تبليغاتX
آشنا
جستجو یی ماورای جستجو من نمی دانم تو می دانی بگو

نوشته شده توسط محسن در ساعت 2:0 بعد از ظهر | لینک  | 

نوشته شده توسط محسن در ساعت 1:50 بعد از ظهر | لینک  | 

نوشته شده توسط محسن در ساعت 8:42 قبل از ظهر | لینک  | 

نوشته شده توسط محسن در ساعت 2:50 بعد از ظهر | لینک  | 

نوشته شده توسط محسن در ساعت 2:48 بعد از ظهر | لینک  | 

نوشته شده توسط محسن در ساعت 2:39 بعد از ظهر | لینک  | 

نوشته شده توسط محسن در ساعت 2:28 بعد از ظهر | لینک  | 

نوشته شده توسط محسن در ساعت 2:18 بعد از ظهر | لینک  | 

نوشته شده توسط محسن در ساعت 1:51 بعد از ظهر | لینک  | 

نوشته شده توسط محسن در ساعت 1:47 بعد از ظهر | لینک  | 

نوشته شده توسط محسن در ساعت 1:45 بعد از ظهر | لینک  | 

Llaima eruption : The Llaima volcano erupts, spewing lava, ash ...

See Explanation.  Clicking on the picture will download
 the highest resolution version available.

 

 

نوشته شده توسط محسن در ساعت 1:35 بعد از ظهر | لینک  | 

 See Explanation.  Clicking on the picture will download
 the highest resolution version available.

 

نوشته شده توسط محسن در ساعت 1:22 بعد از ظهر | لینک  | 

نوشته شده توسط محسن در ساعت 1:18 بعد از ظهر | لینک  | 

گرگ از آهو چو زاید کودکی

هست در گرگیش و آهویی شکی

تو گیاه و استخوان پیشش بریز

تا کدامین سو کُند او گام تیز

گر به سوی استخوان آید سگ است

ور گیا خواهد یقین آهو رگ است

               مثنوی معنوی

نوشته شده توسط محسن در ساعت 1:4 بعد از ظهر | لینک  | 

طبعت ای آتش چو سوزانیدنیست

تا نسوزانی تو چیزی چاره نیست

لعنت این باشد که سوزانت کند

اوستاد جمله دُزدانت کند

               مثنوی معنوی

نوشته شده توسط محسن در ساعت 1:2 بعد از ظهر | لینک  | 

تا دهد جان را فِراقش گوشمال

جان بداند قدر ایّام وصال

چند روزی که ز پیشم رانده است

چشم من در روی خوبش مانده است

در بلا هم می چشم لذّات او

ماتِ اویم ماتِ اویم ماتِ او

            مثنوی معنوی

نوشته شده توسط محسن در ساعت 1:0 بعد از ظهر | لینک  | 

خوی کان با شیر رفت اندر وجود

کی توان آن را ز مردم واگشود

                مثنوی معنوی

نوشته شده توسط محسن در ساعت 12:56 بعد از ظهر | لینک  | 

چاپلوس و لفظ شیرین و فریب

می ستانی می نهی چون زن به جیب

مر ترا دشنام و سیلیّ شهان

بهتر آید از ثنای گمرهان

صفع شاهان خور مخور شهد خَسان

تا کسی گردی ز اقبال کسان

هر کجا بینی برهنه و بینوا

دان که او بگریختست از اوستا

تا چنان گردد که می خواهد دلش

آن دلِ کورِ بدِ بی حاصلش

هر که از اُستا گریزد در جهان

او ز دولت می گریزد این بدان

                  مثنوی معنوی

 

