«آلبرت اینشتین» تئوری را در خصوص اینکه ستاره های بزرگ تر از خورشید می توانند متلاشی و درون «یکتایی»ها متراکم شوند و با چگالی سنگینی درون سیاهچاله ها فروافتند را ارائه کرد. درحقیقت مدل های سنتی در خصوص سیاهچاله ها پیشنهاد می کند که نیروی گرانش این سیاهچاله ها به قدری زیاد است که هیچ نوری نمی تواند وارد آن شود. اما اکنون این دانشمندان کشف کردند که نوعی سیاهچاله می تواند وجود داشته باشد که در شرایط خاصی کاملاً سیاه نباشد.
هرچند این نوع سیاهچاله در طبیعت وجود ندارد اما عملاً می تواند وجود داشته باشد. این دانشمندان با استفاده از الگوریتم های ریاضی محاسبه کردند که تحت برخی شرایط، مقدار جنبش چرخشی سیاهچاله ها می تواند از جرم آنها بیشتر شود و به این ترتیب نور وارد این اجرام آسمانی شود. بنابر این گزارش، در سرعت چرخشی در حدود هزار دور بر ثانیه یک جسم می تواند ۱۰ برابر بیشتر از خورشید وزن داشته باشد.
روزنامه اعتماد
این انبوه سیاهچاله های رو به رشد توسط تلسکوپ های فضایی «اسپیتزر» و «چاندرا» آژانس فضانوردی امریکا (ناسا) رصد شده اند. این کشف نشان می دهد که صدها میلیون سیاهچاله دیگر در کهکشان جوان ما وجود دارد که تعداد آنها دو برابر کل رقمی است که تاکنون در این فاصله شناسایی شده است. به گفته این محققان سیاهچاله های فعال و بسیار بزرگ همه جا در کائنات اولیه وجود داشته اند. این یافته ها همچنین نخستین مدرک علمی صریح است که نشان می دهد اکثریت کهکشان ها در فواصل دور در کائنات دوران جوانی خود را صرف ساختن ابرسیاهچاله ها در هسته هایشان کرده اند. این کشف جدید به محققان و منجمان کمک می کند که به سوالات اساسی شان درباره چگونگی تکامل کهکشان ها پاسخ دهند. این مشاهدات به عنوان بخشی از «پژوهش عمقی منشأها در رصدخانه های بزرگ» صورت گرفته که هدف از انجام آن بررسی حساس و دقیق کائنات دوردست در طول موج های چندگانه است.
ستارهشناسان دریافتهاند كه بسیاری از این سیاهچالهها باید در پشت ابرهای ضخیمی از ذرات گرد و غبار پنهان شده باشند.
این تودههای گرد و غباری تنها این اجازه را میدهند كه قویترین پرتوهای ایكس درخشش داشته باشند.
این یافته جدید در خصوص سیاه چالهها، بخشی از مطالعه دانشمندان و ستاره شناسان در خصوص تشعشات ایكس در فضا بوده است.
گریانت لوئیس و جولیانا کوان از دانشگاه سیدنی استرالیا در این بررسی ها نشان دادند، جاذبه سیاه چاله از حالت فضا - زمان برخوردار است. وقتی یک مشاهده کننده جسمی را در مسیر افق حوادث سیاه چاله مشاهده می کند، خواهد دید که زمان برای این جسم بسیار کندتر از زمان طبیعی می گذرد. این مسئله براساس تئوری نسبیت انیشتن قابل توضیح است.
برای مثال اگر این جسم یک ساعت باشد، ما حرکت عقربه های آن را کندتر می بینیم. پس از آنکه جسم به افق حوادث رسید، اگر از خارج به آن نگاه کنیم می بینیم که حتی زمان متوقف می شود .
تحلیل های این محققان استرالیایی که در مجل "مباحثات انجمن ستاره شناسی استرالیا" منتشر شده است ، نشان می دهد برخلاف آنچه که تاکنون تصور می شد، روشی برای طولانی کردن دوره زندگی در داخل سیاه چاله وجود دارد. این روش که براساس نسبیت فضا -زمان سیاه چاله است می تواند فضاپیما را با تغییر آهسته محل توقف برای مدت طولانی سالم نگه دارد.
بنابراین گزارش این دو ستاره شناس در تحقیق خود خطاهای فرضیه های قبلی را اثبات کرده اند. مدل های قبلی براین پایه استوار بود که اجسام در افق حوادث در یک حالت سکون باشند. در این صورت جسم در این منطقه تنها برای یک دوره کوتاه زندگی می کند، این درحالی است که براساس مدل جدید این دو دانشمند، حرکت آهسته جسم در افق حوادث باعث زندگی طولانی آن می شود.
|
گروهی از ستاره شناسان با بررسی ۱۲ شبه ستاره کشف کردند که سیاه چاله ها می توانند حتی گازهای ساطع از کهکشان های دیگر را هم بطرف خود جذب کنند.
