلیل و انگیزه و هدف، انجام دادن کاری را برای خودش توجیه میکند. و تازه موقع انجام آن کار، کراهت دارد و گویی دست و دلش به آن کار نمیرود.
این را داشته باش تا اینجا.
انسان اسیر هویت فکری یک خصوصیت دیگر هم دارد و آن اینکه چون خودش همه چیز را باید با دلیل انجام دهد، فکر میکند همه اینطورند و حتماً کارهایشان دلیلی دارد و یک نیت پنهانی پشت کارهایشان هست(چون دقیقاً خودش اینطور است). در عین حال، چون تمام دلیلها و انگیزههای خودش منبع و منشاء هویتی دارد، فکر میکند دیگران هم همهء کارهایشان منشاء هویتی دارد و برای "من" کاری را انجام میدهند. و باز، از آنجا که هویت خودش باید از همه برتر باشد، چشم این را ندارد که دیگران را دارای ارزش(باعتبار خودش) ببیند. منظور اینست که چون کارهای دیگران را با معیارهای خودش(معیارهای هویتی) میسنجد، شدیداً از اینکه آنها (باعتبار خودش) "مطرح" شوند، ناخشنود است.
لذا اینجاست که اگر کسی را ببیند که کاری را بخوبی انجام میدهد، او را اذیت میکند، آزار میدهد، میپرسد انگیزهء تو چیست، چرا این کار را میکنی، و خیلی آزارهای دیگر.
البته روشن است که این آزار دادن از دید او آزار دادن است، خشم ورزیدن است. از دید فرد آزاد، این کار او فقط یک اشتباه و کار غیرمنطقیست.
نوبادی
همه ي حماقت ها از همين ذهن و عادت ها و چيزهاي ثابت سرچشمه مي گيرد.
عشق نبود عاقبت ننگی بود
کاش آن هم ننگ بودی یکسری
تا نرفتی بر وی آن بد داوری
مثنوی معنوی
آخر از گور دل خود برتر آ
زنده ای و زنده زاد ای شوخ و شنگ
دم نمی گیرد ترا زین گور تنگ
مثنوی معنوی
توبه کردم من ز هر ناکردنی
توبه می کرد او و پا در می کشید
نفس کافر توبه اش را می درید
مادر بتها بت نفس شماست
کان یکی بت مار و این یک اژدهاست
نفس اژدرهاست او کی خفته است
از غم بی آلتی افسرده است
اژدها را دار در برف فراق
هین مکش او را به خورشید عراق
مات کن او را و ایمن شو ز مات
رحم کم کن نیست او ز اهل صلات
مثنوی معنوی
مردم اندر حسرت فهم درست
رحم فرما بر قصور فهمها
ای ورای عقلها و وهمها
مثنوی معنوی
از سلام علیکشان کم جو امان
خانه دیوست دلهای همه
کم پذیر از دیو مردم دمدمه
مثنوی معنوی
به گفته آنها توفان های خورشیدی سریع که حامل میلیاردها تن گازهای باردار در فضا هستند، پیش از رها کردن توفان های رادیویی که به میدان مغناطیسی زمین برخورد می کنند، جیغ های صاعقه واری در فضا رها می کنند.
گروهی از اخترشناسان در گزارشی که در نشست اخیر جامعه اخترشناسسی آمریکا منتشر کردند، اعلام کردند که یافته جدیدشان می تواند به فضانوردان و مهندسان علوم فضایی پیش آگاهی در خصوص وقوع نوعی «پرتاب توده تاج خورشیدی» یا همان جیغ خورشیدی به سوی زمین دهد که می تواند به واسطه انتشار پرتوهای خطرناک، به فضاپیماها و مسافران فضایی خسارات جدی وارد کند.
بر اساس گزارش msnbc ، پرتاب توده تاج خورشیدی در حقیقت خروج های صاعقه واری است که حامل حجم قابل توجهی از گازهای باردار الکتریکی موسوم به پلاسما از اتمسفر خورشید است. هنگامی که این پرتاب صورت می گیرد، ابرهای پلاسمایی از خورشید دور شده و با سرعتی بالغ بر یک میلیون مایل بر ساعت به اطراف منتشر می شوند.
به گفته گوپالسمی، محقق اصلی این پروژه از مرکز فضایی گودارد ناسا در آمریکا، برخی از این پرتاب های توده ای یا همان جیغ های خورشیدی توفان های پرتویی تولید می کنند و برخی هم نه یا آن که سطوح پرتویی آنها پایین است.
