تمام سخن او حول یک مطلب دور می زند و آن را از جنبه های گوناگون می بیند و نشان می دهد. او وخامت وضعیتی را که ما برای خود درست کرده ایم ؛ علت آن و زوایای گوناگون آن را برای ما شرح می دهد و جالب آنکه راه رهایی را نمی گوید و اعتقاد دارد که دانستن همین مطالب باعث آگاهی و روشن بینی ما شده و در نتیجه رهایی حاصل می شود.
او مانند همه عرفا می گوید که برای رهایی هیچ شدنی نباید باشد و همه چیز با سکوت و سکون حل می شود. اگر آن مرکز از حرکت باز بماند آنگاه هماهنگی مستقیم و بدون واسطه ما با جهان و زندگی وجود خواهد داشت بدون آنکه از آن آگاه باشیم .
کامل العقلی بجو اندر جهان
جزو تو از کل او کلی شود
عقل کل بر نفس چون غلی شود
مثنوی معنوی
پیشه او خستن جانهای پاک
مثنوي معنوي
ژنها با جهشهايي كه انجام مي دهند سعي مي كنند كه خود را با شرايط پيش آمده سازگار سازند. در اين ميان آن ژنهايي موفق و ماندگار خواهند بود كه اين جهش به بقاي آنها منجر شود. پس بنابراين آنها باقي مي مانند و با شكل جديد و در شرايط جديد ادامه حيات مي دهند.
اين تغيير دائم را تكامل مي نامند. چون هر موجودي در جستجوي آرامش و لذت ( به معني برآورده شدن نيازهايش) مي باشد و از رنج (به معني عدم برآورده شدن نيازهايش ) مي گريزد ؛ پس تغيير و تكامل دائم مطلوب او نيست و در مقابل آن چاره اي جز تسليم ندارد.
در واقع زندگي وراي خواسته ما به روند خود ادامه مي دهد و ما را به دنبال خود مي كشد. زندگي يعني ما و ما يعني زندگي.
چه گنه دارد جهانهای فراخ
ای که اندر چشمه شور است جات
تو چه دانی شط و جیحون و فرات
ای تو نارسته از این فانی رباط
تو چه دانی سحو و سکر و انبساط
آنکه در چه زاد و در آب سیاه
او چه داند لطف دشت و رنج چاه
یا در اول او ز مادر برده زاد
یا به طفلی در اسیری اوفتاد
مثنوی معنوی
در طی این بازسازی؛ تقسیم نوین کار جهانی به مدیریت آمریکا به وجود آمد. این تقسیم به این صورت است که: کشورهای جهان سوم تولید کننده مواد اولیه مانند نفت؛ چوب؛ پنبه و غیره هستند. کشورهای اروپایی تولید کننده ابزار آلات ؛ ماشین آلات خط تولید و کارخانجات می باشند. مواد اولیه به همراه کارخانجات به آسیای جنوب شرقی می روند و در آنجا تبدیل به کالا می گردند و مصرف کننده عمده این کالاها کشور آمریکا می باشد بطوری که به این مناسبت اقتصاد آمریکا را که بیش از هفتاد درصد آن را مصرف تشکیل می دهد؛ موتور اقتصاد جهانی می نامند.
به همین دلیل شاخصهای بسیار مهمی در اقتصاد آمریکا وجود دارد که اعتماد مصرف کنندگان را به اقتصاد جهت ادامه و افزایش مصرف خود بیان می کند.
این شاخصها توسط دانشگاههای مهمی مانند دانشگاه میشیگان و وزارت اقتصاد آمریکا در برهه های زمانی مشخص اخذ و اعلام می گردد که نوسان آنها باعث نوسان بازارهای به هم پیوسته جهانی می شود.
در جفاي اهل دل جد مي كنند
آن مجاز است اين حقيقت اي خران
نيست مسجد جز درون سروران
مثنوي معنوي
اما اگر ما نخواهیم در اینگونه مواقع به فکر اهمیت بدهیم و فقط به دلمان گوش بسپاریم؛ بعدها دچار معضلات گسترده ای خواهیم شد که در نتیجه دل را هم زیر پا خواهیم گذاشت و به جدایی فکر می کنیم. پس بنابراین برای دو مسئله مهم زندگی که یکی شغل و دیگری ازدواج است باید فکر و دل هر دو در کنار هم وجود داشته باشند و هر دو آن مسئله را تایید کنند.