دو محقق به نام های "های فو" و "آلن اسکاتتن" از موسسه نجوم دانشگاه هاوایی، با استفاده از تلسکوپ هاوایی و تلسکوپ فضایی هابل، طیف های ۱۲ شبه ستاره با تغییر مکان سرخ پایین را مورد بررسی قرار دادند. این ستاره شناسان مشاهده کردند که طیف های این شبه ستاره ها مربوط به گازی است که ظاهرا از هیدروژن و هلیوم تشکیل شده است. همچنین کشف کردند این موادی گازی بطرف یک سیاه چاله در حرکتند و در آنها هیچ ردی از عناصر مربوط به منشاء ستاره ای مثل کربن و اکسیژن وجود ندارد. این عناصر به طور طبیعی در ترکیبات کهکشان هایی که میزبان این سیاه چاله های غول پیکر هستند، وجود دارد. این دو محقق که نتایج بررسی های خود را در تازه ترین شماره مجله Astrophysical Journal Letters منتشر کرده اند، توضیح دادند که این گاز دقیقا نمی تواند متعلق به همان کهکشانی باشد که میزبان سیاه چاله است، بلکه لزوما از خارج از این کهکشان وارد آن شده است. این ترکیب ناهنجار می تواند علامتی دال براین مسئله باشد که این کهکشان در حال تبدیل شدن به یک کهکشان کوچکتر و یک سیاه چاله است. این دانشمندان نتیجه گرفتند که این سیاه چاله ها محدود به دریافت مواد درون کهکشانی نمی شوند و حتی می توانند حجم بالایی از موادی را که در کهکشان های در فاصله هزار سال نوری منفجر شده اند هم جذب کنند. خبرگزاری مهر |
کل اجرام کهکشان راه شیری در حدود ۱۰۰میلیون جرم خورشیدی است که رقم بزرگی برای ماست ، اما میان دیگر کهکشان ها رقم متوسطی به حساب می آید. حال تصور کنید که یک کهکشان با کهکشان دیگری که شبیه خودش است مواجه می شود.
کهکشان اول به منظور ایجاد یک کهکشان بزرگتر و باشکوه تر با دومی ادغام می شود.کیهان شناسان فکر می کنند این دلیل چگونه بزرگ شدن کهکشان طی یک فرآیند پیچیده و مستمر است.
دانشمندان با استفاده از ابررایانه ها در شبیه سازی تداخل کهکشانی ، ساختار جدیدی از شکل گیری هاله های گازی را که می تواند منطقه وسیعی به اندازه چند هزار سال نوری به وجود آورد، مشاهده کردند. اینشتین تئوری نسبیت عمومی را حدود ۹۰سال پیش ارائه کرد که در ارتباط با رفتارهای جاذبه توضیحاتی می داد و یکی از پیامدهای اصلی این نظریه که هنوز به اثبات نرسیده ، وجود امواج گرانشی است.
با توجه به این که ادغام یک جفت سیاهچاله عظیم (SMBH) منابع قدرتمند ارسال امواج گرانشی را به وجود می آورد ، به وجود آمدن شرایط لازم برای ادغام ۲ سیاهچاله اهمیت بالایی دارد. یک SMBH دو تایی از دو SMBH که به دور مرکز جرمشان در حال چرخش هستند ، تشکیل شده است.
ممکن است تداخل سیاهچاله ها براساس وجود مکانیسمی که جدایی تقریبی آنها را کاهش می دهد صورت پذیرد یا نپذیرد. شاید یک جفت SMBH با ستاره ها و گازهای اطرافشان در تعامل باشند. هم ستاره ها و هم بخارات گازی شکل ، یک نیروی اصطکاکی را به سیاهچاله ها اعمال می کنند. این نیرو انرژی حرکت مداری سیاهچاله ها را می گیرد ، در نتیجه انفصال میان آنها بتدریج کاهش می یابد. هنوز مشخص نیست که این اثر مربوط به ستارگان است یا گازهای اطراف آنها که به این فرآیند منجر می شود.
به منظور مدل سازی تداخل کهکشانی ، دانشمندان ابتدا از یک برنامه رایانه ای که براساس مشاهدات و فرضیات نوشته شده بود ، استفاده کردند. در این مدل کهکشان ها با هاله های وسیعی از نقاط تاریک و کهکشان های مارپیچی که شامل ستارگان زیادی بود ، احاطه شده اند. دانشمندان دریافتند زمانی که کهکشان های ادغام شده شامل مقداری گاز هستند سیاهچاله های آنها در بیشتر موارد یک سیستم دوتایی جفتی را به جود می آورند. اینجا بود که دانشمندان پیش بینی کردند آنها باید امواج گرانشی قوی را به وجود آورند. از آنجا که پخش این امواج انرژی سیاهچاله ها را می گرفت سیاهچاله ها در نهایت پس از یک میلیون سال از جفت شدن می توانستند ادغام شوند.