این تغییر بدان معناست كه هنگام برخورد دو كهكشان، خورشید هنوز زنده خواهد بود و یك شبیهسازی كامپیوتری جدید نشان داده است كه در این حادثه چه بلایی بر سر خورشید ما خواهد آمد.
پژوهشگران میگویند احتمال دارد كه خورشید به بیرون كهكشان پرتاب شود و احتمال كمی نیز وجود دارد كه توسط كهكشان آندرومدا دزدیده شود. آبراهام لوب، از مركز اختر فیزیك هاروارد – اسمیتسونین در ماساچوست میگوید: «این حادثه قبل از متلاشی شدن خورشید روی خواهد داد و به همین دلیل ستارهشناسان آینده در منظومه خورشیدی شاهد آن خواهند بود.»
با اینكه این واقعه دهها میلیون نسل پس از این رخ خواهد داد، قابل قبول است كه در زمان برخورد دو كهكشان هنوز بشر وجود داشته باشد. آبراهام لوب و همكارش توماس كوكس با استفاده از شبیهسازیهای كیهانشناختی این رویارویی را مدلسازی كردهاند. لوب میگوید: آنها دادههای جدید از حركت آندرومدا در فضا و نقش ماده تاریك در حركت كهكشانی را در مدل خود لحاظ كردهاند.
او میگوید: «ما اولین شبیهسازی عددی قابلدرك را انجام دادهایم كه دینامیك راه شیری و آندرومدا را همراه با ستارهها، گازها و ماده تاریك درون خود دارد.» اگرچه بعضی از اخترشناسان فكر میكنند این شبیهسازی كمی برای شروع پیشبینی آینده این كهكشانها و بهخصوص خورشید، سادهانگارانه است.
جان دوبینسكی، اخترفیزیكدانی از دانشگاه تورنتو كه قبل از بهكارگیری این انیمیشنها و مدلها، موضوع را بررسی كرده است، میگوید: «من هیچوقت فكر نمیكردم كه اطلاعات دقیق كافی درباره ماهیت ساختار و دینامیك دو كهكشان راهشیری و آندرومدا وجود داشته باشد. به همین دلیل هم از نوشتن مقاله علمی اغراقآمیز درباره آینده خورشید اجتناب كردم، اما حدس میزنم كه این دو نفر تصمیم گرفتهاند كار مهمی انجام دهند.»
مدتهاست كه اخترشناسان میدانند آندرومدا و راهشیری عاقبت به هم خواهند رسید، با این حال این واقعه خیلی نزدیك نخواهد بود. این دو كهكشان با سرعت ۱۲۰ كیلومتر بر ثانیه به هم نزدیك میشوند، اما فاصله بین آنها دو میلیون سال نوری است. در سال ۱۹۵۹ با استفاده از قوانین كپلر مشخص شد كه دو كهكشان تقریبا تمام دوره حركت مداری خود را طی كردهاند و به سمت یكدیگر بازخواهند گشت.
عبور بسیار نزدیك آنها از یكدیگر حدود چهار میلیارد سال دیگر پیشبینی شده بود اما آن محاسبات قبل از فهمیدن این نكته انجام شده بود كه تمام كهكشانها تحتتاثیر ماده تاریك هستند. اضافه شدن جرم حفرههای ماده تاریك باعث شد كه گرانش دو كهكشان بیش از آن چیزی باشد كه تصور میشد و بنابراین كشش آنها به طرف یكدیگر بیشتر شود. لوب و كوكس نتیجهگیری كردند كه برخورد دو كهكشان كمتر از دو میلیارد سال دیگر خواهد بود.
این عبور حدود نیممیلیون سال طول خواهد كشید و بسیاری از ستارههای این دو كهكشان از كنار یكدیگر رد خواهند شد. احتمال برخورد ستارهها به یكدیگر بسیار ناچیز است اما ستارههای پرجرم بر دیگر ستارهها تاثیر خواهند گذاشت و مسیرشان تغییر خواهد كرد و حتی جزئی از ستارههای كهكشان دیگر خواهند شد.
پس از این برخورد دو كهكشان دوباره از هم دور میشوند كه تقریبا ۵/۳ میلیارد سال بعد خواهد بود و در نهایت حدود پنج میلیارد سال بعد به یك كهكشان واحد تبدیل خواهند شد. لوب و كوكس نام این كهكشان را میلكومدا گذاشتهاند.