نوشته شده توسط محسن در ساعت 12:55 بعد از ظهر | لینک  | 

ما هم از مستان این می بوده ایم

عاشقان درگه وی بوده ایم

ناف ما بر مهر او بُبریده اند

عشق او در جان ما کاریده اند

روز نیکو دیده ایم از روزگار

آبِ رحمت خورده ایم اندر بهار

ای بسا کز وی نوازش دیده ایم

در گلستان رضا گردیده ایم

              مثنوی معنوی

نوشته شده توسط محسن در ساعت 12:49 بعد از ظهر | لینک  | 

پیشهء اول کجا از دل رود

مِهر اول کی ز دل بیرون شود

در سفر گر روم بینی یا خُتَن

از دل تو کی رود حُبُّ الوطن

              مثنوی معنوی

نوشته شده توسط محسن در ساعت 12:46 بعد از ظهر | لینک  | 

ما اگر قلّاش و گر دیوانه ایم

مست آن ساقی و آن پیمانه ایم

تا خیال دوست در اسرار ماست

چاکری و جانسپاری کار ماست

هر کجا شمع بلا افروختند

صد هزاران جانِ عاشق سوختند

عاشقانی کز درون خانه اند

شمع روی یار را پروانه اند

ای دل آنجا رو که با تو روشنند

وز بلاها مرترا چون جوشنند

زان میان جان ترا جا می کنند

تا ترا پُر باده چون جامی کنند

در میان جان ایشان خانه گیر

در فلک خانه کُن ای بدر مُنیر

پیش خویشان باش چون آواره ای

بر مَهِ کامل زن ار مه پاره ای

جزو را از کُلَّ خود پرهیز چیست

با مخالف این همه آمیز چیست

               مثنوی معنوی

نوشته شده توسط محسن در ساعت 5:9 بعد از ظهر | لینک  | 

درد خیزد زین چنین دید درون

درد او را از حجاب آرد بُرون

              مثنوی معنوی

نوشته شده توسط محسن در ساعت 4:59 بعد از ظهر | لینک  | 

این امانت در دل و دل حامله ست

این نصیحتها مثال قابله ست

                 مثنوی معنوی

نوشته شده توسط محسن در ساعت 4:58 بعد از ظهر | لینک  | 

لعنت آن باشد که کژبینش کند

حاسد و خودبین و پُر کینش کند

                   مثنوی معنوی

نوشته شده توسط محسن در ساعت 4:56 بعد از ظهر | لینک  | 

بی حدی تو در جمال و در کمال

در کژی ما بی حدیم و در ضلال

بی حدیّ خویش بگمار ای کریم

بر کژیِّ بی حدِ مُشتی لئیم

                       مثنوی معنوی

نوشته شده توسط محسن در ساعت 4:55 بعد از ظهر | لینک  | 

عهد ما بشکست صد بار و هزار

عهد تو چون کوه ثابت برقرار

عهد ما کاه و به هر بادی زبون

عهد تو کوه و ز صد کُه هم فزون

                      مثنوی معنوی

نوشته شده توسط محسن در ساعت 2:9 بعد از ظهر | لینک  | 

سالها ره می رویم و در اخیر

همچنان در منزل اول اسیر

                 مثنوی معنوی

نوشته شده توسط محسن در ساعت 2:7 بعد از ظهر | لینک  | 

دست گیر از دست ما ما را بخر

پرده را بردار و پردهء ما مدر

بازخر ما را از این نفس پلید

کاردش تا استخوان ما رسید

از چو ما بیچارگان این بند سخت

که گشاید ای شه بی تاج و تخت

این چنین قفل گران را ای وَدود

که تواند جز که فضل تو گشود

ما ز خود سوی تو گردانیم سر

چون تویی از ما به ما نزدیکتر

                   مثنوی معنوی

نوشته شده توسط محسن در ساعت 2:6 بعد از ظهر | لینک  | 

این خریداران مُفلس را بهل

چه خریداری کند یک مُشت گِل

گِل مخور گِل را مَخر گِل را مجو

زانکه گِل خوار است دائم زردرو

دل بخور تا دائما" باشی جوان

از تجلّی چهره ات چون ارغوان

                  مثنوی معنوی

نوشته شده توسط محسن در ساعت 2:1 بعد از ظهر | لینک  | 
 

Locations of visitors to this page Locations of visitors to this page