مطالعات اخیر هنوز نتوانسته نقش گازها را در پیشرفت تکامل و شکل گیری یک جفت سیاهچاله نشان دهد. تئوری ها و مشاهدات حاکی از آن است که در نواحی مرکزی باقیمانده ، پس از تداخل ، مقادیر عمده ای گاز وجود دارد. شبیه سازی های رایانه ای نگرش جدیدی را بر چگونگی جفت شدن و ادغام سیاهچاله ها ارائه کرده و بر نقش حیاتی عناصر گازی شکل کهکشان بر تعیین سرنوشت سیاهچاله ها تاکید دارد. کهکشان هایی همچون کهکشان راه شیری دارای اینچنین قرصهای موثر گازی شکل نیستند. تداخل کهکشانی در شکل گیری اینچنین ساختارها بسیار مهم است.
ابتدا شبیه سازی ها به منظور نشان دادن شکل گیری این ساختار در تداخل کهکشانی بود. طبیعی است که فرض کنیم منابع عظیم گازهای موجود در این قرص مرکزی نشان دهنده سوختی است که سیاهچاله مرکزی را تغذیه کرده است و هسته مرکزی فعال کهکشانی را قدرت می بخشد.کشف امواج گرانشی ناشی از تداخل سیاهچاله هاله بزرگ نمی تواند بزرگترین گواه ما از یکی از تئوری های فیزیک بنیادی (تئوری نسبیت) باشد، اما می تواند دلیلی بر سناریوی ما از تکامل و شکل گیری کهکشان باشد. این یکی از زیباترین نمونه های ارتباط عمیق بین فیزیک بنیادی و فیزیک کیهانی است.
احتمال تداخل ۲ کهکشان با جرم مساوی کمتر از احتمال تداخل ۲کهکشان با جرم متفاوت است البته همیشه غیرممکن نیست.
کهکشان منا در حال برخورد با بزرگترین همسایه خود Andromeda است.
این اتفاق در ۳ میلیون سال دیگر خواهد افتاد و در نتیجه این برخورد قرص (disk) نابود می شود و یک کهکشان بیضی شکل وجود می آید.
این فیزیکدانان اذعان کرده اند که تئوری «انفجار بزرگ» که بر پایه تئوری نسبیت اینشتین است، مدل بهتری برای توضیح درباره منشاء هستی است. این دانشمندان با استفاده از مدل «حلقه گرانش کوانتوم» که یک ماشین زمان بر پایه ریاضی است، به تئوری جدیدی دست یافتند که ترکیبی از جاذبه عمومی و فیزیک کوانتوم است. این دانشمندان در حقیقت به جای تئوری «انفجار بزرگ»، تئوری «پرش بزرگ» را پیشنهاد کرده اند.
آسمان پارس
بسیاری انفجار بزرگ را همچون «گلوله آتش» در نظر می گیرند که حدود ۱۴ میلیارد سال پیش از حالتی داغ و متراکم آغاز شد و به شکل جهان وسیعی که امروزه می بینیم، منبسط شد. در فیزیک کلاسیک مشکلی وجود دارد؛ وقتی مدل های خود را در جهت گذشته مورد استنتاج قرار می دهیم، این مدل ها انفجار بزرگ را به عنوان لحظه یی با انرژی و دمای بی نهایت پیش بینی می کنند که آن را «تکینگی» می نامند. مدل های کلاسیکی می توانند تا یک هزارمیلیاردم ثانیه این تکینگی پیش بروند، اما همه مفهوم های پیشین معادلات شان از دست می رود. فیزیکدانان برای شناخت جهان در زمان های دور باید نظریه یی انتخاب کنند که بتواند سه نیروی قوی تر طبیعت (الکترومغناطیسی، نیروی ضعیف هسته یی و نیروی قوی هسته یی) را با نیروی گرانش تلفیق کند، یعنی آنها باید نظریه گرانش اینشتین (نسبیت عام) را با مکانیک کوانتومی تطبیق دهند و یک نظریه کوانتومی گرانشی به وجود آورند.
یکی از نظریه هایی که به همین منظور پیشنهاد شده است، گرانش کوانتومی حلقوی (LQG) نام دارد. این نظریه فرض می کند زمان در «جهش »های کوانتومی محدودی جلو می رود. در نظریه کلاسیک انرژی مقادیر بالای دلخواهی می گیرد، اما در نظریه گرانش کوانتومی حلقوی با یک حد فوقانی محدود می شود. «بوجووالد» در این باره می گوید؛ «حدود ۶ سال قبل دریافتم که گرانش کوانتومی حلقوی می تواند از تشکیل تکینگی اجتناب کند، اما معادلاتی به کار بردم که هنوز هم برای نشان دادن دقیق حالت کوانتومی بسیار پیچیده هستند.»