یعنی ما هم باید شغل و همسرمان را دوست داشته باشیم و هم مناسب ما باشند.
تورم علاوه بر نزدیک کردن قدرت خرید به قیمتهای اسمی مسکن؛ بر هزینه های تولید مسکن هم تاثیر می گذارد. در نتیجه اماکنی که با قیمتهای چند سال پیش ساخته شده اند هم بهتر فروش می روند و هم با به روز شدن قیمت آنها سود بیشتری عاید سازنده می کند.
پس بنابراین باید دیدمان در مورد حیات در خارج از زمین تغییر کند و انتظار داشته باشیم که زندگی در شرایطی کاملا" متفاوت که حتی احتیاج به پرتو پلاسم نداشته باشد در سایر نقاط گیتی جریان داشته باشد. در خارج از کره زمین تقریبا" در معدود نقاطی از عالم ممکن است که شرایط حاکم بر زمین وجود داشته باشد و شرایط زیست حتی در همین منظومه شمسی خودمان هم کاملا" متفاوت است. پس این دلیل نمی شود که حیات حتما" به آن شکلی که ما تصور می کنیم باید در نقاط دیگر عالم هم وجود داشته باشد.
ممکن است شکل زندگی و شرایط آن در نقاط دیگر آنقدر متفاوت از ما باشد که حتی نتوانیم باور یا درک کنیم. نظریه یازده بعدی بودن عالم؛ نظریه ابر ریسمانها؛ نظریه کوانتوم و سایر چیزهایی که از درک ما خارج است؛ موید این مطلب است.
مثلا" متوجه شده اند که در یکی از اقمار زحل اقیانوسهایی از متان وجود دارد و همانطور که در زمین باران آب می بارد در آنجا باران متان از ابرها می بارد.
همینطور اگر از وضعیت دوران زمین شناسی اطلاع داشته باشیم، می دانیم که شرایط در روی زمین هم همیشه یکسان نبوده و با این حال در همه دوران در روی زمین زندگی وجود داشته است.
اصولا" یکی از ابزار کنترل اقتصاد آمریکا و به نوعی اقتصاد جهان توسط فدرال رزرو یا همان بانک مرکزی آمریکا ؛ بازی با نرخ بهره می باشد. بدین ترتیب که در هنگام رکود اقتصاد که بطور نمونه بعد از یازده سپتامبر به وجود آمد؛ با پایین آوردن نرخ بهره به سطح حدود ۲۵/۱ اولا" باعث شد که مردم با بیرون آوردن پولهایشان از بانک و وارد کردن آن به سایر بخشهای اقتصادی از قبیل تولید و یا مصرف؛ مجددا" اقتصاد را به گردش در آورند و رونق به وجود بیاید. البته به خاطر تجربه سالهای دهه ۱۹۳۰ این کار بطور ناگهانی انجام نشد که به تنش و بحران اقتصادی منجر شود . بلکه به تدریج و در طول مدت نسبتا" زیادی با کندی کامل انجام گرفت . علاوه بر این پایین بودن نرخ بهره به ارزان شدن وامها منجر می شود و در نتیجه مردم برای تولید و مصرف وام می گیرند که این نیز به رونق اقتصادی کمک می کند.
یکی از خواص رونق اقتصادی به وجود آمدن تورم می باشد که با بالا بردن مجدد نرخ بهره باعث می شوند که اولا" پولها مجددا" به عنوان سپرده به بانکها برگردد؛ ثانیا" هزینه گرفتن وام بیشتر شود و در نتیجه وام گیری کندتر شود؛ ثالثا" پولهای اضافی که در نتیجه رونق اقتصادی به وجود آمده ؛ از دور اقتصاد خارج شود و در نتیجه شتاب رشد اقتصاد آهسته تر و تورم کمتر گردد.
بدین ترتیب با بالا و پایین بردن نرخ بهره ؛ همیشه اقتصاد را بین حالت رکورد و تورم نگه می دارند و اجازه نمی دهند که این دو وضعیت شوم در اقتصادشان پیش بیاید و تداوم پیدا کند.