پس از اولین برخورد احتمال بسیار زیادی وجود دارد كه خورشید در كهكشان راهشیری و در فاصله فعلیاش با مركز كهكشان، یعنی ۲۶ هزار سال نوری باقی بماند. اما ۱۲ درصد احتمال دارد كه از راهشیری بیرون برود و در فاصله ۶۵ هزار سال نوری از مركز كهكشان قبلی خود قرار گیرد. تیم لوب و كوكس در حال تهیه تصاویری هستند كه نشان میدهد در صورت بروز این اتفاق آسمان از روی زمین چه شكلی خواهد داشت.
Nature.com
جف كانیپ
مدل فعلی تکامل کهکشانی پیش بینی می کند که کهکشان های کوچکی در جهان نخستین وجود داشته اند که از بهم آمیختگی آنها کهکشان های غول پیکر ساخته شده اند.
به تازگی گروهی از دانشمندان آژانس فضایی اروپا به کمک تلسکوپ فضایی اسپایتزر، ۹ کهکشان را رصد کرده اند که آجرهای ابتدایی جهان را آنگونه که امروزه می شناسیم تشکیل داده اند. این کهکشان ها که تاکنون رصد نشده بودند، جرم بسیار کمی داشته و مربوط به جهان نخستین هستند.
براساس گزارش ساینس دیلی، نور پیرزکال و همکارانش در آژانس فضایی اروپا که از مشاهده این کهکشان ها بسیار شگفت زده شده اند، اظهار داشته اند که این کهکشان ها چنان جوان هستند که اطلاعات جدیدی را درخصوص دوره نخستین جهان عرضه می کنند. در حقیقت جهان تنها یک میلیارد سال پس از انفجار بزرگ تشکیل شده است.
از سوی دیگر تلسکوپ فضایی هابل در بین این کهکشان ها برخی از ستارگان "یاقوت آبی" را کشف کرده است که تنها یک میلیون سال عمر دارند.
براساس تئوری تکامل ستاره ای، این نوع از ستارگان جوان عناصر سبکتری را که در فرایند انفجار بزرگ تولید شده اند به عناصر سنگین تر تبدیل می کنند. از جمله این عناصر سبک هیدروژن و هلیوم هستند.
در این خصوص سانگیتا مالهوترا از دانشگاه ایالت آریزونا که در این تحقیق مشارکت داشته است، توضیح داد: "درحالی که تشعشع آبی که توسط تلسکوپ فضایی هابل ردیابی شده است، حضور ستارگان جوان را نشان می دهد، از فقدان نور فراسرخ که توسط تلسکوپ اسپایتزر ردیابی شد، می توان اینطور نتیجه گرفت که این کهکشان ها بسیار جوان هستند و نسل ستارگان قبلی در آنها وجود نداشته است."
اوایل قرن بیستم، «ادوین هابل» موفق به کشفی تکان دهنده شد مبنی بر این که کهکشان راه شیری ما، تنها نیست. کهکشان ما تنها یکی از کهکشان ها یا (چنان که هابل نامیدشان) «جهان های جزیره یی» بسیاری است که در اقیانوس فضا شناورند.
اکنون، یک قرن پس از آن، کاوشگر تحول کهکشانی ناسا (NASAs Galaxy Evolution Explorer) در حال کمک به بازسازی سیر تکامل این گونه های کیهانی از روی شواهد است. در این ماموریت، از زمان پرتاب کاوشگر در سال ۲۰۰۳، ده ها هزار کهکشان در پرتو فرابنفش در گستره ۹ میلیارد سال از زمان، بررسی شده اند. نتایج، شواهد گسترده تازه یی برای نظریه «پرورش» به دست می دهد. در این نظریه، اعتقاد بر این است کهکشان هایی که نخستین بار توسط هابل توصیف شدند (مارپیچی های زیبا و بیضوی های لکه مانند) از نظر تکامل با هم مرتبطند.
طبق این نظریه، یک کهکشان جوان نوعی، زندگی اش را به صورت کهکشانی مارپیچی آغاز می کند که فعالانه ستاره تولید می کند. با گذشت زمان، این کهکشان مارپیچی ممکن است پیش از روانه کردن چند دور دیگر از ستاره های تازه ساخته شده، با کهکشان مارپیچی دیگری یا شاید کهکشانی نامنظم یکی شود. سرانجام، کهکشان، تولید ستاره اش را کم می کند و با زندگی بعدی اش در هیئت یک کهکشان بیضوی خو می گیرد.
«کریس مارتین» پژوهشگر اصلی کاوشگر تحول کهکشانی در موسسه فناوری کالیفرنیا در پاسادنای کالیفرنیا می گوید؛ «داده های ما تایید می کند که همه کهکشان ها، زندگی را در حال ستاره زایی آغاز می کنند. سپس در اثر ترکیبی از ادغام با دیگر کهکشان ها، تحلیل رفتن سوخت و شاید توقف توسط سیاهچاله ها، کهکشان ها سرانجام از تولید ستاره بازمی ایستند.»