به هر حال فقدان تکینگی این احتمال را پدید آورده است که جهان می توانست حالتی داشته باشد که تا زمان های قبل از انفجار بزرگ امتداد یابد. این یعنی انفجار بزرگ آغاز جهان را نشان نمی دهد، اما انفجار بزرگ بیشتر یک گذر یا جهش جهان بود از حالتی پیش از رمبش به چیز در حال انبساط که امروزه می شناسیم. اکنون «بوجووالد» مشغول تحقیق روی این موضوع است که آیا می توان به جهان پیش از انفجار بزرگ نگاهی گذرا افکند یا خیر. او که تحقیقاتش را با مدلی بر اساس گرانش کوانتومی حلقوی شروع کرد، در اوایل امسال گفت که حالت جهان با تعدادی پارامتر از جمله چگونگی انبساط کنونی جهان، مقدار ماده موجود و شدت گرانش توصیف می شود. وی به تدریج مدل را ساده سازی کرد و توانست معادلاتی برای حالت جهان بیابد که در زمان پیش از انفجار بزرگ دقیقاً قابل حل باشد.
ما که هم اکنون در دوره پس از انفجار بزرگ زندگی می کنیم، از فضا و زمان کاملاً هموار برخورداریم. اما پیش از انفجار بزرگ (اگر چنان زمانی وجود داشته باشد) احتمال دارد که جهان در چنان حالت کوانتومی پرافت و خیزی بود که حتی مفاهیم معمولی زمان هم معنی خود را از دست می دادند. «بوجووالد» دریافت که وسعت جهان حاضر عدم قطعیت بنیادی یی در معادلاتش به وجود می آورد که ما را از درک چگونگی تغییرات کوانتومی بزرگ پیش از انفجار بزرگ بازمی دارد؛ یعنی امکان ندارد که مثلاً برای پیگیری گذشته همه جنبه های جهان پیش از انفجار بزرگ، محاسبات مان را رو به عقب انجام دهیم. این چیزی است که «بوجووالد» نامش را «فراموشی کیهانی» می گذارد.
او می گوید؛ «این حقیقت که برخی ویژگی ها به طور کامل پیش بینی ناپذیرند، بسیار غیرمنتظره است.» البته وی اضافه می کند که جنبه های مرتبط با رفتارهای کلاسیکی همچون وسعت جهان و آهنگ انقباض را می توان به طور کلی مشخص کرد.
اما «جان بارت»، نظریه پرداز گرانش کوانتومی از دانشگاه ناتینگهام انگلستان یادآور می شود که گرانش کوانتومی حلقوی نظریه یی کاملاً مقبول در میان سایر نظریه ها نیست که این موضوع می تواند نتیجه گیری های «بوجووالد» را متزلزل سازد. او می گوید؛ «گرانش کوانتومی حلقوی مثل کیکی نیم پخته است. برای دستیابی به یک نظریه کوانتومی گرانشی کامل به برخی جنبه ها نیاز داریم که هنوز وجود ندارد.
روزنامه اعتماد
به گزارش خبرگزاری مهر، ماهنامه علمی نیوتن در مقاله ای که در شماره ماه سپتامبر خود منتشر کرده است با طرح سوالی مبنی بر اینکه پیش از "انفجار بزرگ" و شکل گیری جهان چه چیزی وجود داشته است؟، به طرح و بررسی این مسئله پرداخته است.
در این مقاله آمده است: نه تنها از دیدگاه مذهبی، بلکه از نگاه کیهان شناسی سنتی نیز تنها پاسخی که می توان به این سوال داد، این است که این سخنان "ارتداد" است.
درحقیقت، خداوند زمان و فضا را با انفجار بزرگ خلق کرده است و از آنجا که هیچ انسانی تاکنون نتوانسته به قلمروهای خارج از زمان و فضا راه یابد، بنابراین کسی نمی داند که پیش از انفجار بزرگ چه چیزی وجود داشته است.
امروزه دانشمندان می توانند تاریخ کیهان را از یک میلیونیوم میلیاردیوم ثانیه پس از آغاز انفجار بزرگ بازسازی کنند، اما در توضیح حوادثی که قبل و درست در لحظه وقوع انفجار بزرگ رخ داده است، ناتوان هستند.
به نظر بسیاری از دانشمندان درک این نکته مهم، کلید اصلی شناخت ماهیت بنیادی هستی است. به این ترتیب در سالهای اخیر، تئوری های بسیاری برای حل این معمای بزرگ مطرح شده اند. تئوری های که با شناخت بیشتر ساختارهای ریاضی و فیزیک بویژه فیزیک کوانتوم روز به روز بر توسعه آنها افزوده می شود.
فیزیک کوانتوم شاخه ای از علم فیزیک است که درخصوص پدیده هایی چون حمل و نقل کوانتومی از راه دور و جابجایی ذرات در امواج توضیح می دهد.
به تازگی گروهی از دانشمندان آمریکایی مدل ریاضی جدیدی را توسعه داده اند که براساس آن جهان حاصل متلاشی شدن یک جهان دیگر است. چندی قبل فیزیکدانان موسسه فیزیک و هندسه جاذبه ایالت پن در آمریکا ، براساس این مدل جدید ریاضی نشان داده اند که منشاء هستی بیشتر از آنکه شبیه به یک انفجار بزرگ باشد، به پرش بزرگ شبیه است.