در هر سلول زنجیری به طول چندین متر از دی ان ای که ژنها بر روی آنها قرار دارند وجود دارد. کلیه اتفاقاتی که در طول زندگی یک موجود برایش اتفاق می افتد؛ در قسمتی از این زنجیر ذخیره می گردد و به نسلهای بعد منتقل می گردد. پس در واقع زندگی یک موجود با تولد شروع نمی شود بلکه در واقع انگار یک موجود که همان ژن باشد در دوره های مختلف با شرایط مختلف زندگی می کند.
رفتار ما به دو بخش اکتسابی و ارثی تقسیم می شود. بخش ارثی مربوط به همان اطلاعاتی می شود که در درون هسته هر سلول روی ژنها وجود دارد و بسته به موقعیت بروز می کند و دیگری رفتارهایی که در طول عمر آموخته می شود. مجموعه اینها به نسل بعدی منتقل می شود.
طبق اصل بقای اصلح تنها ژنهایی می توانند به حیات خود ادامه دهند که بهترین سازگاری را با محیط خود داشته باشند و از آن بیشترین بهره برداری را انجام دهند.
آقاي مصفا مركزي در ذهن كه هويت فكري مي نامند را مسبب مشكلات بشري مي دانند. اين هويت فكري در اثر به وجود آمدن( من )كه عبارت است از صفاتي كه خانواده و اجتماع در ذهن ما القا مي كنند؛ شكل مي گيرد.
انسان با ذهني پاك و خالي به دنيا مي آيد و برخوردش با دنيا يك برخورد آني و غير تكراري و بكر مي باشد. اما كم كم القائات باعث پيدا شدن شخصيت و پس از آن تلاش براي پيرايش و نمايش اين شخصيت معطوف مي شود كه اين را در رابطه بودن با سايه زندگي تعبير مي كنند.
اين قالب ديد را محدود؛ كور و علتمند مي كند و بنابراين دور تسلسل اشتباهات و معضلات شروع مي شود و ديگر زندگي تبديل به يك زجر و مكافات عظيم مي شود.
ميلياردها سال است كه ژنها اطلاعات مربوط به زيست در شرايط گوناگون را در خود ذخيره مي كنند و در اين مدت توانائيهاي زيادي كه حتي بعضي از آنها براي ما ناشناخته است؛ كسب نموده اند.
مركز شناخت بعدي كه گفتيم دل ناميده مي شود يا همان ژنها كه براي شناخت از توانائيهايي كه نام برديم استفاده مي كنند . براي همين است كه هنگامي كه ما مطابق خواست دلمان عمل مي كنيم احساس خوبي پيدا مي كنيم .
در عرفان و همینطور توصیه بزرگان اینگونه بوده است که شناخت دل یا همان مکاشفه که در اثر مراقبه یا مدیتیشن به وجود می آید ( یعنی در غیاب فکر ) بر شناخت فکر ارجح است . چون ابزار شناخت فکر عملا" محدود است اما همانطور که گفته شد ابزار شناخت دل (ژنها) نامحدود و ناشناخته است .
در خورشید ما از ترکیب دو اتم هیدروژن یک اتم هلیم به اضافه مقدار زیادی انرژی تولید می شود. اما در ستاره هایی که چندین برابر خورشید ما اندازه دارند به علت جرم زیاد و گرانش بیش از حدی که دارند در داخل آنها مجددا" دو اتم هلیم با هم ترکیب و عنصری دیگری و دو اتم از آن عنصر با هم ترکیب و تشکیل عنصر جدیدتری را می دهند و بدین ترتیب تمامی عناصر مو جود در طبیعت در درون این ستاره ها ساخته می شود. بطوری که داخل این ستاره ها مانند پیاز به صورت لایه لایه در می آید. همین تنوع ساختاری در درون ستاره باعث عدم تعادل و در نتیجه انفجار این ستاره که به آن سوپرنوا گفته می شود؛ می گردد.
در اثر این انفجار عظیم علاوه بر اتفاقات زیادی که می افتد؛ عناصر ساخته شده در درون آ ن در اطرافش پراکنده می شوند و به صورت ابری که به آن سحابی گفته می شود در می آید. به تدریج این عناصر از لبه های این ابر که گرانش کمتری دارد به فضا می روند و پس از مدتی از تجمع این عناصر و گازهای دیگر توده ای تشکیل می شود که در مرکز آن به علت گرانش؛ کوره ای اتمی از گاز هیدروژن شروع به فعالیت فیژیونی می کند و سیارات خاکی و گازی متعددی در پیرامون آن شکل می گیرند.