امروزه وقتی اخترشناسان درباره کهکشان ها سخن می گویند، ترجیح می دهند با رنگ شان (آبی یا قرمز) به آنها اشاره کنند تا با شکل شان. بیشتر کهکشان های آبی رنگ، مارپیچی های کوچک تر یا کهکشان های نامنظم اند و بیشتر کهکشان های قرمزرنگ را کهکشان های بیضوی بزرگ تر تشکیل می دهند؛ گو این که استثناهایی هم وجود دارد.
چرا کهکشان ها را با رنگ شان رمزگذاری می کنیم؟ رنگ کهکشان ها نشانگر میزان فعال بودن شان در ساختن ستاره های تازه است. ستاره های جوان تر، در پرتو فرابنفش یا آبی می درخشند، پس کهکشان هایی که آبی به نظر می رسند، با گرفتاری تمام مشغول تولید ستاره اند. ستاره های مسن تر پرتو فروسرخ یا قرمز تابش می کنند، پس کهکشان هایی که قرمز به چشم می آیند، کارخانه های ستاره سازی شان را بسته اند. حدوداً نیمی از کل کهکشان ها آبی و نیمی قرمزند.
دانشمندان را مدت ها فرض بر این بوده است که کهکشان های آبی با زیاد شدن سن شان تبدیل به کهکشان های قرمز می شوند. آنان پیشنهاد می کردند که برای کهکشان های آبی، اتفاقی رخ می دهد که باعث تمام شدن مصالح ساخت ستاره یا گاز در آنها شده و باعث بلوغ آنان به صورت کهکشان های قرمز غیرفعال می شود. برای درست بودن این نظریه «پرورش»، باید جمعیتی از کهکشان های «نوجوان» وجود داشته باشد که در حال طی روند گذار از آبی به قرمز یا از جوانی به پیری اند. اما چنین دگردیسی کیهانی، باید میلیاردها سال به طول انجامد. اخترشناسان که عمری به مراتب کوتاه تر دارند، چگونه می توانند روندی این گونه بلندمدت را مطالعه کنند؟
یک راه حل، نگریستن به تعداد بسیار زیادی از کهکشان هاست. یک موجود فرازمینی فرضی را تصور کنید که از روی مشتی عکس که انسان هایی با سنین مختلف را نشان می دهد، سعی می کند دریابد آیا آدم ها پیر می شوند و چگونه؟ این موجودات ممکن است فرض کنند که آدم های کوچک تر رشد کرده و تبدیل به آدم های بزرگ تر می شوند، اما اگر می توانستند نگاهی به چندین صندوقچه پر از عکس بیندازند، بهتر می توانستند زندگی یک انسان نوعی را بازسازی کنند. کاوشگر تحول کهکشانی برای این که درست چنین پرونده حجیمی از کهکشان ها را برای اخترشناسان فراهم آورد طراحی شد. گنجینه داده های این کاوشگر، به کاوشگران امکان داد که شمار چشمگیری از کهکشان های نوجوان و به تبع آن گواهی بیابند مبنی بر این که کهکشان های مارپیچی جوان (یا آبی) سرانجام مسن می شوند تا تبدیل به کهکشان های بیضوی (یا قرمز) شوند.
به گفته «مارتین»؛ «نظریه پرورش در تحول کهکشانی، وجود کهکشان هایی در حال گذار را پیش بینی کرد. یافتن این کهکشان ها نیازمند پرتوی فرابنفش بود چرا که آنان در این پرتو واقعاً شاخص ترند. به دلیل کمیاب بودن این کهکشان ها باید کهکشان های زیادی را از نظر می گذراندیم. کاوشگر تحول کهکشانی، امکان چنین کاری را برای ما فراهم کرد.» داده های نور مرئی از نقشه برداری دیجیتال آسمان Sloan نیز به اثبات سن کهکشان های نوجوان و سرعت تمام شدن سوخت ستاره ساز آنها، کمک کرد. از این یافته ها چنین برمی آید که برخی از کهکشان های جوان به سرعت به پیری می رسند، در حالی که بقیه به آهستگی به سوی دوران سالمندی گام برمی دارند.
www.ParsSky.com
پویان شهیدی
سپس هرآنگونه که احساس (sensation) نسبت به آن برچسب و نامی که بر آن چیز گذاردهایم، داشته باشیم، با آن چیز نیز کمابیش همان احساس را خواهیم داشت! یعنی نوع برخورد و رویکرد ما به آن چیز وابسته به نوع برخورد ما با آن برچسب میشود. و این یعنی زندگی در گذشته، در فکر، در خیال، نه زندگی در نو بودن و امور و پدیدهها را نو دیدن.