این دانشمندان با استفاده از مدل "حلقه گرانش کوانتوم" که یک ماشین زمان برپایه ریاضی است، به تئوری جدیدی دست یافتند که ترکیبی از جاذبه عمومی و فیزیک کوانتوم است وبه این ترتیب به جای تئوری "انفجار بزرگ"، تئوری "پرش بزرگ" را پیشنهاد کردند.
این درحالی است که "آلن گوث" فیزیکدان و تئوریسین بزرگ موسسه تکنولوژی ماساچوست، اظهار داشت:"من نمی دانم که چه چیزی و چرا منفجر شده و نمی دانم که چه چیزی علت این انفجار بوده است. هیچکس دقیقا نمی داند که شرایط بلافاصله پس از انفجار چگونه بوده است."
در یک فیلم فرضی که درباره تاریخ کیهان ساخته شده است، مشاهده می شود که جهان نخستین بسیار کوچک، متراکم و بسیار گرم بوده است. پیش از نزدیک شدن به زمان صفر یا لحظه وقوع انفجار بزرگ، دمای این جهان نخستین از آنچه که بوده است بسیار بیشتر می شود، تا اینکه از نظر تئوری سرانجام منفجر می شود.
باید پذیرفت که تئوری نسبیت های جاذبه انیشتن درمورد جهان خاستگاهی توضیحی نمی دهد، چراکه هیچ تئوری نمی تواند نشان دهد که وقتی کوانتوم های فیزیکی در حالت بی نهایت قرار می گیرند، چه اتفاقی رخ می دهد.
نیک بوستروم، مدیر موسسه "آینده انسان" دانشگاه آکسفورد در پاسخ به این سوال که "درصورتی که کیهان در رایانه تمدن های بیگانه شبیه سازی شود، چه نتایجی بدست می آید؟" پاسخ داد:" شبیه سازی کیهان شاید بتواند نتایج شگفت انگیزی درمورد قوانین طبیعت را نشان دهد. درواقع احتمال زیادی وجود دارد که کیهان تاکنون روی رایانه های تمدن های بیگانه بسیار پیشرفته ای که در کهکشان های دیگر زندگی می کنند، برای اهداف ناشناخته شبیه سازی شده باشد.
این برنامه بی شک بسیار پیچیده تر از روش های شبیه سازی است که درحال حاضر در اختیار ما قرار دارد.
اما نباید فراموش کرد که فرضیه شبیه سازی کیهان به دست موجودات فرا زمینی زیر سایه احتمال وجود تمدن هایی که در دنیاهای دیگر زندگی می کنند، قرار دارد."
جان آرچیبالد ویلر، فیزیکدان نجوم و ایده پرداز مفهوم و اصطلاح "سیاه چاله ها" با نگاهی مذهبی به منشاء کیهان به مجله نیوتن پاسخ داده است:" برپایه فیزیک کوانتوم، تناسب میان ذرات درون اتم مثل موقعیت و انرژی آنها بطور همزمان قابل تعیین نیستند.
این ذرات در یک حالت پنهان قرار دارند و بنابراین امکان اندازه گیری آنها وجود ندارد. این دقیقا همان اتفاقی است که در جهان رخ می دهد. درحقیقت کیهان می تواند از تراکم چند میلیارد میلیارد واکنش کوانتومی بوجود آمده باشد؟ کسی نمی داند. اما این نکته کاملا روشن است که جهان متولد شده است و وجود دارد تنها به این دلیل که ما می توانیم آن را مشاهده کنیم و همین برای اثبات وجود آن کافی است. گذشته وجود ندارد و هیچ تئوری برای آن نیست. ما در سطوح میکروسکوپی همانطور که در ایجاد حال و آینده دخالت داریم، سعی می کنیم در خلق این گذشته نیز شرکت کنیم."
استفان هاوکینک، فیزیکدان نجوم برجسته انگلیسی از دانشگاه کمریج در خصوص انفجار بزرگ اظهار داشت:" این پرسش که قبل از انفجار بزرگ چه چیزی وجود داشته است، یک سوال بی معنی است. درست مثل این است که بپرسیم آیا جنوبی ترین نقطه زمین قطب جنوب است؟ تمام تاریخ هستی آنگونه که ما می شناسیم به مشاهدات فعلی ما بستگی دارد. قوانین فیزیک کوانتوم تنها می توانند اتفاقات پس از انفجار بزرگ را محاسبه کنند و برای این قوانین مشاهدات، تاریخ گذشته ای از این پدیده را تعیین می کنند که مشاهده شده است. بنابراین مشاهدات درباره زمان حال جهان گذشته آن را تعیین می کند."
در ادامه بررسی دیدگاه های دانشمندان برجسته دنیا در خصوص لحظه آغاز و پیش از انفجار بزرگ، مجله نیوتن به سراغ جفری ویک، ریاضیدان آمریکایی رفته است.