حركتي از فضاي لايتناهي به طرف مركز سياهچاله كه به وجود آورنده كهكشانها مي باشد.
طبق نظريه اي كه عنوان شده است عالم مثل يك حباب است كه در حال بزرگ شدن است . انرژي تاريك نيرويي است كه براي بزرگ شدن اين حباب به كار مي رود.
عالم از ۷۵٪ انرژي تاريك؛ ۲۰٪ ماده تاريك و تنها ۵٪ ماده و انرژي كه ما مي شناسيم تشكيل شده است.
اينكه براي ماده و انرژي كه به داخل سياهچاله ها كشيده مي شود ؛ چه اتفاقي مي افتد؛ اطلاع دقيقي در دست نيست اما شايد به دليل گرانش بي نهايت اين سياه چاله ها ؛ مجددا" زير ساخت جديد ساخته مي شود و در نهايت با انفجار اين سياهچاله ها كه در نهايت به هم مي پيوندند؛ جهان جديدي به وجود بيايد.
آقاي مصفا با الهام گيري از نظريات كريشنا مورتي در حقيقت اين پروسه را كالبدشكافي مي كند و وخامت اين مسئله را بيان مي كند.
ايشان يك مترجم بسيار توانا و نويسنده بسيار خوب نيز مي باشند.
او مي گويد: همه موجودات زنده تحت كنترل ژنهاي خود هستند و اين ژنها كه خودخواه هم مي باشند بقا و انتقالاشان به بدن جديد را مي خواهند كه اين نيز خود نوعي بقا محسوب مي شود.
مثلا" فرزندان ما حامل ژنهاي ما مي باشند و اين ژنها به همين صورت ميلياردها سال است كه از بدني به بدن ديگر مي روند و در انطباق با شرايط جديدي كه در آن قرار مي گيرند كدهاي جديدي كسب مي كنند كه مجموعه كدهاي قبلي و كدهاي جديد به نسل بعدي منتقل مي شود.
در واقع اين دوران مختلف زمين شناسي هستند كه تعيين كننده شرايط حيات براي موجودات زنده كه در واقع همان كدهاي اطلاعاتي يا ژنها مي باشند؛ هستند.
او مي گويد: در واقع ما ماشين ژنهايمان هستيم و مدتي شرايط حيات آنها را فراهم مي كنيم و سپس آنها را به فرزندانمان منتقل كرده و خود از اين جهان مي رويم و همينطور فرزندانمان هم به همين صورت. و اين تسلسل ادامه مي يابد و اين ژنها كه ميلياردها سال است كه زنده اند تا زمان نامعلوم ديگري هم زنده خواهند ماند و در اين مدت از بدني به بدن ديگر مي روند و مطابق با شرايطي محيطي سازگار مي شوند.
در واقع چون تغيير دائمي در شرايط محيطي وجود دارد؛ پس بنابراين اشكال مختلف سازگاري به وجود مي آيد كه اين همان باقي ماندن موجوداتي است كه بتوانند با اين تغييرات هماهنگي حاصل كنند و ضمن بقا از محيطشان بيشترين بهره را ببرند.
در واقع اين نظريه انتخاب اصلح را تاييد مي كند و به نظر من اصلح فقط نمي تواند قوي باشد بلكه بستگي دارد به ترفندهاي هماهنگي با محيط و دو اصل بقا و توليد مثل را بطور كاملا" موفقيت آميز انجام دادن كه اين توانايي كه ما كسب مي كنيم به نسلهاي بعدي به وسيله كدي كه به ژنها اضافه مي شود منتقل مي گردد. منتها در نسلهاي بعدي بستگي به شرايط اين كدها نهفته يا آشكار مي شوند.
مسئله ديگري كه در كيهان شناسي اهميت زيادي دارد درك ما از هستي و چگونگي آن مي باشد. اين مسئله هم از كليه علوم بهره مي گيرد و هم به همه علوم ياري مي رساند.
در واقع جذابترين علم شناخت چگونگي كائنات و عملكرد آن مي باشد.
سعي خواهيم كرد كه در اين وبلاگ در اين باره صحبتهاي زيادي داشته باشيم .