پس بمحض اینکه چیزی را نامگذاری کنیم، آن را از معرض دید مستقیم دور کردهایم، چرا که آن را متعین نمودهایم، آن را مربوط به گذشته کردهایم. حال آنکه نگاه اصیل یک کیفیت اکنونی دارد.
نوبادی
تا نیندیشی ز خواب و واقعات
آن عصاکش که گزیدی در سفر
خود بدان کو هست از تو کورتر
مثنوی معنوی
سکون ، طبیعت اصلی توست.
سکون چیست ؟ نوعی فضا یا هشیاری درونی که واژه های این صفحه در آن دریافت می شوند و به افکار تبدیل می گردند. بدون آن هشیاری ، هیچ درکی، فکری و جهانی وجود نداشت.
تو آن هشیاری هستی که به جامه مبدل انسانی درآمده ای .
*****
نسبت به آگاهی به عنوان بستر تمامی دریافت ها و اندیشه ها آگاه باش .
آگاه شدن به آگاهی ، پدیدار شدن سکون درون است .
*****
بگذار سکون گفتار و رفتار تو را هدایت کند .
*****
بی حوصلگی ، خشم ، اندوه یا ترس متعلق به تو نیستند ، شخصی نیستند . آنها شرایط ذهن بشر هستند، می آیند و می روند .
*****
زندگی را که همان وجود توست احساس کن ، زندگی ای که بدن را به حرکت درمی آورد .
*****
حیاتی در تو وجود دارد که می توانی آنرا نه فقط در سر ، بلکه با همه وجودت حس کنی .
*****
آن آگاهی ست که عمل می کند ، سخن می گوید و کارها را به انجام می رساند .
شناخت خودت به عنوان هشیاری متن صدا ، رهایی ست .
*****
آیا همیشه فقط یک لحظه نیست ؟ آیا زندگی همواره « همین لحظه » نیست ؟
*****
گذشته را فقط در حال می توان به یاد آورد. آنچه به یاد می آوری ، رویدادی ست که در حال رخ داده و حال آنرا به یاد می آوری . آینده هنگامی که برسد ، حال است . تنها مورد حقیقی ، تنها موردی که همواره وجود دارد ، حال است .
*****
حال همانگونه که هست ، هست ، زیرا نمی تواند جز آن باشد .
*****
بیشتر مردم ، حال را با آنچه در آن روی می دهد اشتباه می گیرند ، اما چنین نیست . حال عمیق تر از رویدادی ست که در آن رخ می دهد ، در حقیقت ، حال ، فضایی ست که رویداد در آن روی می دهد . بنابر این محتوای این لحظه را با حال اشتباه نکن ، حال عمیق تر از هر محتوایی که در آن پدید می آید است .
*****
تو کسی نیستی که نسبت به درخت ، فکر ، احساس یا تجربه هشیار هستی . تو همان هشیاری یا آگاهی هستی که درون آن چیزها وجود دارد و به آنها شکل می دهد .
*****
زندگی را رها کن ؛ بگذار باشد !
چند سوترا از کتاب " سکون سخن می گوید " نوشته اکهارت تول ، ترجمه فرناز فرود ،نشر حمیدا
حال چه کند با این ناامیدی؟ با این بیانگیزهگی؟
با آن بمان. به جستجوی امید نرو. همانجا بمان و به حالتت، آن حالت ناامیدی و یأس و بیانگیزهگی نگاه کن! هر "امید"ی در اینجا یک توهم و سرآب دیگر است، حتی امید به رهایی. ناامیدی را مشاهده کن. بمحض آنکه ذهن در کیفیت مشاهده قرار گیرد بطور عجیب و شگفتانگیزی میبیند ناامیدی رفته است، نیست!
نوبادی
تا کیان را سرور خود کرده ای
در بیان این سه کم جنبان لبت
از ذهاب و از ذهب وز مذهبت
مثنوی معنوی
آن زمان کافغان مظلومان رسد
از چه یاری می کنی یکبارگیش
گوید از بهر غم و بیچاره گیش
مثنوی معنوی
می رهانم خویش را بندم مشو
ز احمقان بگریز چون عیسی گریخت
صحبت احمق بسی خونها که ریخت
مثنوی معنوی