این دانشمند در این خصوص اظهار داشت:"جهان از آنچه که تصور می کنیم کوچکتر است و دیگر پایان یافته است. آنچه که اکنون می بینیم همانند سالنی از آینه است که نوری را که در فضا بصورت نامحدود گسترش می یابد به ما نشان می دهد. اما باید تاکید کرد که حتی اگر پایان یافته باشد، مرزی ندارد. همانند سالن پر از آینه نور یک کهکشان دو مسیر مختلف را برای رسیدن به زمین طی می کند، به این ترتیب یک کهکشان در دو نقطه مختلف آسمان دیده می شود. همانند یک سالن آینه که چند تصویر را از یک چشم نشان می دهد."
|
گروهی از محققان اسپانیایی و انگلیسی در تحقیقات خود نشان دادند که تنها یک نقطه کوچک در تشعشات میکروامواج اعماق کیهانی وجود دارد که بلافاصله پس از انفجار بزرگ ایجاد شده است.
فیزیکدانان دانشگاه کمریج انگلیس و موسسه فیزیک کانتابری در سنت آنبر اسپانیا که نتایج تحقیقات خود را در مجله ساینس منتشر کرده اند، کشف کردند که تنها یک نقطه سرد در تشعشعات میکروامواج اعماق کیهانی وجود دارد که بلافاصله پس از انفجار بزرگ ایجاد شده است. نتایج تحقیقات این محققان می تواند به کیهان شناسان برای فهم شکل گیری هستی در مراحل اولیه تکامل جهان نخستین کمک کند. به گفته این محققان بلافاصله پس از انفجار بزرگ، هستی سرد شدن و گسترده شدن خود را آغاز کرد و این تکامل را در مراحل مختلف انجام داد. در این مراحل هستی از حالت جامد به مایع و مایع به گاز تغییر کرده است. در جهان نخستین انتقال از این مراحل به روشی منظم انجام شده است. درواقع این مراحل در جهان نخستین شبیه به مراحلی انجام شده است که در یک دستگاه منجمد کننده طی می شود. برای مثال در یک قالب یخ، نقاط مات حضور حفره هایی را در فرایند بلورشدگی نشان می دهند. در ۷۰ سال گذشته فیزیکدانان حضور حفره هایی را در کیهان فرض کرده اند و توضیح داده اند که این حفره ها در زمانی که ذرات مختلف درلحظه شکل گیری هستی و دردمای بسیار بالا از پلاسما جدا شده اند، توسعه یافته اند. دراین خصوص نیل توروک، کیهان شناس دانشگاه کمریج و سرپرست این تیم تحقیقاتی توضیح داد:" یکی از این حفره ها که "بافت" نامیده می شود، یک جرم آسمانی سه بعدی و یک نوع گلوله انرژی است." براساس تئوری که این دانشمندان مطرح کرده اند، این بافت ها و حفره های دیگر همانند تغییرات دمایی میکروامواج اعماق کیهان شناسایی می شوند. این دانشمندان یک نقطه سرد را در نقشه میکروامواج عمق کیهان مورد تجزیه قرار دادند و ثابت کردند که این حفره می تواند به عنوان بافت جهان نخستین معرفی شود. خبرگزاری مهر |
|
E=mc^۲ یک گونه از بیان معادله مشهور نسبیت اینشتین است.
ابن فرمول به طور خاص به معنای آن است که انرژی معادل جرم ضرب در مجذور سرعت نور است. گرچه این معادله ساده به نظر میرسد، استلزامات مهمی را به دنبال دارد، از جمله این که هیچ جسم دارای جرمی نمیتواند سرعتی بیش از سرعت نور داشته باشد. این امر به خاطر آن است که انرژی کل یک جسم با افزایش سرعت آن افزایش مییابد. هنگامی که سرعت یک جسم به سرعت نور میرسد، جرم آن به بینهایت میل میکند. به عبارت دیگر مقادیر بینهایتی انرژی برای شتاببخشیدن به یک جسم تا سرعت نور لازم است. همشهري آنلاين |
|
گروهی از کیهان شناسان انگلیسی و بلژیکی کشف کردند که شکل گیری ستارگان اولیه در حدود ۱۳ میلیارد سال قبل به ماهیت ماده تاریک سرد وابسته است.
کیهان شناسان دانشگاه دورهام انگلیس و دانشگاه آنتورپ بلژیک به کمک یک ابررایانه با ارائه یک مدل رایانه ای موفق شدند حوادث مربوط به کمی پس از تولد جهان را بازسازی کنند. این دانشمندان که نتایج بررسی های خود را در مجله "ساینس" منتشر کرده اند، با این شبیه سازی رایانه ای مدل هایی را ساختند که یک ماده تاریک سرد یا گرم را نشان می داد. این تحقیق درحقیقت یک گام بزرگ بسوی شناخت ماهیت ماده تاریک است. فرضیه وجود ماده تاریک ۷۰ سال قبل مطرح شد. به گفته این محققان برخی از ستارگان اولیه باید درجایی شکل گرفته شده باشند که امروزه کهکشان راه شیری در آن قرار دارد. این شبیه سازی ها نشان می دهد که ستارگان اولیه در حضور ذرات ماده تاریک سرد به صورت ایزوله و به شکل مجزا شکل گرفته اند. همچنین این دانمشندان درخصوص ماده تاریک پرانرژی (گرم) اظهار داشته اند که این ماده در همان زمان تشکیل ستارگان اولیه توسط ماده تاریک سرد، با گذر از مکان های باریک و رشته ای، ستارگان متعددی را در ابعاد مختلف تشکیل داده است. در این خصوص لیانگ گائو از اعضای این تیم توضیح داد: "این رشته ها باید طولی در حدود ۹ هزار سال نوری داشته باشند. بنابراین طول آنها یک چهارم ابعاد فعلی کهکشان راه شیری است." این دانشمندان با این شبیه سازی امیدوارند برپایه دو مدل ماده تاریک سرد و ماده تاریک گرم موفق به شناسایی برخی از این ستارگان اولیه شوند. براساس تئوری های کنونی کیهان شناسی، میلیون ها سال پس از انفجار بزرگ، جهان هنوز تاریک بود و تنها عناصر حاضر در آن هیدروژن و هلیم بودند. سپس این گازها توانستند ستارگان و کهکشان ها را بسازند. خبرگزاری مهر |
|
سفر در زمان که درحال حاضر تنها در فیلم های علمی تخیلی امکانپذیر است می تواند در آینده و با کمک قوانین فیزیک به واقعیت تبدیل شود.
یک فیزیکدان ایتالیایی مدل تئوریکی ساخته است که از طریق " یکتایی های خام " که در کهکشانها قرار دارند، پرش به گذشته را پیش بینی می کند. "فرناندو د- فلیشچه"، استاد فیزیک دانشگاه پادوا در ایتالیا در زمره دانشمندانی است که تئوری های پرش در فضا – زمان کهکشان ها را با استفاده از یک "ماشین زمان فرضی" توسعه داده اند. این فیزیکدان با بررسی پدیده های مختلف کیهانی و فرمول های ریاضی، مدل تئوریکی را ساخته است که پرش به گذشته را از طریق "یکتایی های عریان" که در کهکشان ها پیدا می شوند، امکانپذیر می کند. این فیزیکدان در خصوص "یکتایی عریان" توضیح داد :" وقتی یک سیاه چاله برای فروپاشی ستاره ای که در میدان گرانش آن قرار گرفته شکل می گیرد، در داخل سیاه چاله یک "یکتایی" به وجود می آید. یکتایی درحقیقت منطقه ای از سیاه چاله است که موقعیتهای غیرعادی را ایجاد می کند. نوری که سیاه چاله از یک ستاره بدست می آورد مانع مشاهده "یکتایی" می شود. اما گروهی دیگر از یکتاییها وجود دارد که به آنها "یکتایی عریان" گفته می شود. نور، این یکتاییها را نمی پوشاند و بنابراین قابل رویت هستند. از یکتاییهای عریان می توان اطلاعاتی درباره میدان گرانشی سیاه چاله به دست آورد. درحقیقت در داخل این میدان گرانشی پدیده ها به طرز استثنایی تغییر می کنند که "وارونگی زمانی" یکی از این تغییرات عجیب است. به اعتقاد این دانشمند در یکتایی، ذرات نسبت به زمان وارونه حرکت می کنند، همانطور که پیش از این تئوری نسبیت انیشتن این پدیده را پیش بینی کرده بود. در واقع اگر در زندگی ما ثانیه ها به صورت ۱،۲،۳ جلو می روند برای کسی که دریکتایی عریان زندگی می کند، نسبت به مشاهده گری که از خارج به آن نگاه می کند، بصورت ۱- ، ۲- ، ۳- پیش می روند. به عبارت دیگر، فردی که در این منطقه سیاه چاله ای زندگی می کند، به جای اینکه از زمان حال به آینده برسد، از حال به گذشته می رود. هنوز زمانی که یک فضاپیما بتواند خود را به این منطقه برساند مشخص نیست و برای رسیدن به این زمان به توسعه فناوریهای جدیدی نیاز است. فناوریهایی که امکان سفر فضاپیماها را با سرعت کمتر از سرعت نور به داخل این "یکتایی" فراهم کنند. درحال حاضر دانشمندان بسیاری هستند که در رویای ساخت ساعتی بسر می برند که عقربه هایش به عقب برمی گردد. این دانشمندان بدون نگرانی از چگونگی پرش به گذشته می توانند لحظه تولد خود را ببینند. شاید بتوان گفت که یکی از مهمترین جنبه های تحقیقات "فرناندو د- فلیچه" که در مجله "نیوساینتسیت" منتشر شده ، قدرت کنترل زمان گذشته و آینده است. این دانشمند در این خصوص اظهار داشت:" سفر به آینده می تواند در لابراتوار بازسازی شود. ذراتی که با سرعت نور سفر می کنند، در یک هزارم ثانیه مخفی می شوند و می میرند، اما ما وجود این ذرات را در ۱۰ ثانیه مشاهده می کنیم. این مسئله نشان می دهد که زندگی این ذرات طولانی شده و این درست شبیه به پرش به آینده است." پرش به آینده با پارادکسهای دوقلوها بهتر توضیح داده می شود. درحقیقت اگر دو انسان دوقلو جدا از هم یکی روی زمین و دیگری در یک فضاپیما که با سرعت نور بین ستارگان حرکت می کند، زندگی کنند، وقتی پس از ۲۰ سال نجومی همدیگر را پیدا کنند، این زمان به سالهای زمینی برابر با ۲۰۰سال می شود. یعنی اگر این دوقلوها هنگام جدا شدن یکسال داشته باشند، پس از این مدت زمان برادر زمینی ۲۰۱ ساله و برداری که در فضا با سرعت نور سفر می کرد، ۲۱ سال خواهد داشت. درواقع می توان گفت که برادری که با سرعت نور سفر کرده است، به آینده برادر ساکن زمین پرش کرده است. این دانشمند در پاسخ به این سوال که اگر این یکتایی به جای اینکه در کهکشان ساخته شود، در لابراتوار بازسازی شود، چه اتفاقی می افتد، توضیح داد:" دراینصورت محاسبه جرم این یکتایی به سختی امکانپذیر خواهد شد. دانشمندان مطمئن نیستند که بتوانند تولید مصنوعی یک سیاه چاله کوچک و یکتایی آن را در لابراتوار سازماندهی کنند. درواقع براساس قوانین کلاسیک فیزیک امکان شکل دادن سیاه چاله های مصنوعی وجود ندارد." دراینحال شاید ماهواره "گلاست" (Glast) ناسا که سال آینده با هدف اندازه گیری لامپ های نوری با انرژی بالا در فضا، در مدار قرار می گیرد، بتواند تئوری "د- فلیچه" را مورد استفاده قرار دهد. خبرگزاری مهر
|
|||||
|
| |||||
هنگامی که یک ذره و ضدذره با هم برخورد میکنند، نیست میشوند و مقدار زیادی انرژی بر اساس معادله مشهور اینشتین E=mc^۲ آزاد میکنند.(E معادل انرژی، m معادل جرم، و cمعادل سرعت نور است.)
ذرات ضدماده در برخوردهای با سرعتهای بسیار بالا به وجود میآیند.
در اولین لحظات پس از مهبانگ (انفجار بزرگ) تنها انرژی موجود بود. هنگامی که جهان سرد شد و گسترش یافت، ذرات ماده و ضدماده به میزان مساوی تولید شدند.
اما ضدماده در دنیای امروز نادر است. دانشمندان مطمئن نیستند، چرا.
یک نظریه حاکی از آن است که در آغاز ماده بیشتری نسبت به ضدماده خلق شد، بنابراین حتی پس از نیستشدن آنها در تلاقی دوجانبه به قدر کافی ماده طبیعی به جای ماند تا ستارهها و کهکهشانها را بیافریند.
این پدیده در ابتدا در سال ۱۹۲۸ بوسیله فیزیکدان انگلیسی پل دیراک پیشبینی شد. او هنگامی که معادلههایی را به دست آورد که برای یک الکترون با بار منفی و یک الکترون با بار مثبت – یک ضدذره- صدق میکردند، برای اولین بار وجود ضدذرهها را پیشبینی کرد.
پیش بینیهای او با تحربیات فیزیکدان آمریکایی کارل آندرسن در سال ۱۹۳۲ اثبات شد.
جز غم و شادی درو بس میوه هاست
عاشقی زین هر دو حالت برتر است
بی بهار و بی خزان سبز و تر است
مثنوی معنوی
در حضور حضرت صاحبدلان
روبها این دم حیلت را بهل
وقف کن دل بر خداوندان دل
مثنوی معنوی
در نياز و فقر خود را مرده ساز
يعني اي مطرب شده با خاص و عام
مرده شو چون من كه تا يابي خلاص
زانكه آوازت ترا در بند كرد
خويشتن مرده پي اين پند كرد
دانه باشي مرغكانت برچنند
غنچه باشي كودكانت بركنند
دانه پنهان كن بكلي دام شو
غنچه پنهان كن گياه بام شو
هر كه داد او حسن خود را در مزاد
صد قضاي بد سوي او رو نهاد
اشكها و خشمها و رشكها
بر سرش ريزد چو آب از مشكها
دشمنان او را ز غيرت مي درند
دوستان هم روزگارش مي برند
مثنوي معنوي
موسیئی با موسیئی در جنگ شد
چون به بی رنگی رسی کان داشتی
موسی و فرعون دارند آشتی
مثنوی معنوی
وز زيان و سود و از خوف زوال
نه صفا مي ماندش ني لطف و فر
ني بسوي آسمان راه سفر
مثنوي معنوي
خاک شو تا گل بروید رنگ رنگ
مدتی را سنگ بودی دلخراش
امتحان کن یک زمانی خاک باش
مثنوی معنوی